خانه / مقالات / مقالات / تا چه اندازه با خودمان رابطه خوبی داریم؟

تا چه اندازه با خودمان رابطه خوبی داریم؟

تا چه اندازه با خودمان رابطه خوبی داریم؟

بعضی از ما در کودکی و حتی دوران نوجوانی خود، با یک سری باورها و اعتقاداتی روبرو می شویم.

این باورها و اعتقادات تا سالهای سال با ما همراه هستند.

وقتی به سنی می رسیم که تشخیص بعضی موارد برایمان قابل لمس می باشد.

و یک جایی به تضادها و تناقض ها در گفتار و رفتاراطرافیان و خودمان برخورد می کنیم.

با یک کم توجه کردن می بینیم که، چه اختلافاتی در نظرات وجود دارد.

سؤالاتی برایمان پیش می آید.

چرا اون فرد با داشتن این همه ثروت، لباس پوشیدنش این شکلی هست؟

چرا فلانی با وجود ظاهری نامناسب، این همه مال و ثروت دارد؟

آیا کسی که این همه شاد و سرحال هست، پول زیادی دارد؟

چرا اون فردی که این همه پول دارد یک دست لباس شیک نمی پوشد؟

چگونه می شود که آقای ایکس همیشه هم سحرخیز است، ولی بد اخلاق هست؟

چرا هر وقت ما مهمون داریم، باید میوه تازه بخوریم؟

چرا هر وقت غذا می خوریم ظروف غذاخوریمان با مهمون هامون فرق می کند؟

و بسیاری از سؤالات دیگه که ذهن ما را درگیر این روابط شخصیتی می کند.

چرا به خودش نمی رسد؟

محمود آقا 50 سال سن داشت و دارای ملک و املاک بسیار زیادی بود.

هر کدام از زمین هایش در شهر کلی قیمت داشت ولی هیچ کدام را نه می فروخت و نه می ساخت.

در صورتی که هم پول ساختش را داشت و هم فروشش کلی به نفع شهر بود.

اموال اون به اندازه ای بود که بتواند تا سالهای سال به مسافرت برود و خوش بگذراند.

اگر فقط یکی از ازمین هایش در شهررا می فروخت، با پولش به راحتی می توانست بهترین ملک را در خارج از کشور بخرد.

با پس اندازی که داشت به راحتی قادر بود بهترین ماشین و منزل را در آنجا داشته باشد.

ولی دریغ از حتی یک دست لباس شیک و تمیز، ماشین راحت و خوب و دوستانی پرشور و شاد.

یک بار وقتی او را با موتور سیکلت درب و داغن توی شهر دیدم.

اومد و کنار من و پدرم ایستاد، بویی که می داد من را وحشت زده کرد.

تا جایی که خودش هم متوجه عکس العمل من شد.

نمی دانم و همیشه برایم سؤال بود آخه چرا با این همه پول لااقل یک عطر خوشبو به خودش نمی زند؟

هنگامی که داشت دور می شد،

پدرم گفت: این یکی از پول دارترین افراد شهر است.

من هم به تایید سرم را به نشانه تایید تکون دادم.

بعد از مدتی خبردار شدیم که فوت کرده است.

هنوز چند ماهی نگذشته بود که پسران وی کلی با مال و اموال او سروسامان گرفتند.

در دوران زنده بودن آقا محمود، خانواده او نیز از ثروتش هیچ استفاده ای نبرده بودند.

روابط با خودمان را چه قدر جدی می گیریم؟

 

شده ساعتی را فقط برای خودمان وقت بگذاریم؟

شده به محض کوچکترین لکه ای روی لباس خود، اون رو عوض کنیم؟

شده کسی به ما تیکه بیاندازد، و اهمیت به آن ندهیم؟

شده با داشتن ماشین کولر دار، به محض گرم شدن هوا کولر ماشین رو برای خود روشن کنیم؟

شده به خاطر یک اتفاق ناخواسته و غیر مهم خود را ببخشیم؟

 

و بسیاری از این مسائل که وقتی به آنها فکر می کنیم، اگر جواب منفی باشد فقط داریم خود را فراموش می کنیم.

اگر من و شما به شخصیت ظاهری و باطنی خود اهمیت ندهیم، چه کسی می خواهد اهمیت دهد؟

 

آیا انتظار داریم ما خود را بدون ارزش بدانیم و بقیه به ما اهمیت دهند؟

نه خیر اون کسی که می تواند ما را جدی بگیرد و شکل دهد فقط و فقط خودمان هستیم.

 

اهمیتی نباید داشته باشد که دیگران در مورد انتخاب ما چه می گویند.

اهمیتی نباید داشته باشد که دیگران چه قضاوتی در مورد می کنند.

اهمیت و ارزش شخصی خود را همانگونه که هستیم، در راه رسیدن به اهداف خود بپذیریم.

 

اگر کمبود و یا نقصی در شخصیت خود می بینیم، اون کسی که می تواند برطرف کننده باشد، خود واقعی ماست.

چه رابطه ای با خودمان داریم؟

این رابطه چه قدر برایمان جدی و مهم است؟

اولین شرط رابطه با خودمان

 

درست است که ارتباط با دیگران، محیط و خدا بسیار مهم است.

ولی تنها رابطه ای که می تواند دیگر روابط را تحت تاثیر قرار دهد، رابطه با خود است.

رابطه ای که با خود داریم، تا چه اندازه برای من و شما مهم و ضروریست.

 

این مهم را وقتی می دانیم که، در برخوردهایمان به وضوح می توانیم مشاهده کنیم.

من اگر برای خودم مهم باشم، سعی می کنم دست به رفتار و برخوردهایی بزنم که به ارزش شخصیتیم بیافزاید.

 

وقتی در جمع قرار می گیرم، یا هنگامی که در طبیعت هستم باید درک کنم که چگونه می خواهم با من رفتار شود.

می خواهم کسی را قضاوت کنم، یا رفتارش را نقد کنم، ابتدا تا چه اندازه می خواهم مثمر ثمر باشم.

 

آیا می توانم طوری نقد کنم که به طرف مقابلم توهین نشود؟

یا در برابر خدا می توانم خود را فردی لایق عزت و احترام بدانم؟

می توانم درخواستم را به فرد مقابل با احترام بیان کنم، طوری که طرف مقابلم به خواسته من با احترام جواب دهد؟

 

بنابراین احترامی که من به خود می گذارم، می تواند طبعات خوبی هم داشته باشد.

عزت نفس و اعتماد به نفس من تا هر اندازه بالا باشد، همان اندازه هم دارای احترام خواهد بود.

البته نه به صورتی که نوعی خودبینی باشد.

 

اگر نفس من تا آن اندازه که خودم می خواهم کنترلش کنم، به همان اندازه هم مورد احترام خواهد بود.

 

احترام به خود، اولین و مهمترین اصلی می باشد که روابط ما را قابل احترام نگه خواهد داشت.

احترام به خود در پوشش، رفتار، وقت شناسی، برنامه ریزی، هدف داربودن وبسیاری موارد که ارزش واقعی ما را نشان می دهد، خواهد بود.

 

پس شرط اولیه هر رابطه ای که با خود باید داشته باشیم، احترام به خود و شخصیت ارزشمند خویش می باشد.

چه کار کنیم که این احترام در رابطه با خود حفظ شود؟

 

در همان ابتدایی ترین برخورد ها که دقت کنیم، می خواهیم رابطه ی لذت بخشی داشته باشیم.

ما چه اندازه از رابطه با خود لذت می بریم؟

چه اندازه برای این رابطه اهمیت می دهیم؟

 

همانگونه که برای یک فرد مورد احترام، اهمیت و ارزش قائلیم برای خود نیز همانگونه هستیم؟

در داستانی که بالا به آن اشاره شد، حتماً متوجه موضوعاتی از این دست شده اید.

وقتی به یک جای دعوت هستیم، چه اندازه در پوشش خودمان ارزش قائلیم؟

چه قدر در در رشد شخصیت کوشا بوده و در گفتگو کردن مهارت  پیدا کردیم؟

آیا وقتی به آتجا می رویم با چهره ای عبوس و نگران وارد می شویم؟

اگر بخواهیم از این دست سؤالات بپرسیم، زیاد و خسته کننده هستند.

 

ولی من یک سؤال را همیشه از خودم می پرسم.

آیا الان که می خواهم این کار را انجام دهم، رابطه ام با خودم خوبه و اینکه احساس خوبی دارم یا نه؟

 

هر وقت و در هر زمانی که دست به کاری می زنیم، این احساس خوب و احترامی که نسبت به خود قائلیم، ما را راهنمایی خواهد کرد.

حفظ احترام به خود همراه با داشتن احساس خوب نسبت به خودمان، روابط مثبتی را نیز رقم خواهد زد.

 

بنابراین ارزش و شخصیت درونی و بیرونی ما به آن اندازه احترامی هست که به خود قائلیم.

روابط دیگرما، تا زمانی خوب و مثبت پیش می رود که رابطه بین خود واقعی  را حفظ کنیم.

 

بابت اینکه وقت گذاشته و مقاله را مطالعه فرمودید، سپاسگزاریم و ممنون میشویم اگر نقطه نظرات خود را در پایان متن ارائه بفرمایید.

منتظر مقالات بعدی ما باشد…

 

 

 

 

درباره ی abbas bahadore

2 دیدگاه

  1. خیلی عالی بود. مرسی به خاطر مطالب مفیدی که میزارید

  2. تشکر از مطالب ارسالی استفاده کردم از مطالب خوبتون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *