خانه / مقالات / مقالات / راهکارهای اصولی در بهبود روابط و حل تعارض!

راهکارهای اصولی در بهبود روابط و حل تعارض!

راهکارهای اصولی  در بهبود روابط و حل تعارض!

زندگی لحظه به لحظه با مسائل مختلف همراه است و رشد آن در گرو حل تعارض ها و موثربودن این مسائل است و به این خیال که طوری زندگی کنیم که هیچگاه با مسأله ای روبه رو نشویم نادرست و صد البته غیر ممکن است.

برای اینکه به رشد و تحول برسیم باید با پیچیدگی های زندگی روبه رو شویم و این را در نظر بگیریم که هیچ روابطی مسیر آرامی ندارند و در همه روابط تعارض و روابط منفی وجود دارد. ما باید الگوهای متعارض آسیب رسان را بشناسیم  و مهارت های کنترل عواطف منفی و تمایلات آسیب رسان را پرورش دهیم و این عمل چگونه تحقق می یابد؟ بله با اینکه چطور صحبت کنیم و گوش دهیم که توافق و تأیید و گفتگو و صمیمیت حاصل شود.

در زندگی روزمره مان احساساتی شامل نامنظم بودن یا آشفتگی روح و روان یا ندامت یا افسوس یا آزردگی خاطر و غیره وجود دارد البته باید یادآور شوم که نامنظم بودن همان آشفتگی خاطر نیست امکان دارد یک فردی آشفته باشد اما کاملا قادر به تصمیم گیری های کارآمد و مهم باشد و بتواند کلام ویا جنبه هایی از رفتارش را برای داشتن زندگی و روابط بهتر مدیریت کند .

به طور کلی معنای تعارض یعنی اینکه از موقعیت های همراه با مخالفت آشکار یا موقعیت هایی که حداقل یکی از طرفین از انجام یا عدم انجام کاری توسط دیگری را دوست ندارد یا موقعیت هایی که چیرگی یا توافق موردنظر است .

در زندگی توصیف کردن یکی از موثرترین روش ها جهت رسیدن به وضعیتی بسیار متعادل به منظور از سر گرفتن روابط و کنترل رفتارهای نادرست است و تا جایی که امکان دارد از قضاوت کردن جدا خودداری کنیم چون قضاوت کردن در مورد شرایط و یا افراد و یا اعمال آنها منجر به این میشود که خوب یا بد تلقی شوند چون قضاوت کردن برانگیختگی هیجانی را افزایش داده و تنظیمات زندگی را مختل میکند و باعث رفتار نامناسب می شود.

به عقیده روانپزشکان پویش شناسی روانی و روان تحلیلی تمام مشکلات و کمبودهایی در میان افراد در زمینه دوست داشتن یکدیگر نشأت میگیرد که در دوران رشدمان با آنها مواجه شده ایم .

 

10تفکر منفی و انحرافی در اختلافات روابط

بیشتر ما در زندگی مان احساس ارزشمندی را تا حدی براساس روابط خود با دیگران حس میکنیم در این بحث به 10 تا از تفکرات منفی و انحرافی که موجب اختلافات میشود می پردازیم که شامل:

1-تفکر همه یا هیچ :یعنی اینکه شما از دست کسی عصبانی و ناراحت هستید طوری که در نظر شما صفر است و هیچ ویژگی ارزشمندی ندارد.

2-تعمیم دادن: یعنی اینکه شما طوری فکر میکنید که طرف مقابلتان همیشه به یک گونه خواهد بود  و قابل تغییر نخواهد بود.

3-فیلتر ذهنی: یعنی اینکه میخواهید طرف مقابلتان را متوجه انجام کارش کنید مثلا میگویید دهمین بار است که میگویم فلان کار را انجام بده.

4-حقیر نشان دادن مثبت ها: یعنی اینکه اگر با کسی اختلاف دارید حتی اگر کار مثبتی انجام دهد شما فکر میکنید که برای تحت تأثیر قراردادن شما این کار را میکند.

5- نتیجه گیری عجولانه: یعنی اینکه شما به طور عجولانه ای نتیجه گیری میکنید در صورتی که امکان دارد واقعیت نداشته باشد.

6- بزرگ نمایی و کوچک نمایی: یعنی اینکه در یک بحث و مشاجره ممکن است شما بعضی مسائل را خیلی کوچک ویا بزرگ جلوه دهید.

7-استدلال احساسی: یعنی اینکه وقتی دارید با طرف مقابلتان صحبت میکنید احساس میکنید که یک احمق است و بعد نتیجه گیری میکنید که او واقعا یک احمق است .

8-بایدها: یعنی اینکه شما با همین بایدها و نبایدها از اطرافیانتان انتقاد میکنید.

9-برچسپ زدن: یعنی اینکه وقتی از کسی ناراحت و عصبانی هستید به او القاب و الفاظ بد و نادرست می چسپانید.

10-سرزنش کردن: یعنی اینکه شما به جای اینکه علت مشکل را ریشه یابی کرده و سعی در حل کردن آن باشید  شروع به سرزنش کردن طرف مقابلتان میکنید.

زمانی که با فردی در جدال هستیم بدون شک به طرف مقابلمان به دیده منفی و غیر منطقی و خود مخرب فکر میکنیم و خیلی ناراحت میشویم و حتی در بعضی مواقع حالت دفاعی میگیریم و از فرد مقابلمان انتظاراتی داریم که باعث میشود بین ما فاصله بیشتر شود اما اگر این الگوهای فکری انحرافی و رفتارهای نابسامان در اختلافات نباشد چه چیزی رخ می دهد؟ بله درست است باعث رفع ناراحتی ها و کدورت ها و دشمنی ها و خیلی از عوامل منفی دیگری میشود.

چرا مخفیانه دوست دارم از دیگرا ن متنفر باشم؟

وقتی با فردی اختلاف پیدا میکنیم سه گزینه پیش رو داریم:

اول :وضعیت موجود را حفظ میکنید.

دوم : به رابطه پایان میدهید.

سوم : برای بهبود رابطه تلاش میکنید حالا کدامیک از این گزینه ها برای شما خوشایندتر و بهتر است البته نظرات همه با یکدیگر متفاوت است و هر کسی دلایل خاص خود را دارد.

با افرادی که دوستشان داریم رابطه ای سرشار از عشق و محبت برقرار کنیم.

در اینجا میخواهم 5 راز مهم را در راستای ارتباط موثر با شما در میان بگذارم:

1-تکنیک خلع سلاح یعنی از بین صحبت های طرف مقابلمان حقیقت را پیدا کنیم.

2-همدلی یعنی خود را به جای طرف مقابلتان بگذارید و از دریچه نگاه او دنیا را ببینید.

3- طرح پرسش یعنی خیلی محترمانه و با مهربانی سوالاتی مطرح کنید که از احساس و طرز تفکر طرف مقابلتان اطلاعاتی داشته باشید.

4- استفاده از جملاتی شبیه “احساس میکنم شما………” و یا ” من متوجه شدم که……..” در صحبت هایمان بکار بگیریم.

5-تعریف و تمجید یعنی در حین ناراحتی و یا حتی دعوا و شاجره خونسردی خود را حفظ کرده و از جملات محبت آمیز استفاده کنید. چون با این کار هم احترام خود رانگه داشته اید و هم اینکه جو را به سوی آرامش میکشانید.

 

بزرگترین اشتباهی که بیشتر ما انسانها مرتکب میشویم ترویج ایده ها و تحمیل برنامه خود بدون گوش گرفتن به طرف مقابلمان است.

این روش به شکست ختم میشود زیرا طرف مقابل با دیدن این برخورد به سادگی خاموش میشود و از ادامه گفتگو امتناع می ورزد یادگیری شیوه برقراری ارتباط یک هنر است که باید آن را به صورت صحیح یاد گرفت و در زندگی بکار ببریم.

بسیاری از ما تصور میکنیم که اگر صحت اعتراضات طرف مقابل را تأیید کنیم ،درب را برای اعتراضات بیشتر باز کرده ایم ولی اینطور نیست اگر ماهرانه عمل کنید، آن فرد تقریبا دست از گله و شکایت بر میدارد زیرا، احساس میکند کسی هست که واقعا به صحبت های او گوش می دهد. به محض اینکه درک کنید کسانی نزد شما شکایت میکنند به دنبال پند و نصیحت نیستند و از شما راه حل و کمک نمی خواهند. پیدا کردن راه حل مشکل این گونه افراد آسان می شود چون، اغلب آنها میخواهند تا به صحبت ایشان گوش کنید و به آنها توجه نمایید.

شاید انتقاد، متداول ترین مسأله ای باشد که، در میان روابط افراد وجود دارد. اگر میخواهید یاد بگیرید که چگونه ماهرانه با انتقادها کنار بیایید تکنیک خلع سلاح مهم ترین ابزار است که در مبحث های قبل توضیح دادم. و اما اگر باز هم ماهرانه از این ابزار استفاده کنید تقریبا بی درنگ برای همه ثابت میکنید که انتقاد از شما دروغی بیش نبوده است. ولی امکان دارد کمی هم مشکل باشد و مطمئن باشید با درایت از این تکنیک می توانید به سرانجام مسأله برسید.

 

وقتی با کسی اختلاف دارید، کمی تعریف و تمجید تأثیر بسزایی در رفع تنش های میان شما وجود می آید. زیرا همه ما انسانها نیازی عمیق به دوست داشتن و مورد تحسین واقع شدن داریم. اما باید این نکات را در نظر داشته باشیم که تعریف و تمجید طوری نباشد تا اغراق آمیز به نظر برسد و طرف مقابل فکر نکند که قصد سوءاستفاده از او را دارید. باید صداقت داشته باشید طوری که در کلامتان و گفتارتان هویدا و مشهود باشد.

بنابراین رعایت نکات ارائه شده تاثیر بسزایی در بهبود روابط خواهد داشت.

چه الگوهایی برای رفع تنش نیاز است؟

دو الگوی فکری با عنوان اعتیاد به کمک، و اعتیاد به حل مسئله، اغلب مانع شنیدن ماهرانه صحبت های طرف مقابل میشود. شاید عجیب باشد زیرا اغلب ما تصور میکنیم که کمک و حل مسئله کارهای خوبی هستند و ما هم دوست داریم برای افرادی که برایمان مهم و با اهمیت هستند این کار را انجام دهیم.

بعضا کمک کردن  به دیگران بدترین نتیجه خواهد داشت  و هیچ کمکی به ما نمی کند. چون حل مسئله مانعی بر سر راه صمیمیت است. وقتی با فردی اختلاف دارید ممکن است به جای گوش دادن ماهرانه و یا درک طرف مقابل به دنبال حل مسئله باشید، که این کار کاملا اشتباه است. منظور این است که نه کلا دنبال حل مسئله نباشید. خیر اینچنین نیست، بلکه به موقع و در زمان خود دنبال حل مسئله باشید.

در بعضی مواقع حتی اگر احساسات خود را ماهرانه با طرف مقابل بیان کنید، ممکن است واکنش دفاعی به خود بگیرد.  حتی تا جایی که  در بعضی مواقع برخورد مناسبی با شما نداشته باشد. در این هنگام باید بی درنگ عقب نشینی کرده، خونسردی خود را حفظ نموده، آرامش را به جو برگردانده، و نقش شنونده خوبی را ایفا کنید. زمانی که دیدید طرف مقابل با حرکات مدبرانه شما به آرامش رسیده دوباره احساسات خود را با او در میان بگذارید.

وقتی با فردی اختلاف دارید همیشه تنشی بر فضای میان شما حاکم میشود. اما شاید شما به تنش توجه نکنید و یا تظاهر کنید که اوضاع بر وفق مراد شماست. در این گونه مواقع چکاری می توانید بکنید؟

ابتدا باید آرامش را به فضای حاکم برگردانده،  با صحبت کردن و راه حلهایی که در مبحث های قبلی ارائه کردیم استفاده مدبرانه داشته باشید، مطمئن باشید به راه حل منطقی دست پیدا خواهید کرد. و به جای جروبحث بیجا با طرف مقابلتان درباره موضوع اختلاف صحبت کنید تا به راه حل مناسبی برسید .

ما حتی در زمان اختلاف با طرف مقابل خود، درباره آن فرد نظرات و انگیزه های منفی نسبت می دهیم.  در این  جا نقش پیشگویی را ایفا می کنیم که ما درست حدس زده ایم وغیره، که این کاملا اشتباه است .

یک سفر هزار فرسنگی با برداشتن قدم اول شروع میشود.

یک قاعده کلی اینگونه بیان میکند که، اشخاص به آنچه با آن متولد شده اند ربطی ندارند، مهم این است که از خود چه می سازند. بزرگترین دشمنان موفقیت و خوشبختی انواعی از احساسات منفی در شما هستند. چون همین احساسات منفی ما را از پای در می آورند. و همه شادی ها و لذت ها ی زندگی را از ما میگیرند. یکی از هدف اصلی ما در زندگی این است که خود را از شر احساسات منفی خلاص کنیم .

احساسات منفی مثل افسوس خوردن، حسادت، خشم، ترس و غیره. اغلب از چهار عامل اصلی نشآت می گیرند.

اولین ریشه مشکلات توجیه کردن است، تا حدی که خود و دیگران را توجیه می کنیم.

دومین ریشه احساسات منفی، دلیل است، که برای توجیه کارمان مدام دلیل و علت می آوریم.

سومین ریشه مشکلات منفی، توجه داشتن بیش از اندازه به رفتار دیگران در مقابل خودتان است.

چهارمین ریشه مشکلات منفی، که از همه بدتر است، سرزنش کردن است. که خود مخرب ترین ریشه مشکلات و احساسات منفی می باشد .

ما برای اینکه ذهنی مثبت داشته باشیم، باید از انتقاد، شکایت، گله مندی و غیره بپرهیزیم .زمانی که تصمیم میگیریم، مسئولیت کامل در قبال کار خود، یا موقعیت موجود و آنچه را که برایمان اتفاق افتاده را بپذیریم، می توانیم با اطمینان کامل به کار و امور زندگی مان رسیدگی کنیم.

سعی کنید با تصمیمات و انتخابات جدید کنترل خود را در دست گرفته و از حوادث مربوط به گذشته شکایت و گله گذاری نکنید. طبق تحقیقاتی که انجام شده و خیلی واضح است، اینکه رابطه مستقیمی میان میزان

مسئولیتی که می پذیرید و میزان کنترلی که احساس میکنید وجود دارد.  هر چه بیشتر جمله “من مسئول هستم” را تکرار کنید احساس قدرت و اطمینان خاطر بیشتری میکنید.

ارزشمندی دنیای مطلوب وی به اندازه ایست که با آن احساس راحتی می کند.

مقاله فوق را هم می توانید مطالعه بفرمایید.

در عین حال رابطه ای مستقیمی میان مسئولیت و خوشبختی نیز وجود دارد. هر چه مسئولیت پذیرتر باشید، شادمان تر و خوشحال تر هستید. مسئولیت و خوشبختی با یکدیگررابطه متقابل دارند. در واقع این احساسات زنجیر وار به هم متصل هستند. چون هر چه مسئولیت بیشتری بپذیرید احساس کنترل بیشتری خواهید کرد. و هر چه احساس کنترل بیشتری کنید خوشبخت ترین و مطمئن ترین فرد در جامعه خود به حساب می آیید.

در زندگی قدرت اختیار در دست خود ماست.  ما باید سررشته امور زندگی مان را  خودمان محکم در دست گرفته  و به راه مطمئن و درست هدایت کنیم. با ترکیب آرمان سازی و آینده نگری فرآیند خود محدود سازی را لغو می کنیم.  بیاییم لحظه ای فکر کنیم محدویتی در کار نیست، ببینید چگونه به هدف ها و آرمان های خود دست پیدا می کنیم، و آینده ای روشن برای خود رقم می زنیم .

تفاوت عمده که میان افراد موفق و ناموفق وجود دارد، عمل گرا بودن موفق هاست. موفق ها اگر ایده ای به ذهنشان برسد، بلافاصله برای به عمل درآوردن آن دست بکار شده و تلاش می کنند. ولی ناموفق ها قصد و نیت دارند، اما همیشه بهانه ای می تراشند که آن را عملی نکنند و مدام به تعویق می اندازند.

هر چه بیشتر و بهتر بتوانیم درباره ی آینده بلند مدت خود فکر کنیم، با سرعت بیشتری اشخاص و شرایط خوب را به زندگی خود جذب خواهیم کرد.  اینکه ما باید در زندگی خود خلاقیت داشته باشیم، خلاقیت توانمندی طبیعی و نرمالی است که، همه می توانند از آن بهره ای داشته باشند. خلاقیت مادرزادیست و بخشی از ساختار ژنتیکی ماست. همه ما خلاق هستیم فقط باید به دنبال شکوفایی آن باشیم.

 

 

درباره ی abbas bahadore

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *