نوشته‌ها

3 قدم تا فاش شدن زبان عشق همسرمان!

 

بسیاری  از ما فکر می کنیم که برای درک تمایلات همسر خود هر کاری بوده انجام داده ایم.

ولی زمانی که دست به کاری می زنیم تا همسرمان خشنود شود، کار برعکس می شود.

در این حالت فکر می کنیم، هر کاری که از دست مان برآمده انجام داده ایم تا وی راضی شود.

و به خود می گوییم که، هیچ کاری برای راضی کردن همسرم کافی نخواهد بود.

تلاشی بیهوده انجام میدهیم تا به یکدیگر عشق بورزیم و رابطه زناشویی مان به رفتار های عاشقانه نیز تبدیل شود.

تا زمانی که از زبان عشق همدیگر آگاه نباشیم، انتظار محیط پر از عاطفه نداشته باشیم.

برای همین ما در این جا از سه رازی را برایتان فاش می کنیم تا بهتر بتوانیم با زبان عشق با هم ارتباط برقرار کنیم.

عشق شاهرخ به همسرش

مردی بود که هر روز سر ساعت 7 توی اداره حاضر می شد و ساعت 4 نیز به خانه بر می گشت.

وقتی بر می گشت نهار آماده بود وبه محض خوردن، استراحت می کرد.

او می خواست هر جور شده زحمات همسر خود جبران نماید.

پس از مدتی با پس انداز کردن، یک هدیه گران قیمتی برای وی فراهم نمود.

یک شب که سالگرد ازدواج شان نیز بود، می خواست یک شب رؤیایی برای همسر خود بسازد.

با کلی ذوق و شوق به رستوران رفتند و بعد از صرف شام، هدیه خود را تقدیم همسر خود نمود.

زمانی که همسرش هدیه را گرفت، کلی ذوق کرد.

می خواست با این کار به او بفهماند که چقدر دوستش دارد و با این کار از او به خوبی تشکر کند.

شاهرخ پیش بینی کرده بود که آن شب را کنار همسرش شبی رؤیایی و خاطره انگیز سپری کند.

وقتی به خانه برگشتند، دیگر هیچ اثری از آن شادابی اولیه نبود.

همسرش به سادگی هر چه تمام تر به او گفت که خسته است و به همین علت زود خوابید.

شاهرخ تا صبح بهت زده در رختخواب کنار همسرش سپری کرد و یک سؤال مدام در ذهنش مطرح می کرد.

” باید چه کاری می کردم تا اندکی از عشق و محبت همسرم بهره می گرفتم؟”

انتظار شاهرخ، داشت به آرزو تبدیل می شد که، چگونه رابطه ی زناشویی خود را به رابطه ایی سرشار از عشق تبدیل کند.

در تصور وی این بود که همان شب با قدم زدن در باغی زیبا و پر گل قدم بزنند.

 و با تقدیم هدیه ای گرانبها وی را سورپرایز کند.

با چنین رفتار کردنی انتظار شبی رؤیایی را نیز در سر می پروراند.

مشکل کجا بود؟

به راستی که مشکل صداقت و خالصانه بودن وی نبود.

چون وی کاملاً با صداقت، نسبت به همسرش رفتار می کرد.

مشکل اصلی این بود که وی نمی دانست عامل اصلی که سبب شده همسرش احساس کند وی دوست  داشتنی نباشد، چیست؟

او باور داشت که هر شوهری تلاش کند که چنین کارهایی انجام دهد، دوست داشتنی خواهد بود.

برای همین هم آن شب شاهرخ چنین کاری را انجام داد.

اما او به یک موضوع خیلی مهم توجه نداشت.

انسان ها دارای زبان هایی متفاوتی از عشق هستند.

ممکن است یک فرد احساس کند که برای دوست داشتنی بودن، فقط همین کار خاص هیجان آور خواهد بود.

شاهرخ تحمل نکرد و دو روز بعد موضوع را از همسرش پرسید.

جوابی که داد کاملاً مشخص شد که راه ابراز عشق و احساس دوست داشتنی بودن همسرش، راه دیگری بوده است.

همسر وی انتظار داشته که وی را در کارهای خانه کمک کند.

کاری انجام دهد که بار مسؤلیت پذیری وی کمتر شود، وقتی هم برای کمک کردن  به وی کنار بگذارد.

بارها این را به شاهرخ گوشزد کرده بود، اما زمانی که دیده جوابی نمی گیرد، درخواست خود را تکرار نکرده است.

و این درخواست طی ماه های متمادی بوده تا در شستن ظرف ها، جارو کردن خانه و شستشوی حیاط و غیره وی را کمک کند.

شاهرخ نیز ابتدا گوش می کرد، اما در این فکر بوده که در حیطه مسؤلیت مردانه وی نیست.

به همین خاطر همسرش زیاد تکرار نکرده و به تدریج از وی رنجیده خاطر شده است.

پنج زبان اصلی عشق

پنج شیوه اصلی و بنیادین وجود دارد تا ما عشق خود را ابراز کنیم.

هر یک از ما دارای زبان عشق خاص خود هستیم تا بتوانیم عشق ورزی کنیم.

یکی از همین زبان ها اصلی ترین زبانی هست که ما بسیار زیاد ذوق زده خواهیم شد.

طرف مقابل اگر با همین زبان برای ابراز عشق استفاده کند، وجودمان سرشار از عشق به طرف مقابل خواهد شد.

همه ما با این حالت  به صورت گفتاری و زبان گویشی ویژه ای می توانیم رفتار کنیم.

این زبان و گویش بهتر و بیشتر از هر چیزی ما به آن آشنا هستیم.

اگر همسرمان با این زبان عشق با ما صحبت کند، همیشه برایمان دوست داشتنی است.

اگر هم به زبان عشق همسرمان صحبت نکنیم، برای وی دوست داشتنی نیستیم.

حتی اگر به زبان های دیگر عشق با ما صحبت کنیم.

سخنان جذاب

عشق ورزیدن سبب تقویت روحیه هر فردی می شود.

یکی از این زبان ها، صحبت کردن جذاب است.

با این گونه زبان، به همسر خود حس جذاب بودن می دهید.

” وای! چقدر با این لباس زیبا به نظر می آیی”

” ممونم که امروز رو به خاطر من اومدی بیرون”

” وای! امروز چه غذای خوشمزه ای پختی”

” امروز وقتی دیدم با بچه بازی می کنی، احساس کردم که به راستی چقدر حضورت در خانه انرژی بخش است”

” موهای خیلی خوشگلی داری!”

“متشکرم که برای خرید نظر من رو خواستی”

” مدتی که داری ورزش می کنی، وزنت کم شده و خیلی خوش اندام شدی، البته اگر وزنت را کم نمی کردی؛ باز هم من عاشقت بودم”

این ها همه سخنان دلگرم کننده و جذاب هستند.

این سخنان را با توجه به شخصیت همسر خود می توانیم، تغییر داده و به کار ببریم.

سخنان می تواند با توجه به دستاورد، مؤفقیت و شکل ظاهری همسرمان بیان شوند.

وقتی سخنان دلگرم کننده و جذاب می تواند زبان عشق همسر ما باشد، هیچ عامل دیگری به اندازه به کار بردن چنین سخنانی، نمی تواند مؤثر و مفید باشد.

چنان تاثیری در رابطه و عشق ما خواهد داشت که، همیشه دوست داشتنی خواهیم ماند.

بنابراین اگر می خواهیم رابطه زناشویی ما هم به رفتاری عاشقانه تبدیل شود، باید از به کار بردن سخنان منفی و خشن پرهیز کنیم.  

هدیه دادن و هدیه گرفتن

برای بعضی از ما هیچ چیزی به اندازه هدیه نمی تواند، خوشحالمان کند.

هدیه هوشمندانه، نشانه عشق و محبت ما نسبت به همدیگر است.

زمانی که برای همسر خود بنا به هر مناسبتی، هدیه می گیریم، نشان دهنده اهمیت داشتن وی در زندگی ما است.

قیمت هدیه اصلاً مهم نیست، بلکه اندیشیدن انسانی به انسان دیگر بسیار حائز اهمیت است.

هدیه دادن، فریاد بلند ما به نشانه عشق ورزیدن نسبت به همسرمان هست.

اگر زبان اصلی همسرمان، هدیه گرفتن است، پس همواره سعی کنیم به وی هدیه دهیم.

نیازی نیست حتماً میلیونر باشیم تا به همسر خود هدیه دهیم، بلکه با یک شاخه گل هم می توان زبان عشق را گشود.

قاب گرفتن عکس های قدیمی، خرید سنگ های زیبا، کارت هدیه ارزان، بلیط سینما و…

شاید هدیه گرفتن زبان عشق ما نباشد، و همین دلیلی باشد تا برای همسرمان هدیه نگیریم.

ممکن است زمانی بگذارد تا زبان عشق همسرمان که هدیه گرفتن باشد را بلد نباشیم، ولی می توان برای یک بار امتحان کنیم و از احساس وی با خبر شویم.

برای همین شاید بتوانید از خواهر شوهر یا برادر زنتان  کمک بگیرید.

بنابراین سعی کنیم با زبان هدیه دادن به همسرمان البته اگر هدیه گرفتن زبان عشق وی باشد، رابطه عاشقانه خود را محکم تر نماییم.

کمک به همدیگر

زبان سوم عشق کمک به همدیگر است.

سعی کنیم به همسرمان در کارهایی که می دانید با انجام دادنشان خوشحال می شوند کمک کنیم تا، زبان عشق وی را باز کنیم.

اگر چند سال از زندگی مشترک شما می گذرد، حتماً می دانید که چه کارهایی خوشحالش می کند.

. ” آیا تا زمانی که من دارم ظرف ها رو می شویم، می توانی بچه را حمام دهی؟”

” امشب می توانی زحمت بکشی زباله ها را بیرون ببری؟”

” آیا از سر راهت می توانی امیر را از مدرسه بیاوری؟”

” آیا می توانی  بازار بری و یک کیلو میوه بیاوری؟”

” امشب قرار است خواهرم به خانه ما بیاید آیا می توانی بری و نون تازه بگیری؟”

” این ماه برایمان کیک می پزی؟”

همه این سؤال ها درخواست هایی هستند که ما می توانیم به همسر خود کمک کنیم.

اگر زبان عشق همسرمان کمک کردن در کارهای خانه هست، به او پاسخ مثبت دهیم.

اگر در کارهای بیرون از خانه هست، خواسته اش را برای همیشه به یاد داشته باشیم.

وقتی به همه پاسخ های او جواب مثبت دهیم و در انجام دادن شان منظم باشیم، برای او ارزش ویژه ای نیز خواهد داشت.

اما اگر یکی از خواسته های وی را نادیده بگیریم، ممکن است همسرمان احساس کند برای ما دوست داشتنی نیست.

سخن گفتن به زبان عشق همسرمان، در حقیقت تقویت کننده ی روابط زناشویی ما خواهد بود.

با این کار وی احساس می کند، برای ما بسیار ارزشمند، و در برابر وی مسئولیت پذیر هستید.

وقت گذاشتن برای هم

هیچ عاملی برای ما مهمتر از وقت گذاشتن همسرمان، برای ما نیست.

وقت گذاشتن یعنی توجه به همدیگر بدون هیچ قید وشرطی.

اگر برای دیدن فیلمی دو عدد بلیط تهیه می کنیم، به چند مورد حتماً توجه کنیم.

زمانی که در مسیر رفتن هستیم، فقط در مورد عشق و علاقه همدیگر به فیلم مورد نظر یا چیزی که مربوط به خودمان باشد، صحبت کنیم.

زمانی که توی سالن نشستیم، در مورد فیلم و درک احساس آن فقط با هم صحبت کنیم، نه بغل دستی.

د ر مسیر برگشت دیگه در مورد فیلم زیاد صحبت نکینم، اگر هم حرفی زدیم احساس خاص خودمان در مورد مضمون کلی آن در حد کوتاه.

زمانی که در مورد احساسات همدیگر بیشتر باخبر شویم، شناخت ما نست به زیادتر می شود.

این یکی از راهکارهایی هست که فقط برای همدیگر وقت بگذاریم، نه برای فیلم ها و جاهایی که رفتیم.

وقت گذاشتن برای هم به این معنی باشد که، اولویت من همسرم هست نه فیلمی که دیده ایم.

اگر علاقه داریم در رختخواب بیشتر با هم حرف بزینم، بیشتر نیز وقت بگذاریم.

اگر به صحبت کردن حین پیاده روی علاقه داریم، با هم دیگر به پیاده روی برویم و صحبت کنیم.

ممکن است زبان عشق همسر ما وقت گذاشتن برای وی و شنیدن سخنانش باشد.

پس اگر این گونه هست، حتماً زمانی را برای وی اختصاص دهید تا به راحتی حرف هایش را عنوان کند.  

سعی کنیم مسیرمان فقط پر کردن مخزن عشق همسرمان باشد.

زمانی که مخزن عشق همسرمان پر باشد، بی تردید در اتاق خواب از مزیت های آن بهرمند خواهیم شد.

تماس جنسی

گرفتن دست همدیگر، نوازش کردن، قراردادن سر روی شانه های همسر، همه و همه از تماس های جنسی مثبت و دلگرم کننده هستند.

برای بعضی از ما، گرفتن تماس جنسی از بنیادی ترین شیوه دریافت عشق و محبت به حساب می آید.

اگر چنین تماس هایی برای مدتی صورت نگیرد، همسرمان احساس می کند که دیگر او دوست داشتنی نیست.

یکی از مشخص هایی که می تواند برای ما نشان چنین زبان عشقی باشد، مردان هنگام روبرو شدن با دوستان و آشنایان زودتر دست خود جلو می برند.

زنان نیز در چنین موقعیت هایی، همدیگر ار در آغوش می گیرند.

ممکن است در خانواده ای بزرگ شده باشیم که کمتر با چنین زبانی با همدیگر ارتباط برقرار می کنیم.

به این ترتیب شاید به طور طبیعی برای ما غیر معمول و سخت باشد، با این زبان ارتباط بگیریم.

به هر حال برای آمیزش جنسی نیاز به برقراری تماس جنسی هست، و ما باید این زبان عشق را بیاموزیم.

برخی از مردان به طور طبیعی به این نتیجه می رسند که تنها زبان عشق آنان، تماس جسمانی است.

سؤالاتی که مشخص می کند زبان اصلی عشق ما، تماس جسمی نیست.

” آیا از نشستن نزدیک همسرمان به معنای واقعی، لذت می بریم؟”

” آیا دوست دارید هنگام راه رفتن در خیابان همسرمان دست مان را بگیرد؟”

اگر این تماس های غیر جنسی به برانگیختن عشق و محبت وجودی ما نمی شود، زبان اصلی عشق ما تماس جنسی نیست.

کشف زبان اصلی همسر

در مطالب فوق از پنج زبان عشق صحبت کردیم که همه ما از آنها بهره می بریم.

اما یکی از این زبان ها در مقایسه با دیگری برایمان اهمیت بیشتری دارد.

زبان اصلی عشق ما مانند کیک می ماند و بقیه آنها نیز خامه ای که روی آن ریخته می شود.

اگر نتوانیم از زبان عشق همدیگر آگاه شویم. نمی توانیم  محبت همسرمان نسبت به خود را نیز جلب کنیم.

شاه کلید تبدیل رابطه زناشویی به رابطه ی عاشقانه، پیدا کردن زبان عشق همدیگر است.

با این زبان است که می توانیم مؤثرترین و شیرین ترین ارتباط را برقرار کنیم.

حالا این سؤال پیش می آید که؛ چگونه پی به زبان عشق همسرمان بریم؟

سؤال اول:همسر ما بیشتر عشقش را با دیگران چگونه ابراز می کند؟

اگر همسر ما عشقش را بیشتر با تماس جسمانی به عزیزانش ابراز می کند، پس شاید زبان اصلی وی تماس جسمانی باشد.

اگر تلاش می کند تا جملات دلگرم کننده و جذاب در صبحت هایش استفاده می کند؛ پس، شاید زبان عشق وی شنیدن جمله های جذاب و دلگرم کننده است.

اگر از هر فرصتی استفاده می کند تا به دیگران هدیه دهد؛ پس، شاید هدیه گرفتن مهمترین تجلی عشق و محبت برای او باشد.

سؤال دوم: همسرمان بیشتر در مورد چه موضوعی گله و شکایت می کند؟

زمانی که همسر ما شروع به گله و شکایت می کند ممکن است آزرده خاطر شویم.

اما در واقع نیاز اصلی خود را با گله وشکایت نشان می دهد.

” اگر برایم سوغاتی می آوردی خیلی خوب می شد”

” ما اصلا زمانی برای همدیگر نمی گذاریم”

“از بس توی خونه کار کردم خسته شدم”

” دیگه نمی تونم بچه ها رو مدرسه ببرم”

سؤال سوم: همسرمان اغلب از ما چه خواسته ای دارد؟

فکر کنیم همسرمان همیشه از این دست صحبت ها می کند.

” فکر می کنی بتونیم آخر همین ماه بریم بیرون از شهر برای تفریح”

زبان عشق وی وقت گذاشتن برای اوست.

” میشه امشب کمی باهم قدم بزینم؟”

زبان عشق وی باز هم وقت گذاشتن است.

” به نظرت من کارم را درست انجان داده ام”

زبان عشق وی شنیدن حرف های جذاب و دلگرم کننده است.

“میشه سرمو رو  شونه هات بزارم”

زبان عشق وی تماس جنسی است.

مبنای اصلی درک اصلی از زبان عشق

جواب به سؤالاتی که مطرح شد، زبان اصلی همسر ما را فاش خواهد ساخت.

وقتی بیاموزیم با زبان اصلی عشق همسر خود صحبت کنیم، فضایی رؤیایی و پر از عاطفه در زندگی مشترک خود ایجاد کرده ایم.

همیشه هم به این توجه کنیم که؛ مؤثرترین زبان عشق بر مبنای اندیشه و احساس همسر ما تعیین می شود، نه بر اساس احساس و اندیشه شخصی ما.

چون همسر ما حتماً در این زمینه مهارت دارد.

باید بدانیم که چگونه قلب همسر خود را از عشق سیراب کنیم.

هرگز تلاش نکنیم زبان اصلی عشق خودمان را به همسرمان تحمیل کنیم.

یاد بگیریم با همدیگر تا می توانیم با زبانی صحبت کنیم که، عشق و محبت ما را به شیوه ای مؤثر انتقال می دهد.

وقتی احساس کنیم برای همدیگر ارزشمند و دوست داشتنی هستیم، رابطه زناشویی ما از سطح وظیفه فراتر خواهد رفت.

این رابطه به واکنشی طبیعی و عاشقانه تبدیل شده و به معنای واقعی عشق ورزی صورت خواهد گرفت.

امیدوارم که همیشه در کنار هم رابطه ای عاشقانه و سراسر احساسی  داشته باشید.

منتظر نظر شما دوست عزیز هستیم.

دوست دار شما عباس بهادری

چگونه در روابط باج گیری کنیم؟

 

چگونه در روابط باج گیری کنیم؟

 

 

خدایا شروع سخن نام توست        وجودم به هر لحظه آرام توست

سلام دوستان و همراهان عزیز

امروز می خواهم درباره ی باج گیری در روابط با شما صحبت کنم.اینکه ما چرا در روابطمان باج گیری می کنیم و چگونه باید باید باج گیری کنیم؟

اگر ما بتوانیم روابطمان را بهینه سازیم، و علاقمندی خود را به طرف مقابل نشان بدهیم، و این روابط از روی عشق و علاقه باشد، آن موقع است که ما می توانیم به همدیگر باج بدهیم.

یعنی عشق و علاقه را به همدیگر تقدیم کنیم.

دقت کردید در بعضی مواقع، توی اداره، با اعضای خانواده، و یا حتی با دوستان و خیلی جاهای دیگر، وقتی می خواهیم کاری را برای کسی انجام دهیم، ابتدا شرط می گذاریم که شما هم باید در قبال کارت، برای من کاری انجام دهید.

ما می خواهیم در روابطمان باج گیری نباشد، اگر هم در مواقعی بود شرطی سازی نباشد.

یکی از جاهایی که باج گیری در زندگی ما صورت می گیرد، در روابط با فرزندانمان است.

ما می توانیم باج گیری کنیم و زیباست، اگر از روی عشق و علاقه باشد، نه از سر اجبار و زور.

وقتی از روی عشق و علاقه کاری را برای همدیگر انجام می دهیم، یعنی خودمان را دوست داریم و می خواهیم برای خودمان کاری انجام دهیم.

 

مسئله ای که اکثر خانواده ها با فرزاندانشان دارند این است، که در قبال کاری که فرزاندانمان انجام دهند، به آنها باج بدهیم که در بعضی مواقع اسم آنرا هدیه دادن هم می گذاریم.

مثلا به فرزندمان می گوییم، اگر درسهایت را خوب خواندی و تمرین هایت را به درستی انجام دادی در قبال آن، برایت یک دفتر زیبا و خوشگل و یا به گردش و تفریح می برم.

این یک روش باج دادن است، که در دراز مدت برای خود فرزندانمان یک الگویی در زندگیشان می شود، که باعث می شود در اجتماع، در آینده، دچار ضررهای زیادی شوند.

و چه بسا در بعضی مواقع سرخورده میشوند.

چون اگر کاری را که می خواهند انجام دهند، در آن اثری از هدیه دادن و یا وعده وعید شنیدن نباشد، علاوه بر اینکه آن کار را انجام نمی دهند، دست به رفتارهای خشونت آمیز و اعمال ناپسندانه و از این قبیل رفتارها می زنند.

که این کارها باعث می شود که در زندگی و یا اشتغال پیشرفتی نداشته باشند.

پس چه بهتر که از همین الان این رفتارهای باج دادن و باج گرفتن را با دادن عشق و علاقه  زیبا کنیم.

تا فرزندانمان کاری که می خواهند انجام بدهند برای خودشان واز روی عشق و علاقه و محبت باشد.

در جایی که باج گیری عاطفی باشد، دیگر جایی برای وجود عشق و علاقه نمی ماند.

ما باید طوری به فرزندانمان این روابط را یاد بدهیم که، اگر از آنها کاری خواستید با محبت برایتان انجام دهند.

جزء کوچکی از مضرات باج گیری در روحیه فرزندانمان این است که، از دنیای کودکی خود فاصله می گیرند.

تندخو و بد اخلاق میشوند، برای کوچکترین چیزی باج می خواهند.

حتی به جایی میرسد که از جمع هم سن و سالانش طرد و رانده می شود.

چون او فردی خودخواه و مغرور می دانند و این رفتارها باعث می شود، بین فرزندان و والدین فاصله بیافتد و روز به روز بیشتر شود.

پس باج گیری را به فرزندانمان یاد بدهیم.

اما از نوع درستش، اینطور که با عشق و علاقه و محبت کاری را انجام دهند و در قبالش عشق و محبت بی قید و شرط نصیبش گردد.

علاوه برباج گیری در روابط با فرزندان، باج گیری در روابط با همسر هم می تونیم با رعایت اصولی آن، اوج لذت در روابط همسرداری هم تجربه کنیم!

 

قسمت دوم بخش اول

 

 

 

بخش دوم از قسمت دوم

 

یکی از مهمترین مواردی که می توان قبل از ازدواج مورد بررسی هم قرار بگیرد.

همچنین مواردی چون همسرداری که رعایت آن منجر به طلاق نشود.

امیدوارم از دیدن این فایل ها لذت برده باشید.

در آخر از همه شما عزیزان و بزرگواران که تا پایان با من بودید کمال تشکر و قدردانی را دارم همیشه در زندگی شاد، سرحال، سلامت و تندرست باشید.

چگونه با وجود حال بد در جمع شرکت کنیم؟

چگونه با وجود حال بد در جمع شرکت کنیم؟

 در یکی از روزهای بهاری که زمین لباس سبز پوشیده بود، تصمیم گرفتیم با چند نفر از دوستان به کوهی که حوالی یکی از روستاهای استان بوشهربود، به تفریح برویم.

وسایل سفر را مهیا کرده و هماهنگ کردیم که بعد از اذان صبح حرکت کنیم.

یکی از دوستانمان که عباس نام داشت و پسری تودار اما عبوس بود را با خود همراه کردیم.

تا بچه ها جمع شدند و وسایل سفر را بازبینی کردیم نیم ساعتی زمان برد.

عباس زودتر از همه به سر قرار رسید من هم با دوربین عکاسی و وسایل محول شده به من، آماده شدم.

نزدیکی های ظهر بود به بلندیهای کوه رسیدیم که منظره بسیار زیبایی داشت با مشورت همدیگر همان جا اطراق کرده و شروع به تدارک ناهار شدیم.

عباس که همان موقع راه افتادن صبح عصبانی به نظر میرسید، رفت و گوشه ای تنها نشست.

بچه ها از همدیگر سؤال میکردند چیزی شده و یا در بین راه به او چیزی گفته اند که اینطور ناراحت و حالش بد است..

ولی جواب همه منفی بود بالاخره ناهار آماده شد و همه دور هم نشستیم..

عباس هنوز گرفته بود و با تعارف ما پای سفره هم نیامد کم کم داشتیم از آوردن او با خودمان پشیمان می شدیم.

همه ما خوشحال و خندان با هم شوخی میکردیم و از محیط لذت می بردیم.

 

ولی انگار او نمی خواست منعطف باشد.

 

قصد داشتیم شب را آن جا بمانیم اما اگر به همین منوال می گذشت سفر برای ما دلچسب نبود.

یکی دوتا از بچه ها با او صحبت کردند ولی ظاهراً او قصد بهبود وضعیت خود را نداشت. با بچه ها تصمیم گرفتیم که به هر نحوی او را از این حالت خارج کنیم.

وسایل را جمع کردیم و به پیاده روی ادامه دادیم.

۲ساعتی شد که بعد ناهار داشتیم راه می رفتیم. یکی دوتا از بچه ها شروع به کج خلقی کردند.

دیگر وضعیت داشت آزار دهنده میشد، با دوتا از بچه ها صحبت کردیم و تصمیم برگشت به خانه را گرفتیم.

چون جو اصلا خوشایند نبود به ناچار برگشته و قید تفریح ۲روزه را زدیم.

همگام شدن با محیط

ممکن است اکثر افراد در طول روز یا هفته به مسائل و مشکلاتی روبرو شوند که برای آنها خوشایند نباشد.

قرار هم نیست رخدادهای زندگی همیشه برای ما آن طور که می خواهیم رقم بخورد.

چه بسا اگر به این شیوه باشد، دنیایی کسل کننده خواهیم داشت.

در اطراف ما انسان هایی با نظریات و عقاید متفاوتی زندگی می کنند که برای هر فردی عقاید و نظریاتش بسیار محترم است.

همینطور اتفاقاتی هم رخ خواهد داد که برای همه یک برداشت ندارد.

در این جا به شخصیت و طبیعت کسی بستگی دارد که مقابل چنین فرد یا اتفاقی بتواند واکنش مناسبی نشان دهد.

با این اوصاف اگر افراد بتوانند خود را در هر محیط یا با هر فردی، مناسب با وضعیت موجود،برخورد مناسبی داشته باشند، مطمئنن شرایط برای آنها همیشه مساعد خواهد بود.

 

چرا باید با شرایط همگام بود؟

هنگامی که با هر شرایطی بتوانی شازگار باشی، خیلی راحت شرایط نیز با تو همراه خواهد شد.

این که ما از آن وضعیت خوشمان نمی آید، و باید وضعیت را تغییر دهیم چیزی تقریبا محال است.

وقتی در هر وضعیتی که در آن قرار می گیرید، توانایی تحمل و تغییر آن را داشته باشید، انسانی هستید که افسار امور در اختیارتان هست و کنترل اوضاع از دست شما خارج نخواهد شد.

در جمع های دوستانه که قرار می گیرید همه انتظار دارند که در بهترین حالت قرار بگیرند تا از موقعیتی که دارند بهترین لذت را ببرند.

همه انسان ها دچار حال بد می شوند و این اجتناب ناپذیر است اما این چیزیست که باید از آن عبور کنید.

شاید در آن برهه از زمان اتفاقی ما را برآشفته کرده باشد، در این مواقع شرکت نکردن در جمع بهترین کار ممکن است.

و یا اگر هم قبول کردیم سعی کنیم، تلاش کرده تا از فرصتی که یافته ایم بهترین بهره را از کنار با هم بودن ببریم.

با این کار تا اندازه ای به ما کمک می کند که موقعیت قبلی را فراموش و از وضیت جدید استفاده بهینه ببریم.

بهترین راه، همگامی با محیط

در زمانی که به چنین جاهایی دعوت شده یا به دلخواه خود می رویم.

هر فرد به راحتی با سنجش خود می تواند مشخص کند که برود یا نه.

درست است که نا ملایمات در زندگی هر کسی وجود دارد و ورود این گونه حوادث اختیاری نیست.

اما حمل و نگهداری و بازخورد حوادث منفی تحت اختیار خود فرد است.

این را به یاد داشته باشیم، همان گونه که هر سراشیبی یک سربالایی دارد،هر سربالایی هم یک سراشیبی خواهد داشت.

هر زخمی به هرصورت التیامی خواهد داشت.

هیچ آب روانی هم برای یک صدم ثانیه هم که شده یک جا نخواهد ماند.

پس با اطمینان به این که یک روز نوبت خوبی و خوشی من نیز می رسد،  تلاش کنیم تا اثر آن اتفاق کم شده و سعی کنیم که با شرکت در جمع دوستان و آن محیط کلاً از بین برود.

همیشه به یاد داشته باشیم همانطورکه،  حالم خوب بوده و به هر دلیلی بد شده، همین طور هم اتفاقات و حوادث جایش را به خوبی ها خواهند داد.

اینجاست که با این تصورات مثبت می توانیم به آینده امیدوار باشیم.

شاید این یکی از اصلی ترین مواردی باشد که، ما باید قبل از ازدواج به آن توجه کنیم.

یا اینکه همسران به مرحله طلاق برسند، اهمیت آن را بدانند.

سعی کنیم با حضور در جمع به خود انرژی داده و محیط شادی را بسازیم.

چگونه سوءتفاهم در روابط زناشویی را از بین ببریم؟

سوء تفاهم چیست ؟

 

در این مقاله قصد داریم به این سوال که سوء تفاهم چیست ؟ جواب دقیق بدهیم.

به طور خلاصه می توان گفت که سوءتفاهم یعنی به اشتباه از رمز خارج کردن گفته ها و رفتارهای یکدیگر.

سوء تفاهم چیست و چرا ایجاد می شود؟

بعضی از زوجین به دلیل اینکه مطلبی را بد می فهمند دچار مشکل می شوند.

بد فهمیدن مطلب به معنی این است که در آنها سوء تفاهم ایجاد شده است.

سوء تفاهم نفهمیدن مطلب نیست بلکه بد فهمیدن مطلب است.

سوء تفاهم از نفهمیدن بسیار خطرناکتر است.

این احتمال وجود دارد که همسرتان با این سوء تفاهم به وجود آمده، درصدد این باشد که تلافی کند و این خود باعث دامن زدن به سوء تفاهم می شود.

درواقع دلیل اصلی سوء تفاهم این است که همواره از رمز خارج کردن و پی بردن به معنای واقعی گفته ها و رفتارهای افراد از طریق حدس و گمان صورت می گیرد.

در حالی که درست است ما می توانیم صحبت های دیگران را شنیده و رفتارهایشان را ببینیم.

اما معنا و مفهوم آن ها را فقط می توانیم حدس بزنیم.

این بار شما  هستید که دچار سوء تفاهم می شوید.

نمی دانید که موضوع چیست و کار همسرتان را به عنوان یک خیانت در نظر می گیرید و وارد چرخه حلزونی سوء تفاهم می شوید.

این چرخه حلزونی روابط شما را رو به نابودی می برد.

 

سوء تفاهم به دلیل نبودن اطلاعات لازم به وجود می آید.

در زمانی که اطلاعات لازم و کافی را در اختیار داشته باشیم تصاویری که از آن موضوع در ذهن ما ساخته می شود کامل و شفاف خواهد بود.

برعکس اگر اطلاعات لازم در اختیار نباشد تصاویر ذهنی آن نیز کدر و ناواضح خواهد بود.

بسیاری از ما هنگام برقراری ارتباط با همسرمان و خانواده مان دچار سوءتفاهم می شویم.

اگر نتوانیم در جهت رفع و کاهش آن برآییم ممکن است ارتباط صمیمانه ما برای همیشه خدشه دار شود و احساس تنهایی را تجربه کنیم.

 

بنابراین مهم نیست که چطور در روابطمان سوءتفاهم ایجاد شده مهم این است که بتوانیم اصولی و درست این سوءتفاهمات را رفع و کاهش دهیم. 

 

اگر تصاویر ذهنی سوء تفاهم و شناخت را کنار هم قرار دهیم این دو تصویر با هم بسیار متفاوت خواهند بود.

مثلا احتمال دارد که تصویر شناخت روشن و واضح و مانند فیلم باشد و تصویر سوء تفاهم مانند اسلاید و کدر و تاریک باشد.

مشکل جدی تر و سوءتفاهم زمانی شکل می گیرد که هم شما و هم همسر شما ، هر دو معنای عمومی کلمه ای را می دانید ولی در برداشت ها نسبت به آن کلمه اختلاف دارید.

 

برای اجتناب از سوء تفاهم، باید ابتدا دریابیم که آیا معنایی که در ذهن ماست با معنایی که در ذهن همسرمان است یکی است یا نه؟

 

نکته مهم: وجود داشتن کلمه کلیدی در گفتگو های که بوی سوء تفاهم می دهد.

 

اگر دیدیم که معانی متفاوت است، باید معنایی که در ذهن ماست را با کلمات بیشتری توضیح دهیم تا به معنای واحد درباره کلمات برسیم.

گاهی وقت ها هم بدون این که به مقایسه معنی در ذهن خود و دیگری بپردازیم، می توانیم منظور خودمان را تشریح کنیم

تا مطمئن شویم آنچه خواسته ایم با آنچه طرف مقابل فهمیده است، یکی است.

 

دقت کنید که بسیاری از کلماتی که بر موضوعات غیر ملموس دلالت دارند، می توانند مورد تعبیرهای مختلف قرار گیرند.

لذا بهتر است توضیح داده شوند، مانند ادب، بی احترامی، عصبی بودن ، زود و دیر ، معطلی، تمیز بودن ، تواضع ، غرور ، دقت ، مهمان نوازی ، آرامش ، گران ، ارزان ، خساست ، گشاده دستی و …  

در نهایت احترام و آرامش خواسته های خود را و حتی دلخوری هایتان را بیان کنید زیرا بیان نکردن دلخوری ها به علت احترام گذاشتن سبب می شود.

برای حل تعارض راهکارهایی نیز وجود دارند.

بذر کینه در دلتان ریشه بزند و ناراحتی های عمیق بین شما وهمسرتان به وجود آورد.

اما مطرح ساختن آن ها موجب می شود که همسرتان توضیحاتی در مورد رفتاری که موجب سوءتفاهم شما گردیده بدهند و بدین گونه سوءتفاهم رفع شود.

در اینجا روشهایی برای رفع سوء تفاهم از طریق گفتگو وجود دارد مانند:

از ته قلب تان گوش کنید:

گوش دادن به نارضایتی های همسرتان که از رفتارهای شما دچار سوءتفاهم گردیده بسیار سخت است.

اما می توانید با گوش دادن به صحبت های اواشتباه کار خود را دریابید و بدانید چه چیزی او را دچار سوءتفاهم ساخته است وتلاش کنید آن را رفع نمایید.

حق را به خودتان ندهید :
اگر بیشتر به فکر ثابت نمودن خود هستید تا اینکه موقعیت تاثیرگذار بر همسرتان را درک کنید ، نتیجه چیزی جز آسیب دیدن هر دو نخواهد بود .

شما باید حق را به خود ندهید و همسرتان را درک کنید تا او دریابد که چقدر برایش ارزش قائلید.

روی احساسات تان متمرکز شوید:

بسیاری از زوجین هنگام مشاجره و بحث احساساتشان را نادیده می گیرند و بیشتر بر افکارشان متمرکز می شوند .

اگر می خواهید رفتارتان در مشاجرات خانوادگی ایجاد سوءتفاهم نکند لازم است قبل از شروع بحث، سکوت کنید و نفسی عمیق بکشید

و ببینید چه حسی دارید و بعد احساساتتان را با همسرتان در میان بگذارید.

همسرتان را دوستتان بدانید:

برخی از زوجین هنگام روبرو شدن با یک مسئله همسر خود را دشمنشان تصور می کنند.

اما باید بدانید که همسر شما دوستتان است .

همین تغییر دیدگاه سبب می شود شما بتوانید مسائلتان را با همسر خود حل و فصل کنید و سوءتفاهم های پیش آمده را رفع کنید.

مشاوره را جدی بگیرید:

ازدواج دو فرد با شخصیت و خانواده های متفاوت ممکن است سبب بروز اختلاف و سوءتفاهم گردد.

زوج های موفق می توانند با صداقت کامل دلخوری های خود از یکدیگر را بیان کنند.

با صمیمیت کنار یکدیگر باشند و حرف های هم را گوش دهند تا اختلافات را پشت سر بگذارند و سوءتفاهمات را رفع کنند .

اگر زوجی نتواند اختلافات و سوءتفاهم های پیش آمده در زندگی مشترک را برطرف سازد لازم است نزد مشاور برود تا مشاورکمک کند الگوی ارتباطی آنان از نو ساخته شود.

بسیاری از مشکلات و عدم تفاهم ها، در اصل سوءتفاهم هستند.

چطور با همسر خود بهترین رفتار رو داشته باشم سؤالی هست که همیشه باید از خود بپرسیم.

رابطه ی دو شخص هر چه نزدیک تر باشد، در معرض سوءتفاهم بیش تری قرار می گیرد چرا که زندگیِ زناشویی بیش از هر رابطه ی صمیمانه ی دیگری در معرض سوءتفاهم قرار دارد.

خارج از مناسبات زناشویی، زن و مرد راحت تر با این فرآیند های ذهنی رو به رو می شوند و آن را زیاد جدی نمی گیرند.

اما در مناسبات زناشویی این سوءتفاهم ها می توانند سبب بروز مشکل شوند

چگونه از علف های هرز در روابط خود بهتر استفاده کنیم؟

 

 

اکثر ما در محیط منزل خود یا اطرافیان باغچه هایی را دیده ایم.

بیشتر این باغچه ها هم، علف های هرز را در خود پرورش می دهند.

معمولاً بسیاری از ما از پیشروی و رشد بیش از حد این علف ها شاکی هستیم.

این علف ها راه رشد خود را یافته اند و خیلی به ندرت ما می توانیم از رشد آنها جلوگیری کنیم.

اگر وقت بگذاریم و بخواهیم آنها را وجین کنیم، می شود در یک روز جمع کرد.

ولی با کمال تعجب دو یا سه روز بعد می بینید که رشد کرده اند.

این علوف راه رشد خود را می دانند.

هنگامی که از رشد آنها عاصی می شویم، برای مدتی رهایشان می کنیم.

اما باز هم میبینیم که دسترنج ما را دارند از بین می برند.

دنبال راه حل های بهتری می گردیم تا شاید از رشد آنها جلوگیری شود.

شباهت افکار مزاحم به علف های هرز باغچه.

درست هنگامی که از خواب بلند می شویم یک سری افکار به ذهن ما خطر می کنند.

بسیاری از ما متوجه خوبی یا بدی این افکار می شویم.

 

اما چند سؤال پیش می آید.

آیا ما می توانیم از وجود آمدن این افکار جلوگیری کنیم؟

می توانیم خود را در برابر این افکار قرار دهیم؟

می شود فقط افکار خوب را در ذهن پرورش داد؟

چه قدر این افکار در زندگی ما تاثیر می گذارند؟

تا چه اندازه در رشد فردی ما تاثیرپذیر هستند؟

با کمی دقت می توانیم تشخیص دهیم که این افکار همیشه وجود دارند.

ولی آیا ما تا به حال فکری برای مقابله با آنها انجام داده ایم.

این افکار مانند علف های هرز همیشه وجود دارند.

اگر از یک باغبان بپرسید که راه مبارزه با آن چیست؟

آیا می دانید تنها جوابی که می دهند، چه خواهد بود؟

سرشت هر آدمی هم مانند خاک هست که این علوف و افکار را در خود پرورش می دهد.

ولی ما به عنوان یک انسان خلاق می توانیم خلق معجزه کنیم.

تاثیر این افکار در روابط ما

همان طور که همه ما در زندگی خود نیازمند روابط خوب هستیم.

افکارمزاحمی هم هستند که در این روابط تاثیر گذار خواهند بود.

این افکار مزاحم مانند علف های هرز عمل می کنند و هر چه ما در باغبانی متبحر باشیم بهتر می توانیم افکار  خوب خود را رشد دهیم.

معمولاً با هر فردی بخواهیم رابطه ای برقرار کنیم، یک سری افکار در ذهن ما رشد می کند.

حالا این افکار تا چه اندازه می توانند در بهبود روابط به کمک ما بیایند، بسته به چگونگی رشد آنها دارد.

ما در این صورت دو راه حل داریم، یا آنها را کنترل کنیم یا اینکه از به وجود آمدن آنها جلوگیری نماییم.

برای جلوگیری از به وجود آمدن این افکار به بالا بردن تبحر خود نیازداریم.

و برای کنترل آنها نیز بسته به این دارد که از چه راههایی می توانیم بهترین سود را بریم.

ابتدا این را در نظر بگیریم که هیچ فرد بدی در این دنیا وجود ندارد، مگر اینکه ما خود آن را در روابط بسازیم.

و ساختن این روابط هم بسته به عملکرد ما در کنترل ذهن و زندگی ما دارد.

ما خواهان چه روابطی و چه مسیری را می خواهیم طی کنیم؟

روابط و مسیر رسیدن به هدف، مستقیماً به افکار و باورهایی ربط دارند که ما چگونه پرورش شان می دهیم.

بنابراین افکار ما راهی را طی می کنند که مسیر ما برای رسیدن به هدف طی خواهد کرد.

و هر چه بهتر بتوانیم این افکار را کنترل کنیم، راه ما را در بهبود روابط  هموارتر خواهند کرد.

چگونه باغبانی می خواهیم باشیم؟

مطمئنن در هرکاری که می خواهید تبحر پیدا کنید، نیازمند به تکرار و تمرین دارد.

هر باغبانی که بخواهد بهترین گل و گیاه را پرورش دهد، نیازمند به تجربه کافی در این زمینه دارد.

حالا ما چه اندازه در کنترل باغچه خود مهارت داریم؟

باالطبع همه ما می خواهیم که بهترین روابط و شیرین ترین زندگی را داشته باشیم.

هر اندازه در بهبود روابط خود آموزش ببینم و مطالعه کنیم، روابط ما نیز خوشایندتر ساخته خواهد شد.

در اجتماعی زندگی کردن ما هم روابط بهینه، سازنده و کارسازتر می باشند.

انتخاب اینکه ما چگونه روابطی را می خواهیم به شخصیت ما و نتایجی که می خواهیم بدست آوریم، ربط مستقیمی دارد.

و شخصیت ما نیز روابط ما را خواهد ساخت.

بنابراین شما چگونه شخصیتی را انتخاب می کنید، اینکه در حال رشد ارزش خود باشید یا ….

پس باغبانی را انتخاب خواهیم کرد که به رشد گل و گیاه ما بیشتر کمک کند.

و این باغبان با کنترل علف های هرز، باغچه ای زیبا خواهد ساخت.

ما نیز می توانیم با کنترل و هدایت این افکار، شخصیت والای انسانی و معنوی خود را بسازیم.

راه کنترل این علف های هرز و افکار

من با بسیاری از باغبان ها رابطه داشته و دوست بوده ام.

و بیشتر آنها قبل از اینکه به از بین بردن علف ها توصیه کنند،

هدایت آنها را به سمتی دیگر پیشنهاد می کردند.

اینکار هم باغچه ها را قشنگ تر می کند و هم دیگر مبارزه ای در کار نخواهد بود.

من چندین باغچه را به چشم خود تماشا کردم،

که واقعاً نشان از تبحر آنها در کنترل علف های هرز داشت.

این کار در ابتدا زمان زیادی خواهد برد، ولی در نهایت زیباترین صحنه ها را خواهد ساخت.

ما نیز در کنترل  افکار می توانیم آنها را به سویی هدایت کنیم که ذهن درگیری نداشته باشیم.

چگونه؟

توجه و تمرکز خود را به سوی دیگری که همان گل وگیاه باغچه هست هدایت کنیم.

افکار بگذار بیایند، مبارزه نکنیم، فقط به محض اینکه دیدید دارد در رشد شما تزلزلی ایجاد می کند،

 

مسیر افکار و تمرکز خود را عوض کنید.

توجه داشته باشیم برای باغبانی با تجربه بودن، نیاز به تمرین و ممارست بسیار دارد.

در کنترل افکار هم نیازمند تمرین و ممارست های بسیار زیادی می باشد.

بنابراین با تمرین زیاد، تمرکز و توجه خود را بیشتر به سوی خوبی های طرف مقابل سوق دهیم نه بُعد منفی وی.

راهکاری که من انجام می دهم و نتیجه اش عالی بوده.

زمانی که ما خواهان برقراری رابطه ای هستیم، مسلماً افکار نامحدودی در ذهن خطور خواهد کرد.

در این زمان بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم، پرسیدن سؤال از خود هست.

آیا برقراری رابطه با این شخص، ارزش شخصیتی من و یکی از نیازهای روابطی من را برطرف خواهد کرد؟

همین موقع هست که من بهترین کاری را که از نظر خودم خوب است،انجام می دهم.

آن هم در یکی از دفترهایی که مخصوص این کار قرار داده ام، می نویسم چه کمکی به رشد روابط و شخصیت من خواهد کرد.

معایب و محاسن این رابطه، و یا ادامه آن را یادداشت می کنم.

نتیجه ای که بدست می آورم، توجیح پذیر خواهد بود.

با این کار سعی می کنم دیگر افکار مزاحمی که در مورد فرد مورد نظر هست، کنترل شده باشد.

بسیاری از همسران با اجازه دادن به رشد همین علف های هرز، باعث خشکیدن عوامل اصلی روابط می شوند.

خشکیدن آنها نیز باعث به وجود آمدن فاصله و در نهایت احتمال  از بین رفتن تمام باغچه یا به معنایی دقیق تر جدایی همسران و طلاق زوجین شود.

شما خواننده عزیز؛ می توانید از تجربه این باغبان استفاده کنید و برای برقراری تمام روابط خود این کار را انجام داده و ببینید تا چه اندازه تاثیر زیادی در روابط شما خواهد داشت.

در پایان از اینکه وقت گذاشته و این مقاله را مطالعه فرمودید، سپاسگزارم.

منتظر دیدگاه ارزشمند شما هستیم