خانه / مقالات / مقالات / چگونه با شناخت از دنیای مطلوب همدیگر، حل تعارض کنیم؟

چگونه با شناخت از دنیای مطلوب همدیگر، حل تعارض کنیم؟

چگونه با شناخت دنیای مطلوب همدیگه حل تعارض کنیم؟

چند روز تعطیلی در پیش  بود و با تعدادی از دوستان قرار یک سفر رو گذاشتیم.

قبل از این که راه بیافتیم، دور هم جمع شدیم تا برنامه ریزی کنیم.

پنج نفر بودیم و هر کسی دوست داشت، جای دلخواه خودش برود.

 

یکی جنگل، دیگری دریا و چندتای هم دوست داشتیم که به یک دشت دلباز و سرسبزی سفر کنیم.

نیم ساعتی ما با هم دیگه داشتیم بحث می کردیم که چه جایی بهتره.

من هم برای مدتی هیچ حرفی نزدم ببینم تصمیم نهایی دوستان چی هست.

دیدم با این روالی که دارند صحبت می کنند نتیجه مطلوبی نخواهند گرفت.

رو کردم به بقیه و گفتم: مشخص هست تا کی می خواهید این بحث رو ادامه بدید؟

با این سؤال من، بقیه دوستان چند لحظه ای سکوت کرده و به همدیگر نگاهی پر معنی انداختند.

 

تا اینکه حمید، همانطور که سرش پایین بود، چیزی گفت که همه شوکه شدند.

گفت: من فکر نکنم با شما بتونم بیام.

همه پرسیدن چرا؟

 

جواب داد که آقایون من با دریا حال نمی کنم و خوشم نمی آد، خواهشن یه تصمیم دیگه ای بگیرید.

انگار حرف بدی زده باشد، همه یک جوری نگاهش کردند.

من رو کردم به دوستان و گفتم: حمید درست میگه و هر کدوم از ما هم باید درکش کنیم.

 

این رو که شنیدند، به من نگاه کرده و گفتند: خوب آخه ما هم دوست نداریم به جنگل بریم.

بالاخره بعد از یک ساعت نشستن و صحبت کردن به این راه حل رسیدیم که بهترین جایی که می توانیم سفر کنیم، دشت بود.

دشتی سرسبز و خیلی قشنگ در 50 کیلومتری محل سکونت ما بود، که با توافق هم به آنجا رفتیم.

حل تعارض با شناخت دنیای مطلوب هم

 

حمید خاطره خوبی از دریا نداشت و جزء دنیایی هم نبود که با آن لذت ببرد.

یکی دیگه از دوستان هم منزلشان چسبیده به جنگل بود، و زیاد از دشت خوشش نمی آمد.

وقتی به دلایل همدیگه گوش کردیم و احساسی رو که به چنین جاهایی داشتیم، گفته شد.

ما هم از دنیای مطلوب دوستان آگاهی پیدا کردیم.

بنابراین با احترام متقابل، و آرایی که انجام  شد، تصمیم نهایی را گرفتیم.

این بحث و گفتگوها با یک تصمیم درست و دسته جمعی به یک نتیجه عالی رسید.

ما چندین سال با هم دوست بودیم، ولی از دنیای مطلوب همدیگه یا غافل بودیم یا شناخت درستی نداشتیم.

 

ولی با گفتگو و شناخت از خواسته های همدیگه، حل تعارض کردیم.

پس اگر بعضی مواقع، در جمع صمیمی دوستان تعارضی هست، می توان با شناخت بهتر دنیای مطلوب آن را حل کرد.

 

دنیای مطلوب هر شخصی مختص به خود اوست.

در یک خانواده چه بزرگ و چه کوچک، اداره یا سازمان و هر محیطی را که در نظر بگیریم.

به تعداد افراد آن محیط، دنیای مطلوب وجود دارد.

هر شخصی را که می بینیم و با او در ارتباط هستیم، دنیایی مختص به خود دارد.

 

دنیایی که خصوصی هست، دارای یک سری افراد، اشیاء، علاقه مندی هایی می باشد.

حفظ این دنیا برای فرد بسیار دارای اهمیت و ارزش است.

ارزشمندی دنیای مطلوب وی به اندازه ایست که با آن احساس راحتی می کند.

خاص بودن دنیای مطلوب اوست، که به وی ارزش زیادی می دهد.

بنابراین دنیای مطلوب افراد را مختص به خود وی دانسته، و احترام به احساس و ارزشمندی او را نیز حفظ کنیم.

همانطور که به ارزش ها و خواسته های خود اهمیت قایلیم، به ارزشمندی خواسته های اطرافیان خود هم احترام قائل شویم.

 

تعارض چرا به وجود می آید؟

دنیای مطلوب شامل افراد، اشیاء، علاقه مندی، احساس و ارزش هایی هر فردی هست که در آن جا دارد.

هنگامی که ما به دنیای مطلوب خود نگاه می اندازیم، همین موارد را مشاهده خواهیم کرد.

حالا این سؤال پیش می آید که؛ آیا موارد فوق در دنیای هر دو طرف یکی است؟

مطمئنن نه.

 

چون ارزش ها و خواسته ها برای رسیدن به هدف در زندگی متفاوت خواهد بود.

مانند این است که برای مسافرت به مکان خاص، همراهان خاص، وسایل خاص و نیازهای خاصی خود را می خواهیم.

شرایط سفر و نیازهای آن برای هر فردی نیز متفاوت است.

حالا اگر ما بخواهیم با او همسفر شویم یا باید شرایط را بپذیریم، یا اینکه بعضی شرایط را مهیا کنیم.

و اگر با شرایط وی نخواهیم سفر کنیم، تعارض در بعضی موارد به وجود خواهد آمد.

این تعارضات هم، سفر را برای هر دو نفر سخت و ناگوار خواهد کرد.

 

اما اگر بتوانیم با شرایط و احساسات همدیگر راه بیاییم، تعارض خود به خود حل خواهد شد.

بنابراین با شناخت از احساسات و ارزش های همدیگر، هم احترام را حفظ کرده و هم از به وجود آمدن تعارض جلوگیری کرده ایم.

 

چگونه از دنیای مطلوب هم شناخت پیدا کنیم؟

در ارتباطات روز مره خود با بسیاری از افراد سر وکار داریم.

امّا در این روابط  تنها چیزی که نیازمند به تداوم آن هست، شناخت از دنیای مطلوب همدیگر می باشد.

بسیاری از افراد، به غیر از خانواده و نزدیکان خود تا حدودی از این موضوع باخبریم.

 

اگر هم شناخت کامل نداشته باشیم، شناخت نسبی داریم که به راحتی رابطه را حفظ کنیم.

امّا در محیط های کاری و سازمانی، این امکان به صورت واضح و مشخص وجود ندارد.

پس راه حل این مسئله چیست؟

 

مفهوم گفتگو، شخصیت شناسی و اصول بهبود روابط ما را بیشتر به این مهم آشنا خواهد کرد.

صحبت کردن با مخاطب خود یک سری اصول و شرایطی دارد، که داشتن دانش آن به ما کمک به سزایی خواهد کرد.

اگر بتوانیم با رعایت ادب و احترام، بدون اینکه ایجاد مزاحمتی کرده باشیم، گفتگو کنیم.

البته با این شرط که تمایل هر دو طرف به گفتگو وجود داشته باشد.

گفتگوهای مستمر، باعث شناخت شخصیت و ارزشمندیهای طرف مقابل خود خواهیم شد.

خودافشایی یکی از راههایی هست که باعث اعتماد طرف مقابل برای گفتن از خصوصیات خود می باشد.

 

البته خودافشایی هم یک سری اصول و شرایط خاص دارد.

بنابراین، تا گفتگویی نباشد و شناختی ایجاد نشود، شناسایی دنیای مطلوب همدیگر هم امکانش بسیار ضعیف خواهد بود.

اما با گفتگو و شناخت از دنیای مطلوب هم، راه ها را برای حل تعارض باز خواهد کرد.

و این امکان را خواهد داد که، هیچ تعارضی را حل نشده باقی نخواهد گذاشت.

 

یک قول به همدیگه بدیم؟!!!!

 

خواهشن، خواهشن تا دنیای مطلوب کسی را شناسایی نکردیم.

نه زود عصبی شویم و به تعارض بخوریم و نه ارزش های طرف مقابل را مورد تهاجم قرار بدیم.

ابتدا ببینیم، خواسته و ارزش طرف مقابل با ما همسو هست.

بعد تصمیم بگیریم که رابطه را ادامه بدهیم یا نه.

سپس بدون به وجود آمدن هیچ تعارضی، محترمانه و گفتن دلیل منطقی، رابطه را قطع کنیم.

به امید روزی که استاد حل تعارض در زندگی و روابط خود شویم.

در پناه الله شاد، سالم، مؤفق، پیروز و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید.

 

 

 

 

درباره ی abbas bahadore

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *