نوشته‌ها

3 قدم تا فاش شدن زبان عشق همسرمان!

 

بسیاری  از ما فکر می کنیم که برای درک تمایلات همسر خود هر کاری بوده انجام داده ایم.

ولی زمانی که دست به کاری می زنیم تا همسرمان خشنود شود، کار برعکس می شود.

در این حالت فکر می کنیم، هر کاری که از دست مان برآمده انجام داده ایم تا وی راضی شود.

و به خود می گوییم که، هیچ کاری برای راضی کردن همسرم کافی نخواهد بود.

تلاشی بیهوده انجام میدهیم تا به یکدیگر عشق بورزیم و رابطه زناشویی مان به رفتار های عاشقانه نیز تبدیل شود.

تا زمانی که از زبان عشق همدیگر آگاه نباشیم، انتظار محیط پر از عاطفه نداشته باشیم.

برای همین ما در این جا از سه رازی را برایتان فاش می کنیم تا بهتر بتوانیم با زبان عشق با هم ارتباط برقرار کنیم.

عشق شاهرخ به همسرش

مردی بود که هر روز سر ساعت 7 توی اداره حاضر می شد و ساعت 4 نیز به خانه بر می گشت.

وقتی بر می گشت نهار آماده بود وبه محض خوردن، استراحت می کرد.

او می خواست هر جور شده زحمات همسر خود جبران نماید.

پس از مدتی با پس انداز کردن، یک هدیه گران قیمتی برای وی فراهم نمود.

یک شب که سالگرد ازدواج شان نیز بود، می خواست یک شب رؤیایی برای همسر خود بسازد.

با کلی ذوق و شوق به رستوران رفتند و بعد از صرف شام، هدیه خود را تقدیم همسر خود نمود.

زمانی که همسرش هدیه را گرفت، کلی ذوق کرد.

می خواست با این کار به او بفهماند که چقدر دوستش دارد و با این کار از او به خوبی تشکر کند.

شاهرخ پیش بینی کرده بود که آن شب را کنار همسرش شبی رؤیایی و خاطره انگیز سپری کند.

وقتی به خانه برگشتند، دیگر هیچ اثری از آن شادابی اولیه نبود.

همسرش به سادگی هر چه تمام تر به او گفت که خسته است و به همین علت زود خوابید.

شاهرخ تا صبح بهت زده در رختخواب کنار همسرش سپری کرد و یک سؤال مدام در ذهنش مطرح می کرد.

” باید چه کاری می کردم تا اندکی از عشق و محبت همسرم بهره می گرفتم؟”

انتظار شاهرخ، داشت به آرزو تبدیل می شد که، چگونه رابطه ی زناشویی خود را به رابطه ایی سرشار از عشق تبدیل کند.

در تصور وی این بود که همان شب با قدم زدن در باغی زیبا و پر گل قدم بزنند.

 و با تقدیم هدیه ای گرانبها وی را سورپرایز کند.

با چنین رفتار کردنی انتظار شبی رؤیایی را نیز در سر می پروراند.

مشکل کجا بود؟

به راستی که مشکل صداقت و خالصانه بودن وی نبود.

چون وی کاملاً با صداقت، نسبت به همسرش رفتار می کرد.

مشکل اصلی این بود که وی نمی دانست عامل اصلی که سبب شده همسرش احساس کند وی دوست  داشتنی نباشد، چیست؟

او باور داشت که هر شوهری تلاش کند که چنین کارهایی انجام دهد، دوست داشتنی خواهد بود.

برای همین هم آن شب شاهرخ چنین کاری را انجام داد.

اما او به یک موضوع خیلی مهم توجه نداشت.

انسان ها دارای زبان هایی متفاوتی از عشق هستند.

ممکن است یک فرد احساس کند که برای دوست داشتنی بودن، فقط همین کار خاص هیجان آور خواهد بود.

شاهرخ تحمل نکرد و دو روز بعد موضوع را از همسرش پرسید.

جوابی که داد کاملاً مشخص شد که راه ابراز عشق و احساس دوست داشتنی بودن همسرش، راه دیگری بوده است.

همسر وی انتظار داشته که وی را در کارهای خانه کمک کند.

کاری انجام دهد که بار مسؤلیت پذیری وی کمتر شود، وقتی هم برای کمک کردن  به وی کنار بگذارد.

بارها این را به شاهرخ گوشزد کرده بود، اما زمانی که دیده جوابی نمی گیرد، درخواست خود را تکرار نکرده است.

و این درخواست طی ماه های متمادی بوده تا در شستن ظرف ها، جارو کردن خانه و شستشوی حیاط و غیره وی را کمک کند.

شاهرخ نیز ابتدا گوش می کرد، اما در این فکر بوده که در حیطه مسؤلیت مردانه وی نیست.

به همین خاطر همسرش زیاد تکرار نکرده و به تدریج از وی رنجیده خاطر شده است.

پنج زبان اصلی عشق

پنج شیوه اصلی و بنیادین وجود دارد تا ما عشق خود را ابراز کنیم.

هر یک از ما دارای زبان عشق خاص خود هستیم تا بتوانیم عشق ورزی کنیم.

یکی از همین زبان ها اصلی ترین زبانی هست که ما بسیار زیاد ذوق زده خواهیم شد.

طرف مقابل اگر با همین زبان برای ابراز عشق استفاده کند، وجودمان سرشار از عشق به طرف مقابل خواهد شد.

همه ما با این حالت  به صورت گفتاری و زبان گویشی ویژه ای می توانیم رفتار کنیم.

این زبان و گویش بهتر و بیشتر از هر چیزی ما به آن آشنا هستیم.

اگر همسرمان با این زبان عشق با ما صحبت کند، همیشه برایمان دوست داشتنی است.

اگر هم به زبان عشق همسرمان صحبت نکنیم، برای وی دوست داشتنی نیستیم.

حتی اگر به زبان های دیگر عشق با ما صحبت کنیم.

سخنان جذاب

عشق ورزیدن سبب تقویت روحیه هر فردی می شود.

یکی از این زبان ها، صحبت کردن جذاب است.

با این گونه زبان، به همسر خود حس جذاب بودن می دهید.

” وای! چقدر با این لباس زیبا به نظر می آیی”

” ممونم که امروز رو به خاطر من اومدی بیرون”

” وای! امروز چه غذای خوشمزه ای پختی”

” امروز وقتی دیدم با بچه بازی می کنی، احساس کردم که به راستی چقدر حضورت در خانه انرژی بخش است”

” موهای خیلی خوشگلی داری!”

“متشکرم که برای خرید نظر من رو خواستی”

” مدتی که داری ورزش می کنی، وزنت کم شده و خیلی خوش اندام شدی، البته اگر وزنت را کم نمی کردی؛ باز هم من عاشقت بودم”

این ها همه سخنان دلگرم کننده و جذاب هستند.

این سخنان را با توجه به شخصیت همسر خود می توانیم، تغییر داده و به کار ببریم.

سخنان می تواند با توجه به دستاورد، مؤفقیت و شکل ظاهری همسرمان بیان شوند.

وقتی سخنان دلگرم کننده و جذاب می تواند زبان عشق همسر ما باشد، هیچ عامل دیگری به اندازه به کار بردن چنین سخنانی، نمی تواند مؤثر و مفید باشد.

چنان تاثیری در رابطه و عشق ما خواهد داشت که، همیشه دوست داشتنی خواهیم ماند.

بنابراین اگر می خواهیم رابطه زناشویی ما هم به رفتاری عاشقانه تبدیل شود، باید از به کار بردن سخنان منفی و خشن پرهیز کنیم.  

هدیه دادن و هدیه گرفتن

برای بعضی از ما هیچ چیزی به اندازه هدیه نمی تواند، خوشحالمان کند.

هدیه هوشمندانه، نشانه عشق و محبت ما نسبت به همدیگر است.

زمانی که برای همسر خود بنا به هر مناسبتی، هدیه می گیریم، نشان دهنده اهمیت داشتن وی در زندگی ما است.

قیمت هدیه اصلاً مهم نیست، بلکه اندیشیدن انسانی به انسان دیگر بسیار حائز اهمیت است.

هدیه دادن، فریاد بلند ما به نشانه عشق ورزیدن نسبت به همسرمان هست.

اگر زبان اصلی همسرمان، هدیه گرفتن است، پس همواره سعی کنیم به وی هدیه دهیم.

نیازی نیست حتماً میلیونر باشیم تا به همسر خود هدیه دهیم، بلکه با یک شاخه گل هم می توان زبان عشق را گشود.

قاب گرفتن عکس های قدیمی، خرید سنگ های زیبا، کارت هدیه ارزان، بلیط سینما و…

شاید هدیه گرفتن زبان عشق ما نباشد، و همین دلیلی باشد تا برای همسرمان هدیه نگیریم.

ممکن است زمانی بگذارد تا زبان عشق همسرمان که هدیه گرفتن باشد را بلد نباشیم، ولی می توان برای یک بار امتحان کنیم و از احساس وی با خبر شویم.

برای همین شاید بتوانید از خواهر شوهر یا برادر زنتان  کمک بگیرید.

بنابراین سعی کنیم با زبان هدیه دادن به همسرمان البته اگر هدیه گرفتن زبان عشق وی باشد، رابطه عاشقانه خود را محکم تر نماییم.

کمک به همدیگر

زبان سوم عشق کمک به همدیگر است.

سعی کنیم به همسرمان در کارهایی که می دانید با انجام دادنشان خوشحال می شوند کمک کنیم تا، زبان عشق وی را باز کنیم.

اگر چند سال از زندگی مشترک شما می گذرد، حتماً می دانید که چه کارهایی خوشحالش می کند.

. ” آیا تا زمانی که من دارم ظرف ها رو می شویم، می توانی بچه را حمام دهی؟”

” امشب می توانی زحمت بکشی زباله ها را بیرون ببری؟”

” آیا از سر راهت می توانی امیر را از مدرسه بیاوری؟”

” آیا می توانی  بازار بری و یک کیلو میوه بیاوری؟”

” امشب قرار است خواهرم به خانه ما بیاید آیا می توانی بری و نون تازه بگیری؟”

” این ماه برایمان کیک می پزی؟”

همه این سؤال ها درخواست هایی هستند که ما می توانیم به همسر خود کمک کنیم.

اگر زبان عشق همسرمان کمک کردن در کارهای خانه هست، به او پاسخ مثبت دهیم.

اگر در کارهای بیرون از خانه هست، خواسته اش را برای همیشه به یاد داشته باشیم.

وقتی به همه پاسخ های او جواب مثبت دهیم و در انجام دادن شان منظم باشیم، برای او ارزش ویژه ای نیز خواهد داشت.

اما اگر یکی از خواسته های وی را نادیده بگیریم، ممکن است همسرمان احساس کند برای ما دوست داشتنی نیست.

سخن گفتن به زبان عشق همسرمان، در حقیقت تقویت کننده ی روابط زناشویی ما خواهد بود.

با این کار وی احساس می کند، برای ما بسیار ارزشمند، و در برابر وی مسئولیت پذیر هستید.

وقت گذاشتن برای هم

هیچ عاملی برای ما مهمتر از وقت گذاشتن همسرمان، برای ما نیست.

وقت گذاشتن یعنی توجه به همدیگر بدون هیچ قید وشرطی.

اگر برای دیدن فیلمی دو عدد بلیط تهیه می کنیم، به چند مورد حتماً توجه کنیم.

زمانی که در مسیر رفتن هستیم، فقط در مورد عشق و علاقه همدیگر به فیلم مورد نظر یا چیزی که مربوط به خودمان باشد، صحبت کنیم.

زمانی که توی سالن نشستیم، در مورد فیلم و درک احساس آن فقط با هم صحبت کنیم، نه بغل دستی.

د ر مسیر برگشت دیگه در مورد فیلم زیاد صحبت نکینم، اگر هم حرفی زدیم احساس خاص خودمان در مورد مضمون کلی آن در حد کوتاه.

زمانی که در مورد احساسات همدیگر بیشتر باخبر شویم، شناخت ما نست به زیادتر می شود.

این یکی از راهکارهایی هست که فقط برای همدیگر وقت بگذاریم، نه برای فیلم ها و جاهایی که رفتیم.

وقت گذاشتن برای هم به این معنی باشد که، اولویت من همسرم هست نه فیلمی که دیده ایم.

اگر علاقه داریم در رختخواب بیشتر با هم حرف بزینم، بیشتر نیز وقت بگذاریم.

اگر به صحبت کردن حین پیاده روی علاقه داریم، با هم دیگر به پیاده روی برویم و صحبت کنیم.

ممکن است زبان عشق همسر ما وقت گذاشتن برای وی و شنیدن سخنانش باشد.

پس اگر این گونه هست، حتماً زمانی را برای وی اختصاص دهید تا به راحتی حرف هایش را عنوان کند.  

سعی کنیم مسیرمان فقط پر کردن مخزن عشق همسرمان باشد.

زمانی که مخزن عشق همسرمان پر باشد، بی تردید در اتاق خواب از مزیت های آن بهرمند خواهیم شد.

تماس جنسی

گرفتن دست همدیگر، نوازش کردن، قراردادن سر روی شانه های همسر، همه و همه از تماس های جنسی مثبت و دلگرم کننده هستند.

برای بعضی از ما، گرفتن تماس جنسی از بنیادی ترین شیوه دریافت عشق و محبت به حساب می آید.

اگر چنین تماس هایی برای مدتی صورت نگیرد، همسرمان احساس می کند که دیگر او دوست داشتنی نیست.

یکی از مشخص هایی که می تواند برای ما نشان چنین زبان عشقی باشد، مردان هنگام روبرو شدن با دوستان و آشنایان زودتر دست خود جلو می برند.

زنان نیز در چنین موقعیت هایی، همدیگر ار در آغوش می گیرند.

ممکن است در خانواده ای بزرگ شده باشیم که کمتر با چنین زبانی با همدیگر ارتباط برقرار می کنیم.

به این ترتیب شاید به طور طبیعی برای ما غیر معمول و سخت باشد، با این زبان ارتباط بگیریم.

به هر حال برای آمیزش جنسی نیاز به برقراری تماس جنسی هست، و ما باید این زبان عشق را بیاموزیم.

برخی از مردان به طور طبیعی به این نتیجه می رسند که تنها زبان عشق آنان، تماس جسمانی است.

سؤالاتی که مشخص می کند زبان اصلی عشق ما، تماس جسمی نیست.

” آیا از نشستن نزدیک همسرمان به معنای واقعی، لذت می بریم؟”

” آیا دوست دارید هنگام راه رفتن در خیابان همسرمان دست مان را بگیرد؟”

اگر این تماس های غیر جنسی به برانگیختن عشق و محبت وجودی ما نمی شود، زبان اصلی عشق ما تماس جنسی نیست.

کشف زبان اصلی همسر

در مطالب فوق از پنج زبان عشق صحبت کردیم که همه ما از آنها بهره می بریم.

اما یکی از این زبان ها در مقایسه با دیگری برایمان اهمیت بیشتری دارد.

زبان اصلی عشق ما مانند کیک می ماند و بقیه آنها نیز خامه ای که روی آن ریخته می شود.

اگر نتوانیم از زبان عشق همدیگر آگاه شویم. نمی توانیم  محبت همسرمان نسبت به خود را نیز جلب کنیم.

شاه کلید تبدیل رابطه زناشویی به رابطه ی عاشقانه، پیدا کردن زبان عشق همدیگر است.

با این زبان است که می توانیم مؤثرترین و شیرین ترین ارتباط را برقرار کنیم.

حالا این سؤال پیش می آید که؛ چگونه پی به زبان عشق همسرمان بریم؟

سؤال اول:همسر ما بیشتر عشقش را با دیگران چگونه ابراز می کند؟

اگر همسر ما عشقش را بیشتر با تماس جسمانی به عزیزانش ابراز می کند، پس شاید زبان اصلی وی تماس جسمانی باشد.

اگر تلاش می کند تا جملات دلگرم کننده و جذاب در صبحت هایش استفاده می کند؛ پس، شاید زبان عشق وی شنیدن جمله های جذاب و دلگرم کننده است.

اگر از هر فرصتی استفاده می کند تا به دیگران هدیه دهد؛ پس، شاید هدیه گرفتن مهمترین تجلی عشق و محبت برای او باشد.

سؤال دوم: همسرمان بیشتر در مورد چه موضوعی گله و شکایت می کند؟

زمانی که همسر ما شروع به گله و شکایت می کند ممکن است آزرده خاطر شویم.

اما در واقع نیاز اصلی خود را با گله وشکایت نشان می دهد.

” اگر برایم سوغاتی می آوردی خیلی خوب می شد”

” ما اصلا زمانی برای همدیگر نمی گذاریم”

“از بس توی خونه کار کردم خسته شدم”

” دیگه نمی تونم بچه ها رو مدرسه ببرم”

سؤال سوم: همسرمان اغلب از ما چه خواسته ای دارد؟

فکر کنیم همسرمان همیشه از این دست صحبت ها می کند.

” فکر می کنی بتونیم آخر همین ماه بریم بیرون از شهر برای تفریح”

زبان عشق وی وقت گذاشتن برای اوست.

” میشه امشب کمی باهم قدم بزینم؟”

زبان عشق وی باز هم وقت گذاشتن است.

” به نظرت من کارم را درست انجان داده ام”

زبان عشق وی شنیدن حرف های جذاب و دلگرم کننده است.

“میشه سرمو رو  شونه هات بزارم”

زبان عشق وی تماس جنسی است.

مبنای اصلی درک اصلی از زبان عشق

جواب به سؤالاتی که مطرح شد، زبان اصلی همسر ما را فاش خواهد ساخت.

وقتی بیاموزیم با زبان اصلی عشق همسر خود صحبت کنیم، فضایی رؤیایی و پر از عاطفه در زندگی مشترک خود ایجاد کرده ایم.

همیشه هم به این توجه کنیم که؛ مؤثرترین زبان عشق بر مبنای اندیشه و احساس همسر ما تعیین می شود، نه بر اساس احساس و اندیشه شخصی ما.

چون همسر ما حتماً در این زمینه مهارت دارد.

باید بدانیم که چگونه قلب همسر خود را از عشق سیراب کنیم.

هرگز تلاش نکنیم زبان اصلی عشق خودمان را به همسرمان تحمیل کنیم.

یاد بگیریم با همدیگر تا می توانیم با زبانی صحبت کنیم که، عشق و محبت ما را به شیوه ای مؤثر انتقال می دهد.

وقتی احساس کنیم برای همدیگر ارزشمند و دوست داشتنی هستیم، رابطه زناشویی ما از سطح وظیفه فراتر خواهد رفت.

این رابطه به واکنشی طبیعی و عاشقانه تبدیل شده و به معنای واقعی عشق ورزی صورت خواهد گرفت.

امیدوارم که همیشه در کنار هم رابطه ای عاشقانه و سراسر احساسی  داشته باشید.

منتظر نظر شما دوست عزیز هستیم.

دوست دار شما عباس بهادری

چگونه در روابط همسرداری آرامش را جایگزین استرس کنیم؟

استرس چیست؟

تعریف استرس آسان نیست، زیرا هر کس در مورد استرس به نوعی می اندیشد و آنرا به شکلی تعریف می کند:

استرس را می توان آثار منفی فشارها و حوادث زندگی دانست.

استرس فرسودگی بدنی یا عاطفی است که بر اثر مسائل و مشکلات واقعی یا ذهنی پدید می آید.

استرس به مجموعه واکنشهای عمومی انسان نسبت به عوامل ناسازگار و پیش بینی نشده داخلی و خارجی اطلاق می گردد؛ بدین گونه که هرگاه تعادل داخلی یا خارجی از میان برود، استرس پدید می آید.

استرس همان احساس ناخوشایندی است که در نتیجه کنترل نداشتن بر شرایط در ما ایجاد می‌شود.

 اگر مدیریت نشود می‌تواند مشکلاتی جدی برای سلامتی و شغل ما به همراه داشته باشد.

استرس یکی از مهم‌ترین علل بروز اختلالات جسمی و روانی است؛

بررسی‌های گوناگون نشان دهنده این است که 70 تا 90 درصد بیماری‌ها با استرس ارتباط دارند؛

فهرست بیماری‌های ناشی از استرس، سرطان، بیماری قلبی، آسم و میگرن را در برمی‌گیرد.

بسیاری از ما استرس را در زندگی خود تجربه می‌کنیم؛

چه استرس‌های مقطعی مرتبط به یک پروژه و چه استرس مربوط به فشار کاری زیاد.

استرس نه‌تنها باعث ایجاد احساس ناخوشایند در ما می‌شود، بلکه روی سلامتی و عملکرد ما نیز تأثیر می‌گذارد؛ اما اگر از ابزار و تکنیک‌های مناسب استفاده کنیم می‌توان استرس را کنترل کرد.

ما زمانی استرس را تجربه می‌کنیم که باور کنیم زمان، منابع یا دانش کمی برای مدیریت کردن شرایط داریم؛

در واقع استرس زمانی در ما ایجاد می‌شود که احساس کنیم کنترل امور از دستمان خارج است.

انسان‌های متفاوت استرس را به شیوه‌های مختلف مدیریت می‌کنند.

اما به طور کلی هرچقدر اطمینان در مورد توانایی‌های فردی بیشتر باشد و فرد احساس کند که کمک و حمایت مورد نیاز برای انجام کاری را دارد، بهتر می‌تواند استرس را کنترل کند.

شدت استرسی که تجربه می‌کنیم وابسته به این است که احساس کنیم شرایط تا چه حد از کنترل ما خارج است و اینکه تا چه مقدار با منابعی که در اختیار داریم می‌توانیم با تهدیدها مواجه شویم.

استرس روی عملکرد ما تأثیر می‌گذارد و اجازه نمی‌دهد که بهره‌وری خوبی در کارمان داشته باشیم.

همچنین روی نحوه کار کردن و یا رفتار ما با همسرمان اثر می‌گذارد و می‌تواند تأثیر جدی بر شغل، سلامتی و ارتباطات ما داشته باشد.

باورهای غیرمنطقی و ناسازگارانه از مهم‌ترین عوامل استرس زا محسوب می‌شود؛
مقابله با استرس و تغییر سبک زندگی نقش مهمی دارند.

گر ادراک عوامل استرس زا منفی‌نگرانه و یا دفاعی باشد و مانع حل مشکل توسط شخص شود، باید مجدداً مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد.

صمیمیت در روابط می تواند از بسیاری استرس ها جلوگیری کند.

ارزیابی مجدد شرایط یعنی ایجاد دیدگاه و باور جدید در ذهن، که مناسب‌تر و سازگارانه‌تر باشد.

باید به‌خاطر داشته باشیم که ارزیابی مجدد یک فرایند، به معنی سرکوب هیجانات یا دلیل‌تراشی نیست.

بلکه تشخیص صحیح این نکته است که بر چه عواملی در زندگی کنترل داریم و چه عواملی خارج از کنترل ما هستند. 

 باید بدانیم که مغز انسان بهترین داروها را می‏سازد و بهترین درمان ها را در خودش گنجانده است.

فقط راه استفاده از آنها را باید یافت و آن هم نیاز به کمی تمرین و ممارست دارد.

اگر شدت استرس زیاد باشد و ادامه دار باشد، می تواند سبب به وجود آمدن مشکلات روحی و روانی در فرد گردد.

برنامه ریزی روزانه داشته باشید:

اگر نشانه های استرس را در خود دیدیم باید برای کنترل و مدیریت استرس اقدام نماییم.

اولین گام برای کنترل استرس، پیدا کردن عامل به وجود آورنده ی آن است.

بعد از یافتن عوامل به وجود آورنده استرس باید نحوه برخورد و مدیریت این عوامل را بیاموزیم تا از این وضعیت خارج شویم. 
از همسرتان بخواهید تا شما را در استرس خود شریک کند.

دانشمندان عقیده دارند که تنها راه خلاصی از دست تنش ها و فشارهای روحی این است که در مورد آنها صحبت کنیم.

او به زوج ها توصیه می کند که هرگاه همسرشان را مغموم یا عصبی دیدند، با او صحبت کنند تا بفهمند که چه چیز باعث آزار او می شود.

یک روز هم که شده همه ی نگرانیها و مشکلات خود را به باد فراموشی بسپارید و به تنها چیزی که فکر می کنید لذت بردن در کنار همسر و خانواده باشد.

همسرتان را برای گردش بیرون ببرید و کاری کنید تا هر دوی شما از کنار هم بودن لذت ببرید. با اینکار استرستان نیز فروکش خواهد کرد.

 نکته مهم: اجازه ندادن به استرس که جزء عادات زندگی ما شوند!

اینکه مدت کوتاهی به طور موقتی گرفتار مشکلی باشید و فشار و استرس روحی داشته باشید.

مسئله ای کاملاً طبیعی و عادی است. اما اگر این فشارها و استرس ها جزئی از برنامه ی روزانه ی شما در زندگی شد، دیگر امری طبیعی نیست.

البته به جرات می توان گفت که در اکثر افراد وضع به این صورت درآمده است.

از اینرو بهتر است همانطور که در بالا توصیه شد، مشکلات و فشارهای روحی خود را با همسرتان درمیان بگذارید تا به کمک یکدیگر به دنبال راه حلی برای آنها باشید.

تا می توانید اجازه ندهی تا این استرس بر رابطه ی شما با همسرتان تاثیر منفی بگذارد.

  به مسائل و مشکلات زندگی با دیدی خوشبینانه نگاه کنید تا با انرژی بیشتری درصدد رفع آنها بر آیید.

استرس در همه جا وجود دارد و به همه طریق می تواند بر سلامتی شما تاثیر گذاشته و آن را خراب کند.

اما با اینکه استرس همه جا وجود دارد، اما همیشه هم بد نیست و همه ی ما به یک طریق به آن واکنش نمی دهیم.

دقیقتر بگویم، مردها و زن ها، هرکدام به صورتی متفاوت در مقابل استرس واکنش می دهند.

چگونگی برخورد با استرس، به مسائل مختلفی بستگی دارد؛ طریقه ی واکنش شما به آن، و اینکه زن هستید یا مرد، دراین زمینه بسیار مهم است.

استرس برای ادامه ی زندگی لازم است.

استرس به میزان مناسب باعث جذب انسانها به دنیا خواهد شد.

اگر میزان استرس در زندگی کم باشد، افراد دچار بی حوصلگی و کسالت خواهند شد.

اما استرس زیاد نیز ممکن است منجر به آسیب های فیزیکی و احساسی شود.

نباید از همه ی انواع استرس دوری کرد، بلکه باید آنها را شناخت و به طریقی مناسب واکنش داد.

اگر نوع استرس تهاجمی است، باید یا از خود دفاع کنید و یا فرار کنید.

اما اگر استرس به خاطر مشکلات کاری باشد یا اینکه همسرتان سعی دارد شمار را از حالت تعادل خارج کند، می تواند استرسی خوب و مفید باشد.

در زندگی روزمره رشد فردی بدون ایجاد ناراحتی میسر نخواهد شد.

و به خاطر داشته باشید، بیش از یک راه برای مقابله با استرس پیش رویتان است.

بسیار زیاد است و به همین دلایل، استرس های فراوانی به زن و مرد وارد می شود.

اینجاست که نقشِ همسرانِ با محبت، در آرام سازی و آرامش همسر، پررنگ می شود.

قدم اول در راه تنش زدایی و دادن آرامش به همسر، یعنی در انتهای روز به همدیگر بپیوندید.

اینکه به همدیگر بگویید آن روز چگونه گذشت است، موثرترین عامل برای کم کردن استرس است.

کاری که این جمله کوتاه:

روزت چگونه سپری شد عزیزم؟

انجام می دهد، آن است که به شما کمک کند تا استرسی را که حاصل زندگی زناشویی شما نیست، از زندگی خود دور کنید.

 آموختن این مهارت برای سلامت درازمدت ازدواج شما اهمیتی حیاتی دارد.

اگر فرد بتواند با همسر خود، استرس هایی را که خارج از روابط زناشویی است تخلیه کند، می تواند از پس این مدل تنش ها بربیاید و ازدواج خود را نجات دهد.

صحبت کردن در مورد بحث دلخواه همسرتان شما را بیشتر محبوب خواهد کرد.

اولین قدم در آرامش دادن به همسر، شیوه صحبت کردن با اوست.
راه هاي موثر کاهش و مدیریت استرس :

روشهای کاهش استرس و آرامش دادن به همسر:

.دست همسرتان را بگیرید: اگر با احساس دست همسرتان را بگیرید، آرامش زیادی به او منتقل می کنید.

  • حامی احساسی او باشید:خودتان را جای همسرتان بگذارید و سعی کنید با او همراهی و همدلی کنید.

  • رابطه جنسی داشته باشید:ارتباط جنسی هدایت شده و پرنوازش، می تواند به کاهش استرس کمک کند.

  • از او بخواهیددوش بگیرد و کمی ریلکس کند: ریلکس کردن می تواند آرامش عمیقی ایجاد کند.

  • با آرامش از او بخواهید کمیآب بخورد و سپس کمی استراحت کند یا بخوابد.

  • مشکلات همسرتان را کوچک نشمارید:به او نگویید: “پس اگر جای من بودی، چه می کردی؟!”

  • گفتگو کنید:با دقت و صمیمیت بسیار زیاد به او صحبت کنید و به حرفهای او گوش دهید.

از آنجا که یکی از مهمترین اهداف ازدواج، آرامش گری است.

زوجین باید تمام تلاش خود را برای آموختن روش های مناسب گفتگو کردن  بیاموزند تا در مواقع لزوم بتوانند به داد همسر خود برسند و باعث آرامش او شوند.

درروابط همسرداری چراغ قرمزی هم وجود دارد.

 

 

شاید بتوان مهمترین روش کم کردن استرس و آرامش دادن به همسر را گفتگوهای ملایم و تسکین دهنده دانست!

شاید هم اصلی ترین مسئله ای که می تواند قبل از ازدواج به آن توجه داشت، یا مهمترین عامل جدایی و طلاق همسران باشد.

از آنجا که افزایش فشار خون رابطه مستقیمی با تحمل استرس دارد.

می توان نتیجه گرفت که با صحبت کردن می توان این روند را برعکس کرد.

یعنی اگر زوجین بتوانند روش های گفتگوهای ملایمت آمیز را بیاموزند، می توانند باعث کاهش استرس و آرامش دادن به همسرشان شوند.

اکنون وقت آن نیست که در مورد اختلاف نظرهای زناشویی بحث کنید.

بلکه باید یکدیگر را از لحاظ عاطفی و فقط در زمینه سایر نواحی زندگی تان پشتیبانی کنید.

این تمرین نیاز به شنود فعالانه دارد.

شنود فعالانه یعنی؛ به مسایل از دریچه چشم همسرتان با همدلی و بدون قضاوت در مورد او، بنگرید.

برای آرامش دادن به همسر، باید بتوانید درست بشنوید.

بهترین روش آن است که در مواقع پرتنش و اضطراب، به هم بگویید که چه توقعی از هم دارید. 

از تکنیک‌هایی مانند مدیتیشن و ریلکس کردن برای حفظ آرامش خود استفاده کنید.

از حمایت اطرافیان مانند دوستان، افراد خانواده و همکاران بهره‌مند شوید.

به اندازه کافی ورزش کنید و بخوابید تا بتوانید بعد از اتفاقات استرس‌آور خودتان را آرام کنید.

یاد بگیرید که با تغییرات کنار بیایید و انعطاف‌پذیر باشید تا بتوانید بر مشکلات غلبه کنید

چگونه سوءتفاهم در روابط زناشویی را از بین ببریم؟

سوء تفاهم چیست ؟

 

در این مقاله قصد داریم به این سوال که سوء تفاهم چیست ؟ جواب دقیق بدهیم.

به طور خلاصه می توان گفت که سوءتفاهم یعنی به اشتباه از رمز خارج کردن گفته ها و رفتارهای یکدیگر.

سوء تفاهم چیست و چرا ایجاد می شود؟

بعضی از زوجین به دلیل اینکه مطلبی را بد می فهمند دچار مشکل می شوند.

بد فهمیدن مطلب به معنی این است که در آنها سوء تفاهم ایجاد شده است.

سوء تفاهم نفهمیدن مطلب نیست بلکه بد فهمیدن مطلب است.

سوء تفاهم از نفهمیدن بسیار خطرناکتر است.

این احتمال وجود دارد که همسرتان با این سوء تفاهم به وجود آمده، درصدد این باشد که تلافی کند و این خود باعث دامن زدن به سوء تفاهم می شود.

درواقع دلیل اصلی سوء تفاهم این است که همواره از رمز خارج کردن و پی بردن به معنای واقعی گفته ها و رفتارهای افراد از طریق حدس و گمان صورت می گیرد.

در حالی که درست است ما می توانیم صحبت های دیگران را شنیده و رفتارهایشان را ببینیم.

اما معنا و مفهوم آن ها را فقط می توانیم حدس بزنیم.

این بار شما  هستید که دچار سوء تفاهم می شوید.

نمی دانید که موضوع چیست و کار همسرتان را به عنوان یک خیانت در نظر می گیرید و وارد چرخه حلزونی سوء تفاهم می شوید.

این چرخه حلزونی روابط شما را رو به نابودی می برد.

 

سوء تفاهم به دلیل نبودن اطلاعات لازم به وجود می آید.

در زمانی که اطلاعات لازم و کافی را در اختیار داشته باشیم تصاویری که از آن موضوع در ذهن ما ساخته می شود کامل و شفاف خواهد بود.

برعکس اگر اطلاعات لازم در اختیار نباشد تصاویر ذهنی آن نیز کدر و ناواضح خواهد بود.

بسیاری از ما هنگام برقراری ارتباط با همسرمان و خانواده مان دچار سوءتفاهم می شویم.

اگر نتوانیم در جهت رفع و کاهش آن برآییم ممکن است ارتباط صمیمانه ما برای همیشه خدشه دار شود و احساس تنهایی را تجربه کنیم.

 

بنابراین مهم نیست که چطور در روابطمان سوءتفاهم ایجاد شده مهم این است که بتوانیم اصولی و درست این سوءتفاهمات را رفع و کاهش دهیم. 

 

اگر تصاویر ذهنی سوء تفاهم و شناخت را کنار هم قرار دهیم این دو تصویر با هم بسیار متفاوت خواهند بود.

مثلا احتمال دارد که تصویر شناخت روشن و واضح و مانند فیلم باشد و تصویر سوء تفاهم مانند اسلاید و کدر و تاریک باشد.

مشکل جدی تر و سوءتفاهم زمانی شکل می گیرد که هم شما و هم همسر شما ، هر دو معنای عمومی کلمه ای را می دانید ولی در برداشت ها نسبت به آن کلمه اختلاف دارید.

 

برای اجتناب از سوء تفاهم، باید ابتدا دریابیم که آیا معنایی که در ذهن ماست با معنایی که در ذهن همسرمان است یکی است یا نه؟

 

نکته مهم: وجود داشتن کلمه کلیدی در گفتگو های که بوی سوء تفاهم می دهد.

 

اگر دیدیم که معانی متفاوت است، باید معنایی که در ذهن ماست را با کلمات بیشتری توضیح دهیم تا به معنای واحد درباره کلمات برسیم.

گاهی وقت ها هم بدون این که به مقایسه معنی در ذهن خود و دیگری بپردازیم، می توانیم منظور خودمان را تشریح کنیم

تا مطمئن شویم آنچه خواسته ایم با آنچه طرف مقابل فهمیده است، یکی است.

 

دقت کنید که بسیاری از کلماتی که بر موضوعات غیر ملموس دلالت دارند، می توانند مورد تعبیرهای مختلف قرار گیرند.

لذا بهتر است توضیح داده شوند، مانند ادب، بی احترامی، عصبی بودن ، زود و دیر ، معطلی، تمیز بودن ، تواضع ، غرور ، دقت ، مهمان نوازی ، آرامش ، گران ، ارزان ، خساست ، گشاده دستی و …  

در نهایت احترام و آرامش خواسته های خود را و حتی دلخوری هایتان را بیان کنید زیرا بیان نکردن دلخوری ها به علت احترام گذاشتن سبب می شود.

برای حل تعارض راهکارهایی نیز وجود دارند.

بذر کینه در دلتان ریشه بزند و ناراحتی های عمیق بین شما وهمسرتان به وجود آورد.

اما مطرح ساختن آن ها موجب می شود که همسرتان توضیحاتی در مورد رفتاری که موجب سوءتفاهم شما گردیده بدهند و بدین گونه سوءتفاهم رفع شود.

در اینجا روشهایی برای رفع سوء تفاهم از طریق گفتگو وجود دارد مانند:

از ته قلب تان گوش کنید:

گوش دادن به نارضایتی های همسرتان که از رفتارهای شما دچار سوءتفاهم گردیده بسیار سخت است.

اما می توانید با گوش دادن به صحبت های اواشتباه کار خود را دریابید و بدانید چه چیزی او را دچار سوءتفاهم ساخته است وتلاش کنید آن را رفع نمایید.

حق را به خودتان ندهید :
اگر بیشتر به فکر ثابت نمودن خود هستید تا اینکه موقعیت تاثیرگذار بر همسرتان را درک کنید ، نتیجه چیزی جز آسیب دیدن هر دو نخواهد بود .

شما باید حق را به خود ندهید و همسرتان را درک کنید تا او دریابد که چقدر برایش ارزش قائلید.

روی احساسات تان متمرکز شوید:

بسیاری از زوجین هنگام مشاجره و بحث احساساتشان را نادیده می گیرند و بیشتر بر افکارشان متمرکز می شوند .

اگر می خواهید رفتارتان در مشاجرات خانوادگی ایجاد سوءتفاهم نکند لازم است قبل از شروع بحث، سکوت کنید و نفسی عمیق بکشید

و ببینید چه حسی دارید و بعد احساساتتان را با همسرتان در میان بگذارید.

همسرتان را دوستتان بدانید:

برخی از زوجین هنگام روبرو شدن با یک مسئله همسر خود را دشمنشان تصور می کنند.

اما باید بدانید که همسر شما دوستتان است .

همین تغییر دیدگاه سبب می شود شما بتوانید مسائلتان را با همسر خود حل و فصل کنید و سوءتفاهم های پیش آمده را رفع کنید.

مشاوره را جدی بگیرید:

ازدواج دو فرد با شخصیت و خانواده های متفاوت ممکن است سبب بروز اختلاف و سوءتفاهم گردد.

زوج های موفق می توانند با صداقت کامل دلخوری های خود از یکدیگر را بیان کنند.

با صمیمیت کنار یکدیگر باشند و حرف های هم را گوش دهند تا اختلافات را پشت سر بگذارند و سوءتفاهمات را رفع کنند .

اگر زوجی نتواند اختلافات و سوءتفاهم های پیش آمده در زندگی مشترک را برطرف سازد لازم است نزد مشاور برود تا مشاورکمک کند الگوی ارتباطی آنان از نو ساخته شود.

بسیاری از مشکلات و عدم تفاهم ها، در اصل سوءتفاهم هستند.

چطور با همسر خود بهترین رفتار رو داشته باشم سؤالی هست که همیشه باید از خود بپرسیم.

رابطه ی دو شخص هر چه نزدیک تر باشد، در معرض سوءتفاهم بیش تری قرار می گیرد چرا که زندگیِ زناشویی بیش از هر رابطه ی صمیمانه ی دیگری در معرض سوءتفاهم قرار دارد.

خارج از مناسبات زناشویی، زن و مرد راحت تر با این فرآیند های ذهنی رو به رو می شوند و آن را زیاد جدی نمی گیرند.

اما در مناسبات زناشویی این سوءتفاهم ها می توانند سبب بروز مشکل شوند

چطور همسر خود را در جلوی جمع بزرگ کنیم؟

چطوررفتار کنم که همسرم مرا با دیگران مقایسه نکند؟

اکثر ما می‌فهمیم که چقدر مقایسه کردن خودمان با دیگران کاری احمقانه است.

همه ما می‌دانیم که اینکار هیچ سودی برایمان نخواهد داشت.

اما ما این نوع مقایسه‌ها را انجام می‌دهیم، چه مقایسه کردن اندازه خانه‌مان باشد، چه درآمدمان، چه ویژگی‌های ظاهری‌مان یا هر چیز قابل‌شمارش (یا غیرقابل‌شمارش) دیگر.

بااینکه می‌دانیم این کار مشکلات زیادی دارد، ولی ما معمولاً بدترین‌های خودمان را با بهترین‌های دیگران مقایسه می‌کنیم.

مقایسه کردن زندگی‌تان با دیگران همیشه نشانه بازنده بودن است چون همیشه کسانی هستند که بهتر از شما «به نظر می‌رسند» و به نظر زندگی بهتری نسبت به شما دارند.

از اینها گذشته، ما معمولاً بدترین چیزهایی که درمورد خودمان می‌دانیم را با بهترین ویژگی‌های زندگی دیگران مقایسه می‌کنیم.

ولی مطمئن باشید زندگی آنها به آن ایدآلی که در ذهن شماست، نیست.

بازی مقایسه انتها ندارد.

مقایسه کردن دسته‌بندی نامحدود و بی‌نهایت دارد ولی تعداد کسانی که می‌توانید خودتان را با آنها مقایسه کنید محدود است.

وقتی وارد این راه شدید، هیچوقت انتهای آن را پیدا نخواهید کرد.

مقایسه تمرکز شما را روی فرد اشتباهی می‌اندازد.

شما فقط قادر به کنترل یک زندگی هستید: زندگی خودتان.

وقتی مداوماً خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید، انرژی باارزشتان را برای تمرکز روی زندگی دیگران و نه زندگی خودتان هدر می‌دهید.

مقایسه لذت زندگی را از شما می‌گیرد. مقایسه کردن خودتان با دیگران همیشه حسرت چیزهایی که نیستید

و چیزهایی که ندارید را برایتان به ارمغان می‌آورد و نه‌تنها هیچ لذتی به زندگی‌تان اضافه نخواهد کرد

بلکه تمام لذت زندگی‌تان را هم خواهد گرفت.

مقایسه کردن زندگی‌تان با دیگران همیشه نشانه بازنده بودن است‎.

مقایسه خود با دیگران؛ خصلتی که می تواند مشکل آفرین شود،

یکی از معضلات شخصیتی که می تواند برای زندگی فرد در خانواده و جامعه مشکل ایجاد کند مقایسه کردن خود با دیگران است.

بدون شک “قیاس خود با دیگران” نشانگر آن است که به خویشتن اعتماد نداریم و دچار نوعی کم خودبینی هستیم.

در حقیقت افرادی که دچار حقارت نفس هستند و خود را حقیر و زبون می پندارند،

تنها از راه مقایسه خود با دیگران مسیر زندگی خویش را تعیین می کنند.

برای جلوگیری ازسقوط در دام مقایسه ضرورت دارد که ضمن تقویت اعتماد به نفس از تدابیری که آموزش می بینیم شخصیت خودمان را متجلی کنیم.

به هر حال مقایسه خود با دیگران بازی خطرناکی است و به طور قطع به قربانی شدن می انجامد.

زمانی که به این آگاهی برسید که “بدون اینکه بهترین باشید هم می‌توانید خوب باشید” شانس موفقیت شما افزایش می‌یابد.

 توانایی و استعداد خود را بشناسید!

چیزهایی که واقعا ارزشمند هستند، زیربنای زندگی و روابط می سازند.

اگر نتوانید توانایی‌های خود را تشخیص دهید،‌ هرگز نمی‌توانید در راه خواسته‌های خود ثابت قدم و محکم باشید.

اگر میخواهید در زندگی زناشویی خود همیشه موفق باشید به شریک زندگی خود و کسی که انتخاب کرده اید احترام بگذارید.

او را با همه خوبی و بدی هایش بپذیرید و دوست داشته باشید،

زیرا هیچ کس خوب مطلق نمی باشد و هرکس خطاهایی دارد پس لزومی ندارد که باطن زندگی خود را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه کنید.

زیرا همه افراد سعی میکنند بهترین شخصیت خود را در معرض نمایش دیگران قرار دهند.

پس برای اینکه هیچگاه احساس خوشایند زندگی باهم بودنتان تغییر نکند از خیره شدن به زندگی دیگران ومقایسه کردن همسرتان پرهیز کنید .

 

تفاوت های بدیهی!

هر چیزی در این دنیا باهم متفاوت است همانند رنگ گلها و یا طعم مواد غذایی ؛ به انگشتان خود دقت کنید.

در این دنیا هیچ کسی پیدا نمیشود که خطوط سر انگشتش با شما همانند باشد،

پس نباید انتظار داشته باشید همسر شما با همسر دوستتان یکی باشد.

هر انسانی از نظر علایق و راه و روش زندگی با دیگری متفاوت است،

همین تفاوت ها میان انسانهاست که زندگی را از حالت تکرار خارج نموده و دنیارا قشنگتر میکند.

مثلا اگر همسر دوست شما اهل سفر و خوش گذرانی است دلیلی ندارد همسر شما هم اینگونه باشد ؛

علایق و راه و روش زندگی همسر شما با آدم های اطرافش متفاوت است و این به معنی بد بودن همسر شما نیست .


و یا مثلا هنگامی که همسرتان با یک کیسه میوه به خانه می آید و در کیسه میوه ی خراب نیز وجود دارد شما میتوانید.

او را سرزنش کنید چرا که جنس خوب و مرغوب نخریده اما حق ندارید او را باشخص دیگری مقایسه کنید و مثلا بگویید برادرت همیشه بهترین میوه ها را میخرد .

زندگی کردن با معیارهای دیگران که اسمش زندگی نیست.

این جور زندگی کردن هر چه زودتر متوقف شود بهتر است.

قدر چیزی که هستید را بدانید.

زندگی شما نقاط فوق‌العاده زیادی دارد. چه هنرمند باشید، چه تاجر، چه یک مادر، یک شنونده خوب یا یک انسان سخاوتمند.

مطمئناً ویژگی‌های فوق‌العاده‌ای برای قدرشناسی دارید.

هرگونه مقایسه بین شما و یک فرد دیگر مثل مقایسه کردن سیب با پرتقال است.

نه آنها در جای شما زندگی می‌کنند و نه شما جای آنها، درنتیجه نتیجه کار هم باید کاملاً متفاوت باشد.

با قصد و منظور زندگی کنید. خیلی از افراد بدون داشتن هیچ هدف و مقصودی زندگی می‌کنند.

آنها به ندرت وقت می‌گذارند و در اتاقی ساکت می‌نشینند تا به خودشان و زندگی‌شان فکر کنند، اینکه که هستند و از زندگی چه می‌خواهند.

درنتیجه بعنوان واکنشی به اتفاقاتی که اطرافشان می‌افتد، زندگی می‌کنند.

ولی وقتی با قصد و هدف زندگی کنید، بازی مقایسه برایتان جذابیت کمتری پیدا می‌کند.

مقایسه کردن خودمان با دیگران جزوی از ذات ما انسان‌هاست.

ولی اینکار هیچ سودی برایمان نخواهد داشت.

پس دست از مقایسه کردن خودمان با دیگران برداریم.

ما به دنیا نیامده‌ایم که زندگی بقیه را زندگی کنیم.

احمقانه است که زندگی‌مان را با حسادت به زندگی دیگران تلف کنیم.

درعوض، شروع به زندگی کردن زندگی خودتان کنید و سعی کنید از همین امروز این کار را به نحو احسن انجام دهید!
اگر می خواهید شریک زندگیتان کنار شما احساس آرامش و امنیت کند و خانه تان مانند بهشت پر از آرامش شود.

این سخن امام علی را همواره به خاطر داشته باشید ” آنچه برای خود میپسندی برای دیگران هم بپسند

و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نخواه با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتارشود”

تنها کسی که تمام لحظات عمر همراه شما خواهد بود شریک زندگیتان است پس عزیزترین آدم زندگیتان را مورد قیاس با بقیه ی افراد قرار ندهید .

ای انسان بکوش تا “منحصر به فرد بودنت” را ببینی نه چیز دیگر. خودت باش و با هیچ چیز روی زمین خود را مقایسه نکن!