خانه / مقالات / مقالات / چرا رفتار بچه ها در منزل با بیرون فرق می کند؟

چرا رفتار بچه ها در منزل با بیرون فرق می کند؟

 

 چرا رفتار بچه ها در منزل با بیرون فرق می کند؟

 

حسین و عباس از کودکی تا سن دوازده سالگی با هم دوست بودن که در خیلی از کارها با هم بودند. آنها در هر مشکلی و هر جایی که با هم بودند سعی می کردند با هم دیگر بوده و به هم نیز حلش کنند. با بقیه بچه ها که بازی می کردند هوای هم دیگر را هم داشتند. هر دو علاوه بر این که در سن دوازده سالگی قدی ۱۲۰ سانتی متری داشتند، از لحاظ فیزیکی هم لاغر اندام و فِرز بودند. هر دو روستا نشین و اهل یک روستا بودند. فاصله خانه های آن ها با هم دیگه فقط ۱۰۰ متر بود و سال ۱۳۶۳ هر دو نیز با هم مدرسه می رفتند. ولی عباس یک سال از حسین جلوتر بود. حسین یک سال به خاطر شیطنت و سهل انگاری مردود شده بود.

خانواده عباس فقط چهار نفر بودند و او فرزند اول خانواده بود در حالی که حسین فرزند چهارم خانواده و در خانه هشت نفری زندگی می کرد. پدر عباس در یک شرکتی که در شهر بود هر روز رفت و آمد می کرد و پدر حسین هم ملوان بود که ماهی یک بار برای بیست روز در خانه حضور نداشت. حواشی روستای آن ها پر از نخلستان هایی بود که اکثراً بلند بودند، فقط تعداد بسیار کمی از نخل های بودند که تنه ای دو متری داشتند.

هر دو صبح ها با هم دیگه به مدرسه می رفتند و ساعت دوازده ظهر هم برمی گشتند. عصرها اغلب به تفریح با دوستان دیگرشان در روستا مشغول می شدند. روستایی که در آنجا مدرسه می رفتند، بچه هایی بودند که بعضی هم قد آنها وبعضی ها هم چندین سال از آنها بزرگتر بودند. آنها با هم جمع شده و در زمین خاکی که در حواشی روستا بود به بازی فوتبال سرگرم می شدند. اوائل همان سال حسین و عباس تصمیم گرفتند که با هم به جمع آنها بپیوندند. پس از آن که با یکی از بزرگترهای تیم صحبت شد، قبول کردند روزهایی که تمرین دارند با بقیه بچه ها بازی کنند. ساعت ۴ عصر می رفتند و تا قبل از اذان مغرب برمی گشتند.

چند روزی از بازی کردن آنها گذشت. حسین زیاد به بازی علاقه نشان نمی داد و خیلی مواقع همان جا کنار زمین می نشست و با چند تا از بچه هایی که هم سن وسال او بودند به بازی محلی کِلی مشغول می شدند. یک بازی محلی در آن زمان بود که به آن می گفتند کِلی و این طور بود که یک چاله کوچک یک وجبی افقی می کشیدند. وچوب اندازه یک وجبی هم برعکس آن گود کوچک رویش می گذاشتند. چوب بلند یک متری محکم زیر آن می زدند تا از آن جا فاصله بگیرد، تا هنگامی که به زمین نرسیده بود باید آن را می گرفتند و به طرف پرتاب کنند، پرتاب می کردند. اگر نمی توانستند بگیرند بازی دست همان گروه بود، که اگر می گرفتند و پرتاب می کردند جایشان عوض می شد. در آن زمان بچه ها این طوری بازی می کردند، که البته در جاهای مختلف ممکن است جور دیگری باشد.

عباس وقتی بازی می کرد خیلی شاد و شنگول بود و روحیه ای داشت عجیب که بچه ها با بودن و بازی کردن با او انرژی می گرفتند. تا جایی که دوست نداشتند یک روز غیبت داشته باشد. اما برعکس آن حسین در حین بازی خیلی بد اخلاق و عصبی نشان می داد که اگر هم می باخت، بازی را کنار می گذاشت و قهر می کرد. در کل روحیه شادی در بازی نداشت و بچه ها هم خیلی علاقه ای به بازی کردن او نداشتند.

رفتاری که تعجب معلم را برانگیخت

 

یکی از نفراتی که با آنها بازی می کرد محمد نام داشت و معلم بود. او در چند روستا آن طرف تر درس می داد و هر روز با موتور سیکلت رفت و آمد می کرد. محمد هر دو خانواده را می شناخت که اتفاقاً برادر بزرگ حسین هم دوستانش حساب می شد. چند مدتی که با هم فوتبال بازی می کردند برای محمد یک چیزی گیج کننده بود، آن هم رفتار دو تا دوستی بود که برای بازی به آنجا می آمدند. تا جایی که خانواده آنها را می شناخت، اخلاق و روحیه ای متفاوت در خانه داشتند. خانواده عباس، هر چه والدین می گفتند باید انجام می دادند و خیلی با هم جدی بودند. در منزل اجازه هیچ گونه اظهار نظری نداشتند و تقریبا خشک بودند الا مادر یا پدر خانه می گفتند چه کاری باید انجام دهند و اگر بدون اجاز کاری از آن ها سر می زد، بدون هیچ سوالی تنبیه می شدند. برعکس خانواده حسین که توی منزل با هم خیلی شوخی و بازی می کردند و بچه ها با والدین خیلی راحت بودند.

بسیاری از مواقع حسین حین بازی دعوا می کرد و خیلی عصی نشان می داد. عباس هیچ چیزی نمی توانست او را ناراحت و عصبی کند. آن دو با هم خیلی خوب بودند ولی ازهم که جدا بازی می کردند زیاد طول نمی کشید که حسین یا بازی را ترک می کرد یا یک گوشه ای می نشست و شروع به غُر زدن و بد و بیراه به هم بازی های خود می شد. اخلاق دو پسر،  محمد را به فکر فرو برد که چه چیزی این طور باعث تضاد شده است. یک روز محمد با معلم هر دو صحبت کرد و آنها را در جریان گذاشت. برای خودش سوال شده بود که محیط خانواده چرا این قدر در رفتار آنها تاثیر گذاشته است؟ چرا با وجودی که آنها در خانواده ساکت یا شلوغ هستند در حین بازی بیرون رفتاری متفاوت دارند؟

تاثیر رفتار والدین

بسیاری از خانواده ها محیط را برای فرزندان خود طوری تنظیم می کنند که از آنها رفتار مورد علاقه والدین داشته باشند. والدین انتظار دارند رفتاری از فرزندان آنها سر بزند که به آنها دیکته می شود. فرزندان این خانواده ها معمولاً تا هنگامی که در محیط خانواده هستند ناچاراً تحت تاثیر رفتار والدین خود، از علائق و خواسته های خود نمی توانند حرفی بزنند یا اگر هم بخواهند حرفی بزنند با مخالفت والدین روبرو می شوند. و بالعکس آن هم،  والدینی که آزادی بیش از حدی به فرزند خود می دهند و فرزندان آنها انتظار دارند که در همه جا می توانند آزادانه رفتار کنند. تاثیری که رفتار والدین در بازخورد آنها به فرزندانشان دارد می تواند در آینده باعث به وجود آمدن اختلالاتی در رفتار آنها شود.

آیا خواسته ها و نیازهایی فرزندان بسته به رفتارشان دارد؟

رفتارهایی که از فرزندان سر می زند حتماً جزء علائق آنهاست. رفتارهایی که آنها از خود بروز می دهند خواسته های آنها را می تواند نشان دهد البته اگر به اختیار باشد نه اینکه ما آنها را مجبور به انجامش کنیم. شاید بسیاری از وقت ها می توانیم به راحتی خواسته ها و علائق بچه ها را تشخیص دهیم. هنگامی که در محیط خانه ما والدین بخواهند خواسته ها و نیازهای خود را به آنها تحمیل کنید فرزندان نمی توانند از نیازهای خود حرفی بزنند. خواسته ها ونیاز های فرزندان با والدین، تفاوت های زیادی دارند، همان گونه که رفتارهای آنها با هم فرق دارد. رفتارهای والدین بنا به نیازشان طوری هست که خواسته هایشان را براورده کند و فرزندان هم رفتارشان به گونه ای هست که خواسته ها و نیازهایشان برطرف شود. بنابراین مطمئن باشیم جلوگیری کردن از رسیدن به خواسته هایشان، رفتار آنها را تحت تاثیر قرار خواهد داد و چه بسا باعث به وجود آمدن اختلال در رفتار آنها خواهد شد. پس با درایت و هوشیاری، خواسته و نیازهای فرزندان را شناسایی کنیم و با رفتارهایی که از آنها سر میزند، به علائق شان پی ببریم.

 

 

 

همچنین ببینید

راهکارهای اصولی در بهبود روابط و حل تعارض!

راهکارهای اصولی  در بهبود روابط و حل تعارض! زندگی لحظه به لحظه با مسائل مختلف …

3 دیدگاه

  1. در زمینه ای که فعالیت میکنید
    جزو بهترین سایت ها هستید. .اگر علاقه دارید در نتایج جست و جو بهتر دیده شوید حتما به وبسایت ما سر بزنید

  2. مطلب بسیار خوبی بود.ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *