ارتباط ماشینی

ارتباط ماشینی

      ساعت 6 عصر روز عاشورا از زادگاه خود بوشهر به سوی قائمشهر، محل زندگی ام حرکت کردم ، به دلیل تعطیلی ، جاده خلوت بود من هم با آرامش خاصی رانندگی میکردم ، ساعت حوالی 12 شب بود که به شهر سمیرُم رسیدم ، رفتم پمپ بنزین …

ادامه نوشته »

طعم شیرین تفریح با وجود کنترل رابطه

طعم شیرین تفریح با وجود کنترل رابطه

  طعم شیرین تفریح با وجود کنترل رابطه     سال1363 من دوازده ساله بودم و در یکی از روستاهایی زندگی می کردم که در 60 کیلومتری شهر بوشهر بود ، در آن زمان چند تا روستایی که بغل هم بودند یک مدرسه داشتند ، در آن سال من کلاس …

ادامه نوشته »

فرزندم را فراموش کردم

فرزندم را فراموش کردم

  من در زمانی که بچه بودم به خوبی یادم هست که در همسایگی ما خانواده ای بودند که مدام در حال دعوا کردنند و امکان نداشت که در هفته آنها با هم یک روز خوب باشند ، پسری به نام حسین داشتند که بیرون از خانه مانند والدینش با …

ادامه نوشته »

ارتباط خارپشتی

ارتباط خارپشتی   حسن پسری 20 ساله دارای قد 170 سانتی متر و موهای بلند وژولیده بود ، او در خانواده ای بزرگ شده بود که معمولا اکثر اوقات مشغول به کار بودند و وقت کمی برای بچه هایشان داشتند . حسن سه برادر دیگر هم داشت که هر سه …

ادامه نوشته »

ارتباط قبل از ازدواج

ارتباط قبل از ازدواج

ارتباط قبل از ازدواج   سالها بود که با خانواده محبوبه در ارتباط بودند آنها در یک محله زندگی می کردند یک سال با هم اختلاف سنی داشتند و دو ماهی می شد که عقد کرده بودند ، به علت داشتن اعتقادات سنتی اجازه با هم بودن و یا رفتن …

ادامه نوشته »

اسرار و مهارت گوش دادن موثر

اسرار و مهارت گوش دادن موثر

      حوالی ساعت ده صبح و روز اول هفته ، بسیار پر انرژی و سرحال اومدم بیرون و برای کاری به دفتر یکی از دوستام که 40 ساله که در یکی از شلوغ ترین خیابان های شهر مغازه فروش کلورهای اسپیلت داشت رفتم ،دفتر بسیار شیکی که تماماً …

ادامه نوشته »