چگونه با وجود حال بد در جمع شرکت کنیم؟

چگونه با وجود حال بد در جمع شرکت کنیم؟

 چگونه با وجود حال بد در جمع شرکت کنیم؟   در یکی از روزهای بهاری که زمین لباس سبز پوشیده بود، تصمیم گرفتیم با چند نفر از دوستان به کوهی که کنار روستا بود به تفریح برویم. وسایل سفر را مهیا کرده و هماهنگ کردیم که بعد از اذان صبح …

ادامه نوشته »

ترس دوران نوجوانی

ترس دوران نوجوانی سال 1365 بود و من در روستایی 10 کیلومتری روستای خود به مدرسه میرفتم در ابتدای سال چند هفته ای با ماشین هایی که مسیرشان با من یکی بود زود به مدرسه می رسیدم ولی در برگشت که یک ساعتی هم راه بود بر می گشتم ، …

ادامه نوشته »

ارتباط ماشینی

ارتباط ماشینی

      ساعت 6 عصر روز عاشورا از زادگاه خود بوشهر به سوی قائمشهر، محل زندگی ام حرکت کردم ، به دلیل تعطیلی ، جاده خلوت بود من هم با آرامش خاصی رانندگی میکردم ، ساعت حوالی 12 شب بود که به شهر سمیرُم رسیدم ، رفتم پمپ بنزین …

ادامه نوشته »

طعم شیرین تفریح با وجود کنترل رابطه

طعم شیرین تفریح با وجود کنترل رابطه

  طعم شیرین تفریح با وجود کنترل رابطه     سال1363 من دوازده ساله بودم و در یکی از روستاهایی زندگی می کردم که در 60 کیلومتری شهر بوشهر بود ، در آن زمان چند تا روستایی که بغل هم بودند یک مدرسه داشتند ، در آن سال من کلاس …

ادامه نوشته »

فرزندم را فراموش کردم

فرزندم را فراموش کردم

  من در زمانی که بچه بودم به خوبی یادم هست که در همسایگی ما خانواده ای بودند که مدام در حال دعوا کردنند و امکان نداشت که در هفته آنها با هم یک روز خوب باشند ، پسری به نام حسین داشتند که بیرون از خانه مانند والدینش با …

ادامه نوشته »

ارتباط خارپشتی

ارتباط خارپشتی   حسن پسری 20 ساله دارای قد 170 سانتی متر و موهای بلند وژولیده بود ، او در خانواده ای بزرگ شده بود که معمولا اکثر اوقات مشغول به کار بودند و وقت کمی برای بچه هایشان داشتند . حسن سه برادر دیگر هم داشت که هر سه …

ادامه نوشته »