نوشته‌ها

چگونه از علف های هرز در روابط خود بهتر استفاده کنیم؟

 

 

اکثر ما در محیط منزل خود یا اطرافیان باغچه هایی را دیده ایم.

بیشتر این باغچه ها هم، علف های هرز را در خود پرورش می دهند.

معمولاً بسیاری از ما از پیشروی و رشد بیش از حد این علف ها شاکی هستیم.

این علف ها راه رشد خود را یافته اند و خیلی به ندرت ما می توانیم از رشد آنها جلوگیری کنیم.

اگر وقت بگذاریم و بخواهیم آنها را وجین کنیم، می شود در یک روز جمع کرد.

ولی با کمال تعجب دو یا سه روز بعد می بینید که رشد کرده اند.

این علوف راه رشد خود را می دانند.

هنگامی که از رشد آنها عاصی می شویم، برای مدتی رهایشان می کنیم.

اما باز هم میبینیم که دسترنج ما را دارند از بین می برند.

دنبال راه حل های بهتری می گردیم تا شاید از رشد آنها جلوگیری شود.

شباهت افکار مزاحم به علف های هرز باغچه.

درست هنگامی که از خواب بلند می شویم یک سری افکار به ذهن ما خطر می کنند.

بسیاری از ما متوجه خوبی یا بدی این افکار می شویم.

 

اما چند سؤال پیش می آید.

آیا ما می توانیم از وجود آمدن این افکار جلوگیری کنیم؟

می توانیم خود را در برابر این افکار قرار دهیم؟

می شود فقط افکار خوب را در ذهن پرورش داد؟

چه قدر این افکار در زندگی ما تاثیر می گذارند؟

تا چه اندازه در رشد فردی ما تاثیرپذیر هستند؟

با کمی دقت می توانیم تشخیص دهیم که این افکار همیشه وجود دارند.

ولی آیا ما تا به حال فکری برای مقابله با آنها انجام داده ایم.

این افکار مانند علف های هرز همیشه وجود دارند.

اگر از یک باغبان بپرسید که راه مبارزه با آن چیست؟

آیا می دانید تنها جوابی که می دهند، چه خواهد بود؟

سرشت هر آدمی هم مانند خاک هست که این علوف و افکار را در خود پرورش می دهد.

ولی ما به عنوان یک انسان خلاق می توانیم خلق معجزه کنیم.

تاثیر این افکار در روابط ما

همان طور که همه ما در زندگی خود نیازمند روابط خوب هستیم.

افکارمزاحمی هم هستند که در این روابط تاثیر گذار خواهند بود.

این افکار مزاحم مانند علف های هرز عمل می کنند و هر چه ما در باغبانی متبحر باشیم بهتر می توانیم افکار  خوب خود را رشد دهیم.

معمولاً با هر فردی بخواهیم رابطه ای برقرار کنیم، یک سری افکار در ذهن ما رشد می کند.

حالا این افکار تا چه اندازه می توانند در بهبود روابط به کمک ما بیایند، بسته به چگونگی رشد آنها دارد.

ما در این صورت دو راه حل داریم، یا آنها را کنترل کنیم یا اینکه از به وجود آمدن آنها جلوگیری نماییم.

برای جلوگیری از به وجود آمدن این افکار به بالا بردن تبحر خود نیازداریم.

و برای کنترل آنها نیز بسته به این دارد که از چه راههایی می توانیم بهترین سود را بریم.

ابتدا این را در نظر بگیریم که هیچ فرد بدی در این دنیا وجود ندارد، مگر اینکه ما خود آن را در روابط بسازیم.

و ساختن این روابط هم بسته به عملکرد ما در کنترل ذهن و زندگی ما دارد.

ما خواهان چه روابطی و چه مسیری را می خواهیم طی کنیم؟

روابط و مسیر رسیدن به هدف، مستقیماً به افکار و باورهایی ربط دارند که ما چگونه پرورش شان می دهیم.

بنابراین افکار ما راهی را طی می کنند که مسیر ما برای رسیدن به هدف طی خواهد کرد.

و هر چه بهتر بتوانیم این افکار را کنترل کنیم، راه ما را در بهبود روابط  هموارتر خواهند کرد.

چگونه باغبانی می خواهیم باشیم؟

مطمئنن در هرکاری که می خواهید تبحر پیدا کنید، نیازمند به تکرار و تمرین دارد.

هر باغبانی که بخواهد بهترین گل و گیاه را پرورش دهد، نیازمند به تجربه کافی در این زمینه دارد.

حالا ما چه اندازه در کنترل باغچه خود مهارت داریم؟

باالطبع همه ما می خواهیم که بهترین روابط و شیرین ترین زندگی را داشته باشیم.

هر اندازه در بهبود روابط خود آموزش ببینم و مطالعه کنیم، روابط ما نیز خوشایندتر ساخته خواهد شد.

در اجتماعی زندگی کردن ما هم روابط بهینه، سازنده و کارسازتر می باشند.

انتخاب اینکه ما چگونه روابطی را می خواهیم به شخصیت ما و نتایجی که می خواهیم بدست آوریم، ربط مستقیمی دارد.

و شخصیت ما نیز روابط ما را خواهد ساخت.

بنابراین شما چگونه شخصیتی را انتخاب می کنید، اینکه در حال رشد ارزش خود باشید یا ….

پس باغبانی را انتخاب خواهیم کرد که به رشد گل و گیاه ما بیشتر کمک کند.

و این باغبان با کنترل علف های هرز، باغچه ای زیبا خواهد ساخت.

ما نیز می توانیم با کنترل و هدایت این افکار، شخصیت والای انسانی و معنوی خود را بسازیم.

راه کنترل این علف های هرز و افکار

من با بسیاری از باغبان ها رابطه داشته و دوست بوده ام.

و بیشتر آنها قبل از اینکه به از بین بردن علف ها توصیه کنند،

هدایت آنها را به سمتی دیگر پیشنهاد می کردند.

اینکار هم باغچه ها را قشنگ تر می کند و هم دیگر مبارزه ای در کار نخواهد بود.

من چندین باغچه را به چشم خود تماشا کردم،

که واقعاً نشان از تبحر آنها در کنترل علف های هرز داشت.

این کار در ابتدا زمان زیادی خواهد برد، ولی در نهایت زیباترین صحنه ها را خواهد ساخت.

ما نیز در کنترل  افکار می توانیم آنها را به سویی هدایت کنیم که ذهن درگیری نداشته باشیم.

چگونه؟

توجه و تمرکز خود را به سوی دیگری که همان گل وگیاه باغچه هست هدایت کنیم.

افکار بگذار بیایند، مبارزه نکنیم، فقط به محض اینکه دیدید دارد در رشد شما تزلزلی ایجاد می کند،

 

مسیر افکار و تمرکز خود را عوض کنید.

توجه داشته باشیم برای باغبانی با تجربه بودن، نیاز به تمرین و ممارست بسیار دارد.

در کنترل افکار هم نیازمند تمرین و ممارست های بسیار زیادی می باشد.

بنابراین با تمرین زیاد، تمرکز و توجه خود را بیشتر به سوی خوبی های طرف مقابل سوق دهیم نه بُعد منفی وی.

راهکاری که من انجام می دهم و نتیجه اش عالی بوده.

زمانی که ما خواهان برقراری رابطه ای هستیم، مسلماً افکار نامحدودی در ذهن خطور خواهد کرد.

در این زمان بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم، پرسیدن سؤال از خود هست.

آیا برقراری رابطه با این شخص، ارزش شخصیتی من و یکی از نیازهای روابطی من را برطرف خواهد کرد؟

همین موقع هست که من بهترین کاری را که از نظر خودم خوب است،انجام می دهم.

آن هم در یکی از دفترهایی که مخصوص این کار قرار داده ام، می نویسم چه کمکی به رشد روابط و شخصیت من خواهد کرد.

معایب و محاسن این رابطه، و یا ادامه آن را یادداشت می کنم.

نتیجه ای که بدست می آورم، توجیح پذیر خواهد بود.

با این کار سعی می کنم دیگر افکار مزاحمی که در مورد فرد مورد نظر هست، کنترل شده باشد.

بسیاری از همسران با اجازه دادن به رشد همین علف های هرز، باعث خشکیدن عوامل اصلی روابط می شوند.

خشکیدن آنها نیز باعث به وجود آمدن فاصله و در نهایت احتمال  از بین رفتن تمام باغچه یا به معنایی دقیق تر جدایی همسران و طلاق زوجین شود.

شما خواننده عزیز؛ می توانید از تجربه این باغبان استفاده کنید و برای برقراری تمام روابط خود این کار را انجام داده و ببینید تا چه اندازه تاثیر زیادی در روابط شما خواهد داشت.

در پایان از اینکه وقت گذاشته و این مقاله را مطالعه فرمودید، سپاسگزارم.

منتظر دیدگاه ارزشمند شما هستیم

چطور همسر خود را در جلوی جمع بزرگ کنیم؟

چطوررفتار کنم که همسرم مرا با دیگران مقایسه نکند؟

اکثر ما می‌فهمیم که چقدر مقایسه کردن خودمان با دیگران کاری احمقانه است.

همه ما می‌دانیم که اینکار هیچ سودی برایمان نخواهد داشت.

اما ما این نوع مقایسه‌ها را انجام می‌دهیم، چه مقایسه کردن اندازه خانه‌مان باشد، چه درآمدمان، چه ویژگی‌های ظاهری‌مان یا هر چیز قابل‌شمارش (یا غیرقابل‌شمارش) دیگر.

بااینکه می‌دانیم این کار مشکلات زیادی دارد، ولی ما معمولاً بدترین‌های خودمان را با بهترین‌های دیگران مقایسه می‌کنیم.

مقایسه کردن زندگی‌تان با دیگران همیشه نشانه بازنده بودن است چون همیشه کسانی هستند که بهتر از شما «به نظر می‌رسند» و به نظر زندگی بهتری نسبت به شما دارند.

از اینها گذشته، ما معمولاً بدترین چیزهایی که درمورد خودمان می‌دانیم را با بهترین ویژگی‌های زندگی دیگران مقایسه می‌کنیم.

ولی مطمئن باشید زندگی آنها به آن ایدآلی که در ذهن شماست، نیست.

بازی مقایسه انتها ندارد.

مقایسه کردن دسته‌بندی نامحدود و بی‌نهایت دارد ولی تعداد کسانی که می‌توانید خودتان را با آنها مقایسه کنید محدود است.

وقتی وارد این راه شدید، هیچوقت انتهای آن را پیدا نخواهید کرد.

مقایسه تمرکز شما را روی فرد اشتباهی می‌اندازد.

شما فقط قادر به کنترل یک زندگی هستید: زندگی خودتان.

وقتی مداوماً خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید، انرژی باارزشتان را برای تمرکز روی زندگی دیگران و نه زندگی خودتان هدر می‌دهید.

مقایسه لذت زندگی را از شما می‌گیرد. مقایسه کردن خودتان با دیگران همیشه حسرت چیزهایی که نیستید

و چیزهایی که ندارید را برایتان به ارمغان می‌آورد و نه‌تنها هیچ لذتی به زندگی‌تان اضافه نخواهد کرد

بلکه تمام لذت زندگی‌تان را هم خواهد گرفت.

مقایسه کردن زندگی‌تان با دیگران همیشه نشانه بازنده بودن است‎.

مقایسه خود با دیگران؛ خصلتی که می تواند مشکل آفرین شود،

یکی از معضلات شخصیتی که می تواند برای زندگی فرد در خانواده و جامعه مشکل ایجاد کند مقایسه کردن خود با دیگران است.

بدون شک “قیاس خود با دیگران” نشانگر آن است که به خویشتن اعتماد نداریم و دچار نوعی کم خودبینی هستیم.

در حقیقت افرادی که دچار حقارت نفس هستند و خود را حقیر و زبون می پندارند،

تنها از راه مقایسه خود با دیگران مسیر زندگی خویش را تعیین می کنند.

برای جلوگیری ازسقوط در دام مقایسه ضرورت دارد که ضمن تقویت اعتماد به نفس از تدابیری که آموزش می بینیم شخصیت خودمان را متجلی کنیم.

به هر حال مقایسه خود با دیگران بازی خطرناکی است و به طور قطع به قربانی شدن می انجامد.

زمانی که به این آگاهی برسید که “بدون اینکه بهترین باشید هم می‌توانید خوب باشید” شانس موفقیت شما افزایش می‌یابد.

 توانایی و استعداد خود را بشناسید!

چیزهایی که واقعا ارزشمند هستند، زیربنای زندگی و روابط می سازند.

اگر نتوانید توانایی‌های خود را تشخیص دهید،‌ هرگز نمی‌توانید در راه خواسته‌های خود ثابت قدم و محکم باشید.

اگر میخواهید در زندگی زناشویی خود همیشه موفق باشید به شریک زندگی خود و کسی که انتخاب کرده اید احترام بگذارید.

او را با همه خوبی و بدی هایش بپذیرید و دوست داشته باشید،

زیرا هیچ کس خوب مطلق نمی باشد و هرکس خطاهایی دارد پس لزومی ندارد که باطن زندگی خود را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه کنید.

زیرا همه افراد سعی میکنند بهترین شخصیت خود را در معرض نمایش دیگران قرار دهند.

پس برای اینکه هیچگاه احساس خوشایند زندگی باهم بودنتان تغییر نکند از خیره شدن به زندگی دیگران ومقایسه کردن همسرتان پرهیز کنید .

 

تفاوت های بدیهی!

هر چیزی در این دنیا باهم متفاوت است همانند رنگ گلها و یا طعم مواد غذایی ؛ به انگشتان خود دقت کنید.

در این دنیا هیچ کسی پیدا نمیشود که خطوط سر انگشتش با شما همانند باشد،

پس نباید انتظار داشته باشید همسر شما با همسر دوستتان یکی باشد.

هر انسانی از نظر علایق و راه و روش زندگی با دیگری متفاوت است،

همین تفاوت ها میان انسانهاست که زندگی را از حالت تکرار خارج نموده و دنیارا قشنگتر میکند.

مثلا اگر همسر دوست شما اهل سفر و خوش گذرانی است دلیلی ندارد همسر شما هم اینگونه باشد ؛

علایق و راه و روش زندگی همسر شما با آدم های اطرافش متفاوت است و این به معنی بد بودن همسر شما نیست .


و یا مثلا هنگامی که همسرتان با یک کیسه میوه به خانه می آید و در کیسه میوه ی خراب نیز وجود دارد شما میتوانید.

او را سرزنش کنید چرا که جنس خوب و مرغوب نخریده اما حق ندارید او را باشخص دیگری مقایسه کنید و مثلا بگویید برادرت همیشه بهترین میوه ها را میخرد .

زندگی کردن با معیارهای دیگران که اسمش زندگی نیست.

این جور زندگی کردن هر چه زودتر متوقف شود بهتر است.

قدر چیزی که هستید را بدانید.

زندگی شما نقاط فوق‌العاده زیادی دارد. چه هنرمند باشید، چه تاجر، چه یک مادر، یک شنونده خوب یا یک انسان سخاوتمند.

مطمئناً ویژگی‌های فوق‌العاده‌ای برای قدرشناسی دارید.

هرگونه مقایسه بین شما و یک فرد دیگر مثل مقایسه کردن سیب با پرتقال است.

نه آنها در جای شما زندگی می‌کنند و نه شما جای آنها، درنتیجه نتیجه کار هم باید کاملاً متفاوت باشد.

با قصد و منظور زندگی کنید. خیلی از افراد بدون داشتن هیچ هدف و مقصودی زندگی می‌کنند.

آنها به ندرت وقت می‌گذارند و در اتاقی ساکت می‌نشینند تا به خودشان و زندگی‌شان فکر کنند، اینکه که هستند و از زندگی چه می‌خواهند.

درنتیجه بعنوان واکنشی به اتفاقاتی که اطرافشان می‌افتد، زندگی می‌کنند.

ولی وقتی با قصد و هدف زندگی کنید، بازی مقایسه برایتان جذابیت کمتری پیدا می‌کند.

مقایسه کردن خودمان با دیگران جزوی از ذات ما انسان‌هاست.

ولی اینکار هیچ سودی برایمان نخواهد داشت.

پس دست از مقایسه کردن خودمان با دیگران برداریم.

ما به دنیا نیامده‌ایم که زندگی بقیه را زندگی کنیم.

احمقانه است که زندگی‌مان را با حسادت به زندگی دیگران تلف کنیم.

درعوض، شروع به زندگی کردن زندگی خودتان کنید و سعی کنید از همین امروز این کار را به نحو احسن انجام دهید!
اگر می خواهید شریک زندگیتان کنار شما احساس آرامش و امنیت کند و خانه تان مانند بهشت پر از آرامش شود.

این سخن امام علی را همواره به خاطر داشته باشید ” آنچه برای خود میپسندی برای دیگران هم بپسند

و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نخواه با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتارشود”

تنها کسی که تمام لحظات عمر همراه شما خواهد بود شریک زندگیتان است پس عزیزترین آدم زندگیتان را مورد قیاس با بقیه ی افراد قرار ندهید .

ای انسان بکوش تا “منحصر به فرد بودنت” را ببینی نه چیز دیگر. خودت باش و با هیچ چیز روی زمین خود را مقایسه نکن!