خانه / مقالات / مقالات / 5 نیاز اساسی بر اساس تئوری انتخاب(2)

5 نیاز اساسی بر اساس تئوری انتخاب(2)

5 نیاز اساسی بر اساس تئوری انتخاب(2)

 

در ادامه مقاله قبلی که دو نیاز از پنج نیاز اساسی و ژنتیکی ما انسانها نام برده شد به سومین نیازها می رسیم.

 

اما قبل از اینکه در این مورد ادامه دهیم، به یک موضوع اشاره کنم که:

چرا باید نیازهای اساسی و ژنتیکی خود را شناسایی کرده و به آنها اهمیت بدهیم.

با یک مثال توضیح می دهم.

 

یکی از دوستان من که خیلی با هم صمیمی بودیم، کارمند یکی از ارگانهای دولتی بود.

از نظر مالی عالی بود تا آنجایی که هر چیزی را اراده می کرد، خریداری می شد.

از نظر آزادی هم تا جایی که امکان داشت، برای او رضایت بخش بود.

و اینکه به خودش از نظر سلامتی و بقاء هم می رسید.

 

اما یکی از این نیازها که باید برطرف می شد تا بر اساس اون به بقیه نیازها هم برسد، برایش قابل حل نبود.

تفریح، که ممکن است برای بعضی از افراد زیاد مهم نباشد ولی برای بقیه خیلی خیلی مهم خواهد بود.

فرزند و همسر او از این مهم شاکی بودند و مدتها نق نق آنها آزار دهنده شده بود.

اهمیت دادن به سایر نیازها

درست است که داشتن ثروت بسیار عالی به نظر می رسد در صورتی که، آزادی شغلی هم خیلی خوب است.

ولی آیا کمکی به روند رو به رشد خانواده ما خواهد کرد؟

داشتن امکانات به تنهایی روح ما را هم می تواند سیقل دهد؟

 

دوستم پس از سالها زندگی چون، نتوانسته بود با اجرای برنامه ای به تفریح خانواده خود برسد پس از مدتی به یک مشکل اساسی برخورد کرد.

چون تفریح را، عاملی که به عشق و مودت آنها هم رونق بیشتر می داد نادیده گرفته بود، یک مسئله ی مهمی پیش روی او قرار داد.

خانواده خود را دوست داشت و نمی خواست آنها را آزرده ببیند و از طرفی هم کارش برایش خیلی مهم بود.

 

بنابراین باید کاری می کرد، تا بین این دو تعادلی ایجاد کند.

وقتی پیش من آمد و موضوع را مطرح کرد، خیلی آشفته بود و حسابی از دست خودش شاکی بود.

دوستم پس از سالها طبق برنامه ای که چیده شد، لذت واقعی را از زندگی و رابط خود چشید.

پس نیازها، با ایجاد تعادل برآورده شوند می توانند حیاتی پر از شور و شادی را نیز بهمراه داشته باشند.

نیاز به تفریح

هنگامی که ما در طول روز یا هشت ساعتِ کار اداری و سازمانی باید طی کنیم و بعد به خانه برگردیم.

یا اینکه یک هفته پر از چالش و تکاپو دشته باشیم.

ویا یک ماه با درگیری شغلی خود سپری می کنیم تا بتوانیم نیاز به بقاء خود را برآورده سازیم.

به این هم می اندیشیم که چگونه ساعتی یا روزی را بدون هیچ استرس کاری پشت سر بگذارم؟

مغز و بدن ما تا جاهایی به راحتی می تواند کشش داشته باشد تا یک سری کارها را به راحتی بتواند انجام دهد.

و پس از آن باید یک جاهایی برای استراحت بایستیم.

ماشینی که ما نیز با آن به مسافرت می رویم مسیر معینی را طی خواهد کرد، و بعد از آن نیاز به سوخت خواهد داشت.

خود ما و خانواده ما پس از یک هفته یا یک ماه حتماً به یک محیطی خارج از خانه نیاز خواهند داشت.

 

برای اینکه به تقویت روحی و بدنی خود برسیم با دوستان و خانواده بودن انرژی بخش خواهد بود.

تفریح علاوه بر اینکه خود یک نیاز است، نیازهای دیگه ما را هم تا حدود زیادی برآورده خواهد کرد.

مهم بودن این نیاز تا آنجا حایز اهمیت است که می تواند یک زندگی را بسازد و یا از بین ببرد.

بنابراین ،همانطور که بدن ما نیاز به اکسیژن دارد، زندگی ما هم نیاز به روح زنده بودن و انرژی خواهد داشت.

و این برآورده شدن نیاز به تفریح امکان پذیر می باشد.

نیاز به عشق و مودت

در بدن هر موجود زنده ای قلبی وجود دارد.

و این قلب  با گرفتن حسی که همه ما انسانها از آن برخورداریم به تپش می افتد.

وقتی این حس یک جاهایی ما را خیلی به ذوق و شوق در می آورد، پای یک چیز در میان می آید.

عشق و مودت، اون چیزی می باشد که همه ما از آن بهره می بریم.

برای هر یک از ما نیز به یک شکلی نمایان می شود.

این حس باید یک جورایی که به شکل نیاز در می آید برآورده شود.

با دیدن فردی یا عزیزی که برای ما خیلی قابل ارزش است، حس ما نیز شروع به بروز رفتارهای می کند.

این رفتارها و حس ها، نیازی هست که با بروز آن می توانیم شاد باشیم.

نیاز به عشق و مودت، حس زنده بودن را نیز در ما نگه می دارد.

بقاء ما، تفریح ما و کل زندگی ما به عشق و دوستی بستگی دارد که ما به آن نیازمندیم.

بنابراین نیاز به عشق و مودت، یکی از نیازهایی هست که به بقیه نیازهای ما حسی عجیب می دهد.

در خیلی مواقع زنده بودن ما بستگی به برآورده شدن آن نیز خواهد داشت.

پس مهم بودن این نیاز تا آنجا مهم است که نبود آن هر زندگی را می تواند از بپاشد.

نیاز به قدرت

بعضی از امورات در اطراف ما تحت  کنترل ما نیستند.

اما امورات و انتخاب های زندگی ما  باید تحت کنترل خودمان باشد.

آیا این قدرت را داریم که کنترل آنها را داشته باشیم؟

 

حالا به این موضوع می رسیم که قدرت کنترل زندگی و انتخاب های خود را دارم یا نه.

اگر بتوانیم این قدرت را داشته باشم که در مسیر زندگی راهم را خودم انتخاب کنم، مسیرم خوشایند خواهد بود.

اما اگر نتوانم در انتخاب راهی که مرا به مقصد و هدفم می رساند، آزاد باشم، نیازم را برای داشتن مسیری خوب به خطر خواد انداخت.

 

آیا من قدرت دارم که شغل مورد دلخواه خود را انتخاب کنم؟

آیا این قدرت را می توانم داشته باشم که همسرم را خودم انتخاب کنم؟

آیا می توانم درس دانشگاهی و رشته مورد علاقه خود را، خودم انتخاب کنم؟

و از این دست سوالتی که ذهن ما را درگیر می کند.

جواب این سؤالات نیازهای ما برآورده می کند.

 

نیاز به قدرت، می تواند خیلی از انتخاب ها و مسیر زندگی ما را تحت شعاع خود قرار می دهد.

از نظر تئوری انتخاب قدرت، فقط در راستای اهداف زندگی خود ماست نه جامعه و یا کشور خاصی.

قدرت داشته اشیم که دنیای درونی و بیرونی خود را تغییر دهیم و نه زندگی دیگران را.

بنابراین نیاز به قدرت هم تاثیر مستقیمی در مسیر زندگی و هم سهولت رسیدن به مقصد را پی خواهد داشت.

و این نیاز مانند دیگر نیازها می تواند آنقدر مهم باشد که زندگی ما را بسازد یا از بین ببرد.

زنجیره نیازها

نیازهایی که نام برده شد مانند یک زنجیره به هم ربط دارند.

نبود هر کدام شان می تواند زنجیره را پاره کند.

علاوه بر این سه نیازی که اشاره شده در مقاله قبل هم دو مورد آن هم ذکر شد

پس بیاید همانطور که من تعهد کردم و به نتیجه دلخواه خودم در زندگی رسیدم شما هم این کار را انجام دهید.

شما هم نسبت به خود تعهد دهید و این تعهد فقط فقط شادی را در زندگی شما به ارمغان خواهد آورد.

 

تعهد بر اینکه زنجیره را حفظ کرده و در محکم نگه داشتن آن کوشا باشیم.

زنجیره نیازها هم ما را به مقصد شادی در زندگی می رساند و هم چرخ های زندگی ما را نیز در برف های مسیر راه محافظت خواهد کرد.

 

 

 

 

 

درباره ی abbas bahadore

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *