مهارت های ارتباطی در والدین

مهارت های ارتباطی در والدین

 

سیمین دختری بود که زیاد با دوستانش بیرون نمی رفت ولی در عوض دوستان او هر دو روزی یک بار سری به او می زدند.

سال آخر دبیرستان بود و از نظر درسی هم نسبت به بقیه در سطح بالایی قرار داشت.

 

پدر ومادرش نسبت به  او که تنها دختر خانواده هم بود حساس بودند.

سه برادرداشت که همه از سیمین بزرگتر بودند و یکی از آنها به تازگی ارشد خود را گرفته بود.

بقیه برادرها همه به دیپلم نرسیده به کار آزاد روی آورده بودند.

 

هیچ کدام حواس شان به سیمین نبود فقط مادر بود که بر روی او حساس و دوست داشت که حداقل دکتر شود.

اواخر سال تحصیلی وقتی که اکثراً داشتند برای امتحان ثلث آخر آماده می شدند، اتفاقی تمرکز او را به هم زد.

 

 

یک روز داشت از مدرسه همراه دوستانش بر می گشت، خانمی که نزدیکی های مدرسه منزل داشت و هر روز آنها را موقع برگشتن تماشا می کرد، سیمین را صدا زد.

 

دوستانش همه نگاهی به او کردند، و همه یک چیز گفتند: با تو کا داره

خانمی حدود 45 ساله که چادر مشکی هم پوشیده بود، درست سر کوچه فرعی سمت راست مدرسه که اتفاقاً بن بست هم بود منتظر ماند.

 

راه افتاد به طرف او که فاصله زیادی هم نداشت، به محض رسیدن سلام کرد.

سیمین همینطور که ایستاد متوجه شد که نامه ای دست خانمه هست ویک جوری دارد آن را پنهان می کند.

چند دقیقه ای همینطور در مورد این که کلاس چند هستی و چندسالته، خونتون کجاست، صحبت می کرد دوستانش صدایش کردند.

آن خانم نتوانست حرف خود را کامل بزند و سیمین هم با شنیدن صدای دوستانش از خانم، اجازه گرفت و رفت.

مهارت های ارتباطی در والدین

طرف دیگر ماجرا

 

خانم،  پسر 26 ساله ای داشت که تازه مدرک دکتری گرفته بود.  چندین بار سیمین را دیده بود که با همکلاسی های خود از مدرسه بر می گشتند.

 

این دیدن ها خیلی تکرار می شد و به خاطر کم رویی و کمبود اعتماد به نفس، یا به قول قدیمی ها حجب و حیای او مانع پیشقدم شدنش در ارائه درخواست وی می شد.

ماجرا را به مادرش گفته بود و مادر هم از او خجول تر، به خاطر همین نامه نوشته بود تا به سیمین بدهد.

 

پدر این جوان خبری از این موضوع نداشت، او که اداری و تحصیل کرده هم بود یک جورایی خیلی راحت می توانست هر مسئله ای را بیان می کرد.

بنابراین این کمرویی و خجولی آنها باعث شد که نتوانند خواسته خود را بیان کنند، در صورتی که اگر با پدر خانواده از ابتدای ماجرا می گفتند مطمئنن راهی برای این مسئله پیدا می کرد.

مهارت های ارتباطی در والدین

خجالتی بودن یک از ضعف های مهارت های ارتباطی

این عامل در کنار بسیاری از عوامل دیگر باعث ضعیف بودن ما در برقرار کردن رابطه است.

وقتی مادر خانواده که یکی از الگوهای شخصیتی ما در زندگی است از این مهارت بی بهره است، احتمال داشتن فرزند خجول هم وجود دارد.

 

اگر مهارت ارتباطی در خانواده ابتدا شکل بگیرد، نتیجه مطلوب تری خواهد داشت.

افرادی که در محیط امن خانه، قادر به ایجاد رابطه خوب نیستند و نمی توانند خواسته خود را انتقال دهند، بالطبع در اجتماع هم ناتوانند.

 

 

 

من اگر بتوانم با فرزندان خود طوری رفتار کنم که رابطه را فقط حفظ کنم، رابطه چندان مناسبی نخواهد بود.

من که به عنوان پدر یا مادر می خواهم فرزندی را تربیت بکنم تا فردا با افراد مختلف جامعه رابطه برقرار کند، آیا خودم از این مهارت به خوبی بهره می برم؟

 

آیا من می توانم،با همسرم و فرزندم ارتباط را ایجاد کنم تا هر وقت که نیازی داشته باشند ابتدا از خودم درخواست کنند؟

من که سرپرست خانواده و به عنوان رهبر ایفای نقش می کنم، این وظیفه را هم بر خود لازم بدانم که آنها را از مهارتهای ارتباطی آگاه سازم.

 

برخورداری از این مهارت را ابتدا از خودم شروع کنم، و با تک تک افراد خانواده رابطه خوبی برقرار کنم.

داشتن ارتباط خوب با اعضای خانواده، عاملی هست که در بیرون از خانه نیز ما مشکلی در ایجاد برقراری نداشته باشیم.

 

هنگامی که رابطه خوبی در خانه برقرار باشد، مطمئنیم که ابتدا، هر مسئله ای پیش بیاید همه خانواده یک جورایی در حل آن کمک خواهند کرد.

در بعد از خصوصیات همدیگر بیشتر و بهتر آشنا شده، یکدیگر را آزار نخواهیم داد.

 

بگذاریم در خانه هر کدام از افراد به راحتی بتوانند، مسئله ای مشکل خود را بیان کنند.

و در هر صورتی هم اگر خودمان متوجه چیزی شدیم، پیشقدم شده در حل آن به همدیگر کمک کنیم.

مهارت های ارتباطی در والدین

افسوس نداشتن مهارت های ارتباطی در آینده را نخوریم.

 

والدین که معمولاً در ابراز نکردن خواسته ناتوانند، به این نتیجه هم بعد از مدتی خواهند رسید که افسوس ابراز نکردن خواسته را می خورند.

این افسوس نگذاریم به فرزندان خودمان هم سرایت کند، لااقل برای یک بار و یک نفر در خانواده اتفاق بیافتد نه اینکه به کرّار تکرار شود.

 

وقتی سعی کنیم در دنیایی که فرصت چندانی ممکن است دیگر به وجود نیاید تا بتوانیم خواسته خود را بیان کنیم، هر جور شده خواسته خودمان را بیان کنیم.

این می شود که برای داشتن مهارت های ارتباطی و قطع ریشه خجولی در خانه تلاش کرده و حتی الامکان مسری شدن آن هم جلوگیری نماییم.

 

امروز ما چه در خانه و چه اجتماع برای اینکه در مسیر زندگی قرار بگیریم، خیلی از مواقع خواسته هایی داریم و این خواسته اگر بیان نشود، باعث افسوس در آینده خواهد شد.

 

فرصت هایی که برایمان پیش می آید،  به دلیل نداشتن مهارت های ارتباطی و خجولی گری به آنها نمی رسیم.

این فرصت ها، ممکن است ما را به فرصت های بهتر و بیشتر رسانده، که پیشرفت و ترقی ما را در پی خواهد داشت.

 

بنابراین تا جایی که امکان دارد، ابتدا خودمان  و بعد اعضای خانواده را به داشتن این مهارت مکلف بدانیم.

چون هر فرد معروفی را که شما دیده یا شنیده اید از این مهارت بهترین استفاده را برده است.

 

 

چگونه این مهارت را بهبود ببخشیم؟

 

فرض بر این داریم که من از همسر خود خواسته ای دارم و این خواسته باعث بهتر شدن رابطه ما خواهد شد، چه کار می کنید؟

مثلاً روزی که من غذای مورد علاقه خود را می خواهم، به او بگویم بپزد.

 

تا چه اندازه در گفتن آن مردد میشوید؟ این تردید ها همان فاصله ای است که ما بدلیل نداشت مهارت، از گفتنش شک داریم.

اگر می دانستید که چقدر همین صحبت کردن، تاثیر گذار در بهبود روابط هست درنگ نمی کردید.

 

با گفتن همین یک حرف، هم به همسر خود  انگیزه پختن غذای خوب را داده اید

و هم شما را برای رسیدن به یک سرویس عالی بعد از کار، کمک خواهد کرد.

 

اگر حین میل کردن و بعد از اینکه ده دقیقه ای از صرف غذا گذشت،

تشکر کردید بابت پخت آن، چنان جرقه ای در روابط می خورد و چنان جوشی می دهد

که به هیچ ضربه ای هم قطع نخواهد شد.

این عادت اگر بهینه شود و اعضای دیگر خانه آن را مشاهده کنند،

الگو پذیری خوی را بنا نهاده اید و به مرور روابط پر رنگ تر خواهد شد.

 

با همین حرف ها و عکس العمل های کوچک است که ما را از داشتن این مهارت مطمئن می سازد، ببینید اگر به بهتر شدن آن تلاش کنیم چه می شود.

این رفتار ها و احساس ها را اگر بتوانیم به عنوان یکی از عادت های همیشگی خود به همراه داشته باشیم،

دارای چنان مهارتی در ارتباطات خواهیم شد که هیچ محیطی برایمان زجر آور نخواهد بود.

 

بنابراین علاوه بر داشتن این مهارت در بهبود آن هم بکوشیم، چرا چون شخصیت و ارزش خود را روزبه روز بهبود خواهیم بخشید.

 

 

ممنون از اینکه وقت گذاشته و مطالعه کردید و از اینکه برای پیشرفت و ارزش خود بهاء دادید بسیار سپاسگزارم . در ضمن چند مقاله هم مربوط به این موضوع در اواسط مطالب آمده بود که در صورت علاقه می توانید مطالعه بفرمایید.

اگر هر نظر و نقدی دارید ممنون میشم بازخورد خود را بنویسید.

باتشکر فراوان و احترامات خاص نسبت به شما خواننده محترم . عباس بهادری

 

 

 

 

 

 

 

درباره ی abbas bahadore

2 دیدگاه

  1. استاد مقاله ای بسیار عالی بود استفاده کردم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *