خانه / مقالات / مقالات / چرا حل تعارض مهم است؟

چرا حل تعارض مهم است؟

چرا حل تعارض مهم است؟

 

در دفتر کار خود مشغول بررسی کار روزانه خود بودم که دختر خانم 21 ساله ای وارد شد.

خیلی نگران به نظر می رسید و پس از سلام کردن در حالی که چهر اش قرمز شده بود، شروع کرد به گریه کردن.

 

بدون هیچ مقدمه ای شروع کرد به گله کردن از پدرش که روزانه وی را تنبیه می کرد.

من هم بدون اینکه حرف هایش را قطع کنم، فقط گوش می دادم.

از مادرش هم فقط تعریف و تمجید می کرد.

 

صحبت هایش که تمام شد، گریه کردن او هم به پایان رسید.

تعارض او با پدرش از یک مسئله گذشته بود و حالا نمی دانست که چه تصمیمی بگیرد.

ولی بحث اصلی اش هم که مدام از آن حرف می زد، بد اخلاقی بیش از حد پدرش نسبت به وی بود.

 

علاوه بر اینکه هیچ وقت نمی توانست با او درست صحبت کند، فاصله بین آنها هم زیاد شده بود.

 

تعارض از کجا شروع شد؟

حدود دو سال پیش وقتی می خواست که با دوستانش به اردو برود، بنا به مسائلی پدرش قبول نکرد.

هر دو تا آن زمان بهترین لجظه های زندگی خود را، با همدیگر سپری کرده بودند.

هر مسئله ای پیش می آمد، با هم صحبت می کردن و به راحتی حل می شد.

تعارضی اگر بود، با هم حلش می کردند.

 

اما در این بین که دختر خواستار همراه بودن خود با دوستانش بود، مشکل مالی برای پدرش پیش آمد.

احساسات دخترانه وی که حتماً باید با دوستانش به اردو برود، اصراری بی حاصل بود.

پدر که تا آن موقع هر درخواستی از طرف دخترش بود، به راحتی می توانست برآورده کند.

اما به مرور قادر به حل بعضی از مسائل ریز مالی هم نبود.

افسردگی پدر از یک طرف، بی حوصله گی او نسبت به مهرورزیدنش به خانواده از طرف دیگر، مسائلی بودند که باعث ایجاد فاصله شده بود.

همسفر زندگی او نیز، قادر به آرام سازی محیط خانواده نبود.

دیگر از آن همنشینی های شبانه، تفریحات خانوادگی و صحبت های خودمانی خبری نبود.

 

به وجود آمدن تعارض یک مسئله عادی است.

در پیچ و خم زندگی و سراشیبی آن موانع زیادی هم وجود دارد، که رد کردن آنها نیاز به تبحر شما دارد.

تبحر ما در مسائلی همچون، مهارت ارتباط مؤثر، حل تعارض، شناخت شخصیت خود و اطرافیان برای عبور از چنین موانعی ضروری خواهد بود.

اگر در حل مسئله ای به واکنش خاصی نیاز هست، کنترل واکنش هم بسیار مهم خواهد بود.

در طول مسیر که طی می شود، با خود همراهانی هم داریم که در هم صحبتی با آنها، ما را تا آخر بیدار نگه خواهد داشت.

هنگامی که در طی کردن مسیر خسته یا زده می شویم، ارتباط مؤثر با همراهان خود بهترین راه رفع کسلی خواد بود.

حالا اگر این ارتباط، مؤثر نباشد و ما در آن ماهر نباشیم، باعث به وجود آمدن مشکلی بزرگتر خواهد شد.

 

این مشکل چیزی جز بروز تعارض نیست.

به وجود آمدن  تعارض در هر خانواده و هر ارتباط انسانی مسئله ای عادیست.

یعنی اینکه بدون داشتن تعارض، شناخت خصوصیات انسانی ناممکن خواهد بود.

چرا؟

چون که هر انسان دارای یک سری نیازها و خواسته هایی است.

این نیاز و خواسته فقط متعلق به خود اوست.

برای رفع آنها و برآورده کردنشان هم، تلاش خواهد کرد.

 

بنابراین با بقیه افراد که نیاز و خواسته متفاوتی دارند، تعارض خواهند داشت.

و چه بسا با کشمکش هایی هم مواجه می شوند.

 

واکنش ما به تعارض  چگونه باید باشد؟

در زمانی که به یک تعارض برمی خوریم، چه عکس العملی باید داشت؟

این سؤال بسیاری از مراجعین و مخاطبین ما در اکثر مشاوره و سمینارهاست.

 

ما به محض به وجود آمدن اولین تعارض، آن را رها می کنیم.

یعنی اینکه چاره ای برای حل آن نمی اندیشیم.

تعارض اولی حل نشده، دومی هم پیدا می شود.

 

و این چرخه ادامه پیدا می کند، تا جایی که دیگر تعارض به آن نمیشود گفت.

تضاد به تمام معنی خواهد بود.

بسیاری از ما فکر می کنیم که، خودش حل می شود.

 

طرف مقابل متوجه خواهد شد و یا اینکه اهمیتی ندارد.

و بسیاری از این جواب ها که ما را حل آن باز می دارد.

اما از یک مسئله بسیار مهم غافلیم.

 

آن هم تلمبار شدن تعارضات با فرد مقابل است.

تا هنگامی که یک سنگریزه هست، به راحتی می شود آن را برداشت.

ولی وقتی به تلّی تبدیل شد، یک سد به حساب می آید.

 

راه حلی برای حل تعارض وجود دارد؟

خوب حالا راه حل چیست؟

 

جواب آن در عین حال که بسیار ساده است، انجام دادن آن هم راحت خواهد بود.

خوب حالا چگونه رفتار کنیم که به محض به وجود آمدن اولین تعارض، به دومی کشیده نشود.

 

اگر می گوییم ساده چون واقعاً برای کسی که ارتباط مؤثر را بلد هست، ساده است.

فرد دارای ارتباط مؤثر، خصوصیاتی چون اعتماد به نفس و عزت نفس را دارد.

 

پس علاوه بر اینکه احترام به خود را واجب می داند، رعایت احترام به دیگران را خواهد کرد.

حالا فرد مقابل هر شخصیتی می خواهد باشد فرقی نمی کند.

بنابراین، خواسته و نیاز خود را بیان می کنیم، تا طرف مقابل برداشت دیگری از موضوع نداشته باشد.

 

سپس، از خواسته و نیاز اون شخص نیز با پرسیدن سؤالاتی باخبر می شویم.

اگر منطقی بود، قبول کرده و مسئله بین ما حل می شود.

 

با حل شدن اون مسئله، هر دو به خود کمک می کنیم که، تعارض حل شود.

با حل شدن موضوع، ما به خودمان لطف بزرگی کرده ایم تا از پیش آمدن تعارضی دیگر هم جلوگیری کنیم.

 

چون حالا راه حل تعارض را با گفتگو کردن بلیدم.

 

چگونه تعارض بین پدر و فرزند حل شد؟

 

بعد از حدود بیست روز که با هر دوی آنها صحبت کردیم، توانستیم نیم راه را برویم.

حالا چرا نصفه راه به شما توضیح میدهم.

 

هر دو بر این مسئله واقف بودند که قبلاً هیچ تعارضی نداشتند.

چون به راحتی برای هر مسئله ای که پیش می آمد، گفتگو می کردند.

ولی بنا بر به وجود آمدن موانعی که ذکر شد مانند، افسردگی و بی حوصله گی وقتی برای گفتگو کردن نمی گذاشتند.

 

پس باید این موانع را، با درک نسبت به موقعیت همدیگر رد می کردند.

نباید کار به جایی می رسید که، تعارض اول حل نشده باقی بماند.

 

حل شدن هر تعارض هم مهارت ما را بالا می برد، و هم شناخت مان نسبت به همدیگر بیشتر خواهد شد.

طبق قولی دادند، قرار شد با وجود آمدن کمترین نشانه تعارض، گفتگو را شروع کنند.

 

این وضوع همان نیمه دیگر راه است که، بر روی تعهد خود باقی بمانند.

قول ما به خودمان

بیاید ما هم یک قولی به همدیگه بدیم، و به آن پایبند باشیم.

چه قولی؟؟؟

قبل از به وجود آمدن هر تعارضی، شناخت خود را نسبت به طرف مقابل خود بهتر و بیشتر کنیم.

شناخت ما از همدیگر هم بنا به گفتگو کردن و ارتباط مؤثری هست که توی روابط به آن نیاز داریم.

 

آموزش و یادگیری در این حیطه، ما را استاد حل تعارض نیز خواهد کرد.

بنابراین ابتدا، آموزش و سپس با تمرین مستمر، مهارت خود را ارتقاء دهیم.

باشد که دنیایی بسازیم تا هیچ تعارضی حل نشده باقی نماند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درباره ی abbas bahadore

3 دیدگاه

  1. خیلی عالی بود. مرسی به خاطر مطالب مفیدی که میزارید

  2. خیلی خوبه که با وبسایت شما آشنا شدم.. مطالب اشتراکی بسیار مفید و کاربردیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *