خانه / مقالات / مقالات / شناختن مهارتهای ارتباطی عاطفی چه ضرورتی دارد؟

شناختن مهارتهای ارتباطی عاطفی چه ضرورتی دارد؟

شناختن مهارتهای ارتباطی عاطفی چه ضرورتی دارد؟

همان گونه که در مقالات قبل بحث کردیم، مهارتهای روابط عاطفی در دوران طفولیت شکل می گیرد. از همان اولین لبخند روز دوره ی کودکی، زمینه ی آموزش عظیمی برای یادگیری، کشف، انتقال و پاسخ به احساسات آغاز می شود. البته فرآیند یادگیری نباید بعد از اینکه بزرگ شدیم، قطع شود خیلی ها در بزرگ سالی مهارت ارتباطات عاطفی خود را یاد می گیرند و امکان پیدا می کنند با دیگران روابطی پایدار و رضایت بخش تری برقرار سازند.

اشکال ارتباطی از تنوع زیادی برخوردارند از جمله:

1- حرکات چهره  2-حرکت  3-اشاره ها  4-لمس  5-لحن صدا  6-کلمات توصیفی  7-استعاره ها.

علاوه بر اینها ما باید مهارتهای اساسی گوش کردن را در ارتباطات عاطفی خود نیز پرورش دهیم. هدف همه این توضیحات و بررسی ها دو مزیت دارد، اول: بیشتر آگاه شدن از روشی است که ما این خط مشی ها را برای نشان دادن احساسات خودمان بکار می بریم و دوم: بیشتر آشنا شدن با روشی است که اطرافیانمان بکار می برند. بنابراین می توانیم این عوامل را شناسایی کنیم و از طریق فرآیند خواسته ها، به عواطف دیگران پاسخ دهیم.

زندگی فقط رابطه است. افزایش کیفیت ارتباطات یعنی ارتقاء کیفیت زندگی.

هر چه بیشتر این عناصر ارتباط عاطفی را بشناسیم، بهتر می توانیم انتظارات خود را ابراز کنیم و به شیوه ای معنادار به خواسته های دیگران پاسخ دهیم. ما یاد می گیریم مسائل مهارتهای ارتباطی ساده را شناسایی کنیم که در توانایی ما در ابراز خواسته هایمان اخلال ایجاد نکنند. برای تداوم رابطه ها کشف کنیم و پاسخ لازم را به آنها بدهیم. ارتباط قلبی با یکدیگر خیلی اسرارآمیز نیست و ضرورتا فطری و یا خود به خودی هم نیست.

با حرکات چهره، لحن صدا، اشاره ها، انتخاب کلمه، و غیره ما دایم تجارب عاطفی حقیقی خودمان را برای یکدیگر آشکار می سازیم.

ریشه اکثر خطاهایمان به هنگام شنیدن یا گفتن با طرف مقابل، عدم حضور در حال است. غوطه وری در گذشته و آینده سم است. شنوایی و گفتار موثر داشته باشیم. به هنگام گفت و شنود فقط در طرف مقابل حضور داشته باشیم. (نه غرق در گذشته، خاطرت و آینده که سبب کینه، قضاوت، خشم، پشیمانی و … شده و مخرب گفتگوی موثر می شود)

مقاومت در برابر ناملایمات سبب قدرت گرفتن آن ها می شود. در مقابل گفتار، کردار و پندار نادرست طرف مقابل، پذیرش داشته، مقاومت نکرده و واکنش نادرست بروز ندهیم.

به هنگام گفتگو بدنبال گشایش و تواقق و تفاهم باشیم و نه تسلط و برنده شدن.

ارتباط عکس العملی و مقابله به مثل کردن در بلند مدت مخرب است و سبب گشایش نمی گردد.

همدلی  داشته باشیم. یعنی همواره پیش از گفتن، تصمیم گیری و قضاوت، خود را جایگاه طرف مقابل تصور کنیم.

تعهد ما به شنیدن موثر و شنیده شدن (انتقال صحیح پیام درست وظیفه گوینده است) است نه به کرسی نشاندن حرف خود.

کوتاه و شفاف و صریح بگوییم و همواره به طرف مقابل حق انتخاب بدهیم.

 

یک روان شناس می گوید: یادگیری مهارت های ارتباطی برای داشتن رابطه عاطفی بهتر را، بایستی در زندگی جدی بگیرید.

دلایل زیادی وجود دارد که مردم از نشان دادن احساسات، به خصوص عواطف منفی مثل غم، خشم، ترس و غیره طفره می روند. اکثرا می خواهند تجارب منفی خود را انکار کنند، از آنها پرهیز کنند، تا فاصله ی خود را از امور آشفته و بحرانی دورتر کنند.

افراد زیادی هستند که مایل نیستند بارهای عاطفی خود را بر دوش دوستان و یا اطرافیان خود بگذارند. همچنین مطالعات نشان می دهند که اکثر مردم به شواهد غیر کلامی بیشتر از کلام اعتماد دارند.در زندگی حقیقی هم اینگونه است. کسی مطلبی را با واژه بیان می کند، ولی لحن صدا، حرکات چهره، و حرکات دیگر پیام مخالف دیگری را مخابره می کنند، مردم تقریبا همیشه کلمات گفته شده را قبول ندارند و به جای آن به رفتار نشان داده شده، اعتماد می کنند.

وقتی زمان تبادل ارتباط عاطفی فرا می رسد، ما تمایل داریم از فاصله خیلی نزدیک به حالات صورت و حرکات چشم توجه کنیم. همچنین به حرکات بدن در برقراری رابطه اهمیت زیادی بدهیم.

یادگیری مهارتهای ارتباطی عاطفی در بسیاری از عرصه ها یاری رسان است. شناسایی احساسات، تشخیص آنها و به نمایش گذاشتن درک شما، همه اینها گام هایی برای بنا نهادن رابطه های عاطفی بهتری است و همه آنها را می توان در جریان روابط عاطفی ارتقا دهیم.

از آنجایی که صورت ها برای طرح خواسته ها و پاسخ به خواسته ها برای استمرار رابطه ها ابزار مهم و توانمندیست، داشتن حس روشنی از این که چگونه حالات چهره شما در نظر دیگران جلوه می کند، مهم است.

در میان اعضای بدن، چهره، یگانه ترین کارکرد بیان روابط عاطفی را دارد.

در طول هزاران سال، حالات عاطفی، بیشتر نشان دهنده ی سنت و شعارها شده اند و کمتر به بقای نسل ارتباط پیدا کرده اند. تحت شرایط بهنجار، بدون حمله ور شدن، اختلافاتمان را حل می کنیم.

هر شخص عواطف خود را  راز منحصر به فردی نشان می دهد، بنابراین تنها راهی که می توان فهمید شخص واقعا چگونه احساس می کند، این است که با او دم خور شویم و تجربه ی او را به بحث بگذاریم. به طور کلی، فاصله ای که مردم میان خودشان رعایت می کنند بر پایه نوع روابطشان، مقام و حالت شخصی، فرق می کند.

دلایل زیادی وجود داردکه ما بر روی عواطفمان تمرکز می کنیم، به آنها نامی می دهیم و بعد درباره آنها صحبت می کنیم:

اول: برگزیدن نامی برای احساسات، کار بخشی از مغز است که کارکردهای منطق و زبان را کنترل می کند. بنابراین وقتی احساسات خود را شناسایی می کنیم و در قالب کلمات می ریزیم،حس بهتری از کنترل بر آنها به دست می آوریم. این کار می تواند به ما کمک کند تا از پس احساسات منفی مانند ترس، خشم، غم و غیره برآییم.

دوم: نامیدن احساسات و سخن گفتن درباره ی آنها، برای برقراری ارتباط با دیگران ضرورت دارد. افراد دوربرمان مطمئنا نمی دانند ما چه احساسی داریم مگر اینکه خودمان بگوییم.

بنابراین تا می توانیم از مهارتهای ارتباطی عاطفی در پیشبرد اهداف زندگی مان استفاده بهینه کنیم.

در آخر از همه عزیزان و بزرگواران که وقت با ارزش خود را صرف مطالعه این مقاله کردند کمال تشکر و قدردانی را دارم.

 

همچنین ببینید

چگونه ارزش های حقیقی خود را حفظ کنیم؟

چگونه ارزش های حقیقی خود را حفظ کنیم؟   ارزش چیست؟ آنچه که مولد حرکت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *