خانه / مقالات / مقالات / 5 نیاز اساسی ما در زندگی بر اساس تئوری انتخاب

5 نیاز اساسی ما در زندگی بر اساس تئوری انتخاب

نیازهای اساسی ما در زندگی 

همانطور که هر موجود زنده ای برای ادامه حیات خود نیازهایی دارد، ما  نیز برای ادامه یک زندگی لذت بخش نیازهایی داریم.

 

شناخت این نیازها به ما کمک می کند تا بهترین زندگی را داشته باشیم.

 

نیازهایی که شناخت آنها ما را در ادامه روابط کمک می کند تا بهتر و شادتر در کنار هم زندگی کنیم.

 

بعضی از ما برای اینکه دارای یک سری خصوصیات خاص خود هستیم ممکن است از نظر برخورداری از نیازها نیز متفاوت باشیم.

 

تعدادی از ما نیازهای خود را با بودن در کنار هم می توانیم رفع کنیم.

 

اما بعضی هم ممکن است به تنهایی بتوانیم از عهده آنها برآییم.طة

 

ولی کسانی از زندگی خود لذت می برند که نیازهایشان با کنار هم بودن رفع گردد.

 

یا این نیازها به آنها کمک کنند تا روابط شیرین تری داشته باشند.

نیازهایی که ژنتیکی هستند ولی برای هر شخصی قابل تغییر خواهد بود.

 

البته نه از اصل و ریشه بلکه از نظر تفاوت برآورده شدن آنهاست.

 

و این نیازها اساسی و بنیادی هستند که نسبت به خصوصیات شخصی ما قابل تغییر نیز هستند.

 

بنابراین برای اینکه هدف خود را به راحتی و قابل دسترس بدانیم می توانیم تا جایی آنها را نیز تغییر دهیم.

پس نسبت به اهداف خود می توانیم آنها را بالا و پایین کنیم،

 

اما نمی توانیم این نیازها را حذف کنیم چون حذف هر کدام از آنها سبب می شود ما در زندگی خود به موانعی برخورد کنیم.

 

نیاز به بقاء

اول از همه نیاز هر موجود زنده ای که ما انسانها نیز از آن منفک نیستیم، زنده ماندن هست.

 

ادامه حیات ما نیز منوط به این خواهد بود که بتوانیم تلاشی برای زنده ماندن خود انجام دهیم.

 

این نیازی است که همه برای آن باید تلاش کنند.

 

اما نوع تلاش ها نیز متفاوت هست و هر کدام به شیوه ای برای آن اقدام می کنند.

 

کارمند برای زنده ماندن، باید سرکار برود و تا حد امکان ممکن است ساعت های را اضافه کار کند.

 

یک کارگر، صبح تا شب ممکن است که به کار خود مشغول باشد یا چند مدتی بیکار باشد و دست به کار دیگری بزند.

یک فروشنده یا مغازه دار باید بتواند که اجناس و اقلام خود را به روز کند تا فروش بهتری داشته باشد.

 

یک راننده هم ممکن است با یک سرویس روزانه یا چندین ساعت کار کردن قادر به کسب درآمد باشد.

 

یک معلول برای ادامه حیات خود هم اگر دست به کاری نزند، زنده ماندن او به خطر خواهد افتاد.

 

با آگاهی از این افراد می توانیم به راحتی به این درک برسیم که بدون کار کردن ممکن است زندگیش به خطر بیافتد.

 

اما یکی دیگر هم بدون هیچ زحمتی امکان دارد به ثروتی رسیده باشد که نیاز به کار کردن نداشته باشد.

 

اما آیا هر کدام از این مثالها و نمونه های دیگر که زده شد، فقط نیاز به بقاء می باشند.

با یک کم فکر کردن می دانیم که این تنها گزینه زنده ماند نیست بلکه، فرار از مردن و ترس نیز جزیی از این نیاز هست.

 

فرار از تصادف، زیر آوار رفتن، آتش گرفتن و بسیاری از این نوع نیز جزیی از رفع نیازهای ماست.

 

و این نیازها هم به نوع شغل، درآمد و محیطی که در آن قرار گرفته ایم نیز دارد.

 

و هر فردی به یک طریقی رفع نیاز خواهد کرد که بحث بشتر در این مقاله نمی گنجد.

 

بنابراین تلاش برای رفع یکی از نیازها به این بستگی دارد که چه قدر به بودن روابط بین خود و اطراف مهارت داریم.

 

تا جایی که هر چه روابط سازنده تر، تلاش برای بقاء آسان تر خواهد بود.

 

نیاز به آزادی

در جاهایی که ما نیاز داریم تا آزاد باشیم به یک روند رو به رشد، زندگی لذت خش خواهد بود.

 

این آزادی هم به این معنی نیست که با آزادی خود، باعث تعرض به حقوق انسانی دیگران شویم.

 

بلکه به این معنی خواهد بود که آزاد باشیم تا در رسیدن به اهداف خود به تصمیم گیرند باشیم.

 

نه اینکه برای انجا هر کاری، دیگران بخواهند برای ما تصمیم بگیرند.

آزاد باشیم شغل و هدف دلخواه خود را خود انتخاب کنیم.

 

آزاد باشیم برای زندگی خود اهداف را تعیین کرده و طبق آن نیز برنامه ریزی کنیم.

 

البته تا جایی که به آن درک بالا رسیده باشیم تا آزادی ما همگام و همسو با پیشبرد اهداف جامعه نیز باشد.

 

حالا این نوع آزادی، در افراد به شکل های گوناگونی ممکن است تعبیر یا تحریف شود.

یکی، آزادی را در پوشش و دیگری ممکن است در نوشتن بداند.

 

همه اینها به شرطی انسانی خواهد بود که بتوانیم روابط را هم به بهترین شکل حفظ کنیم.

 

نه اینکه آزادی باعث به وجود آمدن ایجاد مزاحمت برای دیگران شود.

 

بنابراین هر کدام از ما نسبت به نوع زندگی واهداف خود نیاز به آزادی در انتخاب هایمان داریم تا زندگی شادی داشته باشیم.

 

اما آیا این آزادی بدون داشتن روابط خوب امکان دارد.

 

فقط این را بدانیم که در انتخاب ها ما نیاز داریم که افراد و مشاورانی برای گرفتن بهترین تصمیم داریم.

 

و این هم اکان پذیر نخواهد بود مگر با داشتن روابطی سالم و لذت بخش.

 

یک کار عملی و اصولی مؤثر

 

این دو نیاز و نیازهای دیگر که در مقاله بعد ادامه میدهیم از نیازهای اساسی ما هستند .

 

و این نیازها بر اساس تئوری انتخاب هستند که در رفع آنها چه انتخاب هایی در زندگی خواهیم داشت.

 

چه قدر ما به توسعه فردی خود اهمیت می دهیم؟

حالا از شما دوستان برای اینکه بهره بهتری از این مقاله برده باشیم،

 

می خواهم که نیازهای به بقاء و آزادی خود و اطرافیانی را که می شناسید بنویسید.

 

با نوشتن این دو نیاز، اهدافی را که در زندگی برای خود تعیین کرده اید نیز یادداشت کنید.

 

حالا با توجه به اهداف خود به دقت ببینید که چه قدر در رفع نیازها و نوع نیازها دقت داشته و تلاش کرده اید.

 

 

درباره ی abbas bahadore

2 دیدگاه

  1. عالی بود جناب استاد بهادری عزیز
    ممنون مقاله فوق العاده کاربردی بود
    کلی اطلاعات و آگاهی کسب نمودم.
    شاد،پیروز و موفق باشید.

    • سپاس از لطف شما دوست عزیز
      خوشحالم که مقاله ام برای شما مفید واقع شده
      شما هم در تمام مراحل زندگی شاد، شالم و ثروتمند باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *