نوشته‌ها

چگونه در روابط باج گیری کنیم؟

 

چگونه در روابط باج گیری کنیم؟

 

 

خدایا شروع سخن نام توست        وجودم به هر لحظه آرام توست

سلام دوستان و همراهان عزیز

امروز می خواهم درباره ی باج گیری در روابط با شما صحبت کنم.اینکه ما چرا در روابطمان باج گیری می کنیم و چگونه باید باید باج گیری کنیم؟

اگر ما بتوانیم روابطمان را بهینه سازیم، و علاقمندی خود را به طرف مقابل نشان بدهیم، و این روابط از روی عشق و علاقه باشد، آن موقع است که ما می توانیم به همدیگر باج بدهیم.

یعنی عشق و علاقه را به همدیگر تقدیم کنیم.

دقت کردید در بعضی مواقع، توی اداره، با اعضای خانواده، و یا حتی با دوستان و خیلی جاهای دیگر، وقتی می خواهیم کاری را برای کسی انجام دهیم، ابتدا شرط می گذاریم که شما هم باید در قبال کارت، برای من کاری انجام دهید.

ما می خواهیم در روابطمان باج گیری نباشد، اگر هم در مواقعی بود شرطی سازی نباشد.

یکی از جاهایی که باج گیری در زندگی ما صورت می گیرد، در روابط با فرزندانمان است.

ما می توانیم باج گیری کنیم و زیباست، اگر از روی عشق و علاقه باشد، نه از سر اجبار و زور.

وقتی از روی عشق و علاقه کاری را برای همدیگر انجام می دهیم، یعنی خودمان را دوست داریم و می خواهیم برای خودمان کاری انجام دهیم.

 

مسئله ای که اکثر خانواده ها با فرزاندانشان دارند این است، که در قبال کاری که فرزاندانمان انجام دهند، به آنها باج بدهیم که در بعضی مواقع اسم آنرا هدیه دادن هم می گذاریم.

مثلا به فرزندمان می گوییم، اگر درسهایت را خوب خواندی و تمرین هایت را به درستی انجام دادی در قبال آن، برایت یک دفتر زیبا و خوشگل و یا به گردش و تفریح می برم.

این یک روش باج دادن است، که در دراز مدت برای خود فرزندانمان یک الگویی در زندگیشان می شود، که باعث می شود در اجتماع، در آینده، دچار ضررهای زیادی شوند.

و چه بسا در بعضی مواقع سرخورده میشوند.

چون اگر کاری را که می خواهند انجام دهند، در آن اثری از هدیه دادن و یا وعده وعید شنیدن نباشد، علاوه بر اینکه آن کار را انجام نمی دهند، دست به رفتارهای خشونت آمیز و اعمال ناپسندانه و از این قبیل رفتارها می زنند.

که این کارها باعث می شود که در زندگی و یا اشتغال پیشرفتی نداشته باشند.

پس چه بهتر که از همین الان این رفتارهای باج دادن و باج گرفتن را با دادن عشق و علاقه  زیبا کنیم.

تا فرزندانمان کاری که می خواهند انجام بدهند برای خودشان واز روی عشق و علاقه و محبت باشد.

در جایی که باج گیری عاطفی باشد، دیگر جایی برای وجود عشق و علاقه نمی ماند.

ما باید طوری به فرزندانمان این روابط را یاد بدهیم که، اگر از آنها کاری خواستید با محبت برایتان انجام دهند.

جزء کوچکی از مضرات باج گیری در روحیه فرزندانمان این است که، از دنیای کودکی خود فاصله می گیرند.

تندخو و بد اخلاق میشوند، برای کوچکترین چیزی باج می خواهند.

حتی به جایی میرسد که از جمع هم سن و سالانش طرد و رانده می شود.

چون او فردی خودخواه و مغرور می دانند و این رفتارها باعث می شود، بین فرزندان و والدین فاصله بیافتد و روز به روز بیشتر شود.

پس باج گیری را به فرزندانمان یاد بدهیم.

اما از نوع درستش، اینطور که با عشق و علاقه و محبت کاری را انجام دهند و در قبالش عشق و محبت بی قید و شرط نصیبش گردد.

علاوه برباج گیری در روابط با فرزندان، باج گیری در روابط با همسر هم می تونیم با رعایت اصولی آن، اوج لذت در روابط همسرداری هم تجربه کنیم!

 

قسمت دوم بخش اول

 

 

 

بخش دوم از قسمت دوم

 

یکی از مهمترین مواردی که می توان قبل از ازدواج مورد بررسی هم قرار بگیرد.

همچنین مواردی چون همسرداری که رعایت آن منجر به طلاق نشود.

امیدوارم از دیدن این فایل ها لذت برده باشید.

در آخر از همه شما عزیزان و بزرگواران که تا پایان با من بودید کمال تشکر و قدردانی را دارم همیشه در زندگی شاد، سرحال، سلامت و تندرست باشید.

چگونه با وجود حال بد در جمع شرکت کنیم؟

چگونه با وجود حال بد در جمع شرکت کنیم؟

 در یکی از روزهای بهاری که زمین لباس سبز پوشیده بود، تصمیم گرفتیم با چند نفر از دوستان به کوهی که حوالی یکی از روستاهای استان بوشهربود، به تفریح برویم.

وسایل سفر را مهیا کرده و هماهنگ کردیم که بعد از اذان صبح حرکت کنیم.

یکی از دوستانمان که عباس نام داشت و پسری تودار اما عبوس بود را با خود همراه کردیم.

تا بچه ها جمع شدند و وسایل سفر را بازبینی کردیم نیم ساعتی زمان برد.

عباس زودتر از همه به سر قرار رسید من هم با دوربین عکاسی و وسایل محول شده به من، آماده شدم.

نزدیکی های ظهر بود به بلندیهای کوه رسیدیم که منظره بسیار زیبایی داشت با مشورت همدیگر همان جا اطراق کرده و شروع به تدارک ناهار شدیم.

عباس که همان موقع راه افتادن صبح عصبانی به نظر میرسید، رفت و گوشه ای تنها نشست.

بچه ها از همدیگر سؤال میکردند چیزی شده و یا در بین راه به او چیزی گفته اند که اینطور ناراحت و حالش بد است..

ولی جواب همه منفی بود بالاخره ناهار آماده شد و همه دور هم نشستیم..

عباس هنوز گرفته بود و با تعارف ما پای سفره هم نیامد کم کم داشتیم از آوردن او با خودمان پشیمان می شدیم.

همه ما خوشحال و خندان با هم شوخی میکردیم و از محیط لذت می بردیم.

 

ولی انگار او نمی خواست منعطف باشد.

 

قصد داشتیم شب را آن جا بمانیم اما اگر به همین منوال می گذشت سفر برای ما دلچسب نبود.

یکی دوتا از بچه ها با او صحبت کردند ولی ظاهراً او قصد بهبود وضعیت خود را نداشت. با بچه ها تصمیم گرفتیم که به هر نحوی او را از این حالت خارج کنیم.

وسایل را جمع کردیم و به پیاده روی ادامه دادیم.

۲ساعتی شد که بعد ناهار داشتیم راه می رفتیم. یکی دوتا از بچه ها شروع به کج خلقی کردند.

دیگر وضعیت داشت آزار دهنده میشد، با دوتا از بچه ها صحبت کردیم و تصمیم برگشت به خانه را گرفتیم.

چون جو اصلا خوشایند نبود به ناچار برگشته و قید تفریح ۲روزه را زدیم.

همگام شدن با محیط

ممکن است اکثر افراد در طول روز یا هفته به مسائل و مشکلاتی روبرو شوند که برای آنها خوشایند نباشد.

قرار هم نیست رخدادهای زندگی همیشه برای ما آن طور که می خواهیم رقم بخورد.

چه بسا اگر به این شیوه باشد، دنیایی کسل کننده خواهیم داشت.

در اطراف ما انسان هایی با نظریات و عقاید متفاوتی زندگی می کنند که برای هر فردی عقاید و نظریاتش بسیار محترم است.

همینطور اتفاقاتی هم رخ خواهد داد که برای همه یک برداشت ندارد.

در این جا به شخصیت و طبیعت کسی بستگی دارد که مقابل چنین فرد یا اتفاقی بتواند واکنش مناسبی نشان دهد.

با این اوصاف اگر افراد بتوانند خود را در هر محیط یا با هر فردی، مناسب با وضعیت موجود،برخورد مناسبی داشته باشند، مطمئنن شرایط برای آنها همیشه مساعد خواهد بود.

 

چرا باید با شرایط همگام بود؟

هنگامی که با هر شرایطی بتوانی شازگار باشی، خیلی راحت شرایط نیز با تو همراه خواهد شد.

این که ما از آن وضعیت خوشمان نمی آید، و باید وضعیت را تغییر دهیم چیزی تقریبا محال است.

وقتی در هر وضعیتی که در آن قرار می گیرید، توانایی تحمل و تغییر آن را داشته باشید، انسانی هستید که افسار امور در اختیارتان هست و کنترل اوضاع از دست شما خارج نخواهد شد.

در جمع های دوستانه که قرار می گیرید همه انتظار دارند که در بهترین حالت قرار بگیرند تا از موقعیتی که دارند بهترین لذت را ببرند.

همه انسان ها دچار حال بد می شوند و این اجتناب ناپذیر است اما این چیزیست که باید از آن عبور کنید.

شاید در آن برهه از زمان اتفاقی ما را برآشفته کرده باشد، در این مواقع شرکت نکردن در جمع بهترین کار ممکن است.

و یا اگر هم قبول کردیم سعی کنیم، تلاش کرده تا از فرصتی که یافته ایم بهترین بهره را از کنار با هم بودن ببریم.

با این کار تا اندازه ای به ما کمک می کند که موقعیت قبلی را فراموش و از وضیت جدید استفاده بهینه ببریم.

بهترین راه، همگامی با محیط

در زمانی که به چنین جاهایی دعوت شده یا به دلخواه خود می رویم.

هر فرد به راحتی با سنجش خود می تواند مشخص کند که برود یا نه.

درست است که نا ملایمات در زندگی هر کسی وجود دارد و ورود این گونه حوادث اختیاری نیست.

اما حمل و نگهداری و بازخورد حوادث منفی تحت اختیار خود فرد است.

این را به یاد داشته باشیم، همان گونه که هر سراشیبی یک سربالایی دارد،هر سربالایی هم یک سراشیبی خواهد داشت.

هر زخمی به هرصورت التیامی خواهد داشت.

هیچ آب روانی هم برای یک صدم ثانیه هم که شده یک جا نخواهد ماند.

پس با اطمینان به این که یک روز نوبت خوبی و خوشی من نیز می رسد،  تلاش کنیم تا اثر آن اتفاق کم شده و سعی کنیم که با شرکت در جمع دوستان و آن محیط کلاً از بین برود.

همیشه به یاد داشته باشیم همانطورکه،  حالم خوب بوده و به هر دلیلی بد شده، همین طور هم اتفاقات و حوادث جایش را به خوبی ها خواهند داد.

اینجاست که با این تصورات مثبت می توانیم به آینده امیدوار باشیم.

شاید این یکی از اصلی ترین مواردی باشد که، ما باید قبل از ازدواج به آن توجه کنیم.

یا اینکه همسران به مرحله طلاق برسند، اهمیت آن را بدانند.

سعی کنیم با حضور در جمع به خود انرژی داده و محیط شادی را بسازیم.

چگونه در روابط همسرداری آرامش را جایگزین استرس کنیم؟

استرس چیست؟

تعریف استرس آسان نیست، زیرا هر کس در مورد استرس به نوعی می اندیشد و آنرا به شکلی تعریف می کند:

استرس را می توان آثار منفی فشارها و حوادث زندگی دانست.

استرس فرسودگی بدنی یا عاطفی است که بر اثر مسائل و مشکلات واقعی یا ذهنی پدید می آید.

استرس به مجموعه واکنشهای عمومی انسان نسبت به عوامل ناسازگار و پیش بینی نشده داخلی و خارجی اطلاق می گردد؛ بدین گونه که هرگاه تعادل داخلی یا خارجی از میان برود، استرس پدید می آید.

استرس همان احساس ناخوشایندی است که در نتیجه کنترل نداشتن بر شرایط در ما ایجاد می‌شود.

 اگر مدیریت نشود می‌تواند مشکلاتی جدی برای سلامتی و شغل ما به همراه داشته باشد.

استرس یکی از مهم‌ترین علل بروز اختلالات جسمی و روانی است؛

بررسی‌های گوناگون نشان دهنده این است که 70 تا 90 درصد بیماری‌ها با استرس ارتباط دارند؛

فهرست بیماری‌های ناشی از استرس، سرطان، بیماری قلبی، آسم و میگرن را در برمی‌گیرد.

بسیاری از ما استرس را در زندگی خود تجربه می‌کنیم؛

چه استرس‌های مقطعی مرتبط به یک پروژه و چه استرس مربوط به فشار کاری زیاد.

استرس نه‌تنها باعث ایجاد احساس ناخوشایند در ما می‌شود، بلکه روی سلامتی و عملکرد ما نیز تأثیر می‌گذارد؛ اما اگر از ابزار و تکنیک‌های مناسب استفاده کنیم می‌توان استرس را کنترل کرد.

ما زمانی استرس را تجربه می‌کنیم که باور کنیم زمان، منابع یا دانش کمی برای مدیریت کردن شرایط داریم؛

در واقع استرس زمانی در ما ایجاد می‌شود که احساس کنیم کنترل امور از دستمان خارج است.

انسان‌های متفاوت استرس را به شیوه‌های مختلف مدیریت می‌کنند.

اما به طور کلی هرچقدر اطمینان در مورد توانایی‌های فردی بیشتر باشد و فرد احساس کند که کمک و حمایت مورد نیاز برای انجام کاری را دارد، بهتر می‌تواند استرس را کنترل کند.

شدت استرسی که تجربه می‌کنیم وابسته به این است که احساس کنیم شرایط تا چه حد از کنترل ما خارج است و اینکه تا چه مقدار با منابعی که در اختیار داریم می‌توانیم با تهدیدها مواجه شویم.

استرس روی عملکرد ما تأثیر می‌گذارد و اجازه نمی‌دهد که بهره‌وری خوبی در کارمان داشته باشیم.

همچنین روی نحوه کار کردن و یا رفتار ما با همسرمان اثر می‌گذارد و می‌تواند تأثیر جدی بر شغل، سلامتی و ارتباطات ما داشته باشد.

باورهای غیرمنطقی و ناسازگارانه از مهم‌ترین عوامل استرس زا محسوب می‌شود؛
مقابله با استرس و تغییر سبک زندگی نقش مهمی دارند.

گر ادراک عوامل استرس زا منفی‌نگرانه و یا دفاعی باشد و مانع حل مشکل توسط شخص شود، باید مجدداً مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد.

صمیمیت در روابط می تواند از بسیاری استرس ها جلوگیری کند.

ارزیابی مجدد شرایط یعنی ایجاد دیدگاه و باور جدید در ذهن، که مناسب‌تر و سازگارانه‌تر باشد.

باید به‌خاطر داشته باشیم که ارزیابی مجدد یک فرایند، به معنی سرکوب هیجانات یا دلیل‌تراشی نیست.

بلکه تشخیص صحیح این نکته است که بر چه عواملی در زندگی کنترل داریم و چه عواملی خارج از کنترل ما هستند. 

 باید بدانیم که مغز انسان بهترین داروها را می‏سازد و بهترین درمان ها را در خودش گنجانده است.

فقط راه استفاده از آنها را باید یافت و آن هم نیاز به کمی تمرین و ممارست دارد.

اگر شدت استرس زیاد باشد و ادامه دار باشد، می تواند سبب به وجود آمدن مشکلات روحی و روانی در فرد گردد.

برنامه ریزی روزانه داشته باشید:

اگر نشانه های استرس را در خود دیدیم باید برای کنترل و مدیریت استرس اقدام نماییم.

اولین گام برای کنترل استرس، پیدا کردن عامل به وجود آورنده ی آن است.

بعد از یافتن عوامل به وجود آورنده استرس باید نحوه برخورد و مدیریت این عوامل را بیاموزیم تا از این وضعیت خارج شویم. 
از همسرتان بخواهید تا شما را در استرس خود شریک کند.

دانشمندان عقیده دارند که تنها راه خلاصی از دست تنش ها و فشارهای روحی این است که در مورد آنها صحبت کنیم.

او به زوج ها توصیه می کند که هرگاه همسرشان را مغموم یا عصبی دیدند، با او صحبت کنند تا بفهمند که چه چیز باعث آزار او می شود.

یک روز هم که شده همه ی نگرانیها و مشکلات خود را به باد فراموشی بسپارید و به تنها چیزی که فکر می کنید لذت بردن در کنار همسر و خانواده باشد.

همسرتان را برای گردش بیرون ببرید و کاری کنید تا هر دوی شما از کنار هم بودن لذت ببرید. با اینکار استرستان نیز فروکش خواهد کرد.

 نکته مهم: اجازه ندادن به استرس که جزء عادات زندگی ما شوند!

اینکه مدت کوتاهی به طور موقتی گرفتار مشکلی باشید و فشار و استرس روحی داشته باشید.

مسئله ای کاملاً طبیعی و عادی است. اما اگر این فشارها و استرس ها جزئی از برنامه ی روزانه ی شما در زندگی شد، دیگر امری طبیعی نیست.

البته به جرات می توان گفت که در اکثر افراد وضع به این صورت درآمده است.

از اینرو بهتر است همانطور که در بالا توصیه شد، مشکلات و فشارهای روحی خود را با همسرتان درمیان بگذارید تا به کمک یکدیگر به دنبال راه حلی برای آنها باشید.

تا می توانید اجازه ندهی تا این استرس بر رابطه ی شما با همسرتان تاثیر منفی بگذارد.

  به مسائل و مشکلات زندگی با دیدی خوشبینانه نگاه کنید تا با انرژی بیشتری درصدد رفع آنها بر آیید.

استرس در همه جا وجود دارد و به همه طریق می تواند بر سلامتی شما تاثیر گذاشته و آن را خراب کند.

اما با اینکه استرس همه جا وجود دارد، اما همیشه هم بد نیست و همه ی ما به یک طریق به آن واکنش نمی دهیم.

دقیقتر بگویم، مردها و زن ها، هرکدام به صورتی متفاوت در مقابل استرس واکنش می دهند.

چگونگی برخورد با استرس، به مسائل مختلفی بستگی دارد؛ طریقه ی واکنش شما به آن، و اینکه زن هستید یا مرد، دراین زمینه بسیار مهم است.

استرس برای ادامه ی زندگی لازم است.

استرس به میزان مناسب باعث جذب انسانها به دنیا خواهد شد.

اگر میزان استرس در زندگی کم باشد، افراد دچار بی حوصلگی و کسالت خواهند شد.

اما استرس زیاد نیز ممکن است منجر به آسیب های فیزیکی و احساسی شود.

نباید از همه ی انواع استرس دوری کرد، بلکه باید آنها را شناخت و به طریقی مناسب واکنش داد.

اگر نوع استرس تهاجمی است، باید یا از خود دفاع کنید و یا فرار کنید.

اما اگر استرس به خاطر مشکلات کاری باشد یا اینکه همسرتان سعی دارد شمار را از حالت تعادل خارج کند، می تواند استرسی خوب و مفید باشد.

در زندگی روزمره رشد فردی بدون ایجاد ناراحتی میسر نخواهد شد.

و به خاطر داشته باشید، بیش از یک راه برای مقابله با استرس پیش رویتان است.

بسیار زیاد است و به همین دلایل، استرس های فراوانی به زن و مرد وارد می شود.

اینجاست که نقشِ همسرانِ با محبت، در آرام سازی و آرامش همسر، پررنگ می شود.

قدم اول در راه تنش زدایی و دادن آرامش به همسر، یعنی در انتهای روز به همدیگر بپیوندید.

اینکه به همدیگر بگویید آن روز چگونه گذشت است، موثرترین عامل برای کم کردن استرس است.

کاری که این جمله کوتاه:

روزت چگونه سپری شد عزیزم؟

انجام می دهد، آن است که به شما کمک کند تا استرسی را که حاصل زندگی زناشویی شما نیست، از زندگی خود دور کنید.

 آموختن این مهارت برای سلامت درازمدت ازدواج شما اهمیتی حیاتی دارد.

اگر فرد بتواند با همسر خود، استرس هایی را که خارج از روابط زناشویی است تخلیه کند، می تواند از پس این مدل تنش ها بربیاید و ازدواج خود را نجات دهد.

صحبت کردن در مورد بحث دلخواه همسرتان شما را بیشتر محبوب خواهد کرد.

اولین قدم در آرامش دادن به همسر، شیوه صحبت کردن با اوست.
راه هاي موثر کاهش و مدیریت استرس :

روشهای کاهش استرس و آرامش دادن به همسر:

.دست همسرتان را بگیرید: اگر با احساس دست همسرتان را بگیرید، آرامش زیادی به او منتقل می کنید.

  • حامی احساسی او باشید:خودتان را جای همسرتان بگذارید و سعی کنید با او همراهی و همدلی کنید.

  • رابطه جنسی داشته باشید:ارتباط جنسی هدایت شده و پرنوازش، می تواند به کاهش استرس کمک کند.

  • از او بخواهیددوش بگیرد و کمی ریلکس کند: ریلکس کردن می تواند آرامش عمیقی ایجاد کند.

  • با آرامش از او بخواهید کمیآب بخورد و سپس کمی استراحت کند یا بخوابد.

  • مشکلات همسرتان را کوچک نشمارید:به او نگویید: “پس اگر جای من بودی، چه می کردی؟!”

  • گفتگو کنید:با دقت و صمیمیت بسیار زیاد به او صحبت کنید و به حرفهای او گوش دهید.

از آنجا که یکی از مهمترین اهداف ازدواج، آرامش گری است.

زوجین باید تمام تلاش خود را برای آموختن روش های مناسب گفتگو کردن  بیاموزند تا در مواقع لزوم بتوانند به داد همسر خود برسند و باعث آرامش او شوند.

درروابط همسرداری چراغ قرمزی هم وجود دارد.

 

 

شاید بتوان مهمترین روش کم کردن استرس و آرامش دادن به همسر را گفتگوهای ملایم و تسکین دهنده دانست!

شاید هم اصلی ترین مسئله ای که می تواند قبل از ازدواج به آن توجه داشت، یا مهمترین عامل جدایی و طلاق همسران باشد.

از آنجا که افزایش فشار خون رابطه مستقیمی با تحمل استرس دارد.

می توان نتیجه گرفت که با صحبت کردن می توان این روند را برعکس کرد.

یعنی اگر زوجین بتوانند روش های گفتگوهای ملایمت آمیز را بیاموزند، می توانند باعث کاهش استرس و آرامش دادن به همسرشان شوند.

اکنون وقت آن نیست که در مورد اختلاف نظرهای زناشویی بحث کنید.

بلکه باید یکدیگر را از لحاظ عاطفی و فقط در زمینه سایر نواحی زندگی تان پشتیبانی کنید.

این تمرین نیاز به شنود فعالانه دارد.

شنود فعالانه یعنی؛ به مسایل از دریچه چشم همسرتان با همدلی و بدون قضاوت در مورد او، بنگرید.

برای آرامش دادن به همسر، باید بتوانید درست بشنوید.

بهترین روش آن است که در مواقع پرتنش و اضطراب، به هم بگویید که چه توقعی از هم دارید. 

از تکنیک‌هایی مانند مدیتیشن و ریلکس کردن برای حفظ آرامش خود استفاده کنید.

از حمایت اطرافیان مانند دوستان، افراد خانواده و همکاران بهره‌مند شوید.

به اندازه کافی ورزش کنید و بخوابید تا بتوانید بعد از اتفاقات استرس‌آور خودتان را آرام کنید.

یاد بگیرید که با تغییرات کنار بیایید و انعطاف‌پذیر باشید تا بتوانید بر مشکلات غلبه کنید

چگونه سوءتفاهم در روابط زناشویی را از بین ببریم؟

سوء تفاهم چیست ؟

 

در این مقاله قصد داریم به این سوال که سوء تفاهم چیست ؟ جواب دقیق بدهیم.

به طور خلاصه می توان گفت که سوءتفاهم یعنی به اشتباه از رمز خارج کردن گفته ها و رفتارهای یکدیگر.

سوء تفاهم چیست و چرا ایجاد می شود؟

بعضی از زوجین به دلیل اینکه مطلبی را بد می فهمند دچار مشکل می شوند.

بد فهمیدن مطلب به معنی این است که در آنها سوء تفاهم ایجاد شده است.

سوء تفاهم نفهمیدن مطلب نیست بلکه بد فهمیدن مطلب است.

سوء تفاهم از نفهمیدن بسیار خطرناکتر است.

این احتمال وجود دارد که همسرتان با این سوء تفاهم به وجود آمده، درصدد این باشد که تلافی کند و این خود باعث دامن زدن به سوء تفاهم می شود.

درواقع دلیل اصلی سوء تفاهم این است که همواره از رمز خارج کردن و پی بردن به معنای واقعی گفته ها و رفتارهای افراد از طریق حدس و گمان صورت می گیرد.

در حالی که درست است ما می توانیم صحبت های دیگران را شنیده و رفتارهایشان را ببینیم.

اما معنا و مفهوم آن ها را فقط می توانیم حدس بزنیم.

این بار شما  هستید که دچار سوء تفاهم می شوید.

نمی دانید که موضوع چیست و کار همسرتان را به عنوان یک خیانت در نظر می گیرید و وارد چرخه حلزونی سوء تفاهم می شوید.

این چرخه حلزونی روابط شما را رو به نابودی می برد.

 

سوء تفاهم به دلیل نبودن اطلاعات لازم به وجود می آید.

در زمانی که اطلاعات لازم و کافی را در اختیار داشته باشیم تصاویری که از آن موضوع در ذهن ما ساخته می شود کامل و شفاف خواهد بود.

برعکس اگر اطلاعات لازم در اختیار نباشد تصاویر ذهنی آن نیز کدر و ناواضح خواهد بود.

بسیاری از ما هنگام برقراری ارتباط با همسرمان و خانواده مان دچار سوءتفاهم می شویم.

اگر نتوانیم در جهت رفع و کاهش آن برآییم ممکن است ارتباط صمیمانه ما برای همیشه خدشه دار شود و احساس تنهایی را تجربه کنیم.

 

بنابراین مهم نیست که چطور در روابطمان سوءتفاهم ایجاد شده مهم این است که بتوانیم اصولی و درست این سوءتفاهمات را رفع و کاهش دهیم. 

 

اگر تصاویر ذهنی سوء تفاهم و شناخت را کنار هم قرار دهیم این دو تصویر با هم بسیار متفاوت خواهند بود.

مثلا احتمال دارد که تصویر شناخت روشن و واضح و مانند فیلم باشد و تصویر سوء تفاهم مانند اسلاید و کدر و تاریک باشد.

مشکل جدی تر و سوءتفاهم زمانی شکل می گیرد که هم شما و هم همسر شما ، هر دو معنای عمومی کلمه ای را می دانید ولی در برداشت ها نسبت به آن کلمه اختلاف دارید.

 

برای اجتناب از سوء تفاهم، باید ابتدا دریابیم که آیا معنایی که در ذهن ماست با معنایی که در ذهن همسرمان است یکی است یا نه؟

 

نکته مهم: وجود داشتن کلمه کلیدی در گفتگو های که بوی سوء تفاهم می دهد.

 

اگر دیدیم که معانی متفاوت است، باید معنایی که در ذهن ماست را با کلمات بیشتری توضیح دهیم تا به معنای واحد درباره کلمات برسیم.

گاهی وقت ها هم بدون این که به مقایسه معنی در ذهن خود و دیگری بپردازیم، می توانیم منظور خودمان را تشریح کنیم

تا مطمئن شویم آنچه خواسته ایم با آنچه طرف مقابل فهمیده است، یکی است.

 

دقت کنید که بسیاری از کلماتی که بر موضوعات غیر ملموس دلالت دارند، می توانند مورد تعبیرهای مختلف قرار گیرند.

لذا بهتر است توضیح داده شوند، مانند ادب، بی احترامی، عصبی بودن ، زود و دیر ، معطلی، تمیز بودن ، تواضع ، غرور ، دقت ، مهمان نوازی ، آرامش ، گران ، ارزان ، خساست ، گشاده دستی و …  

در نهایت احترام و آرامش خواسته های خود را و حتی دلخوری هایتان را بیان کنید زیرا بیان نکردن دلخوری ها به علت احترام گذاشتن سبب می شود.

برای حل تعارض راهکارهایی نیز وجود دارند.

بذر کینه در دلتان ریشه بزند و ناراحتی های عمیق بین شما وهمسرتان به وجود آورد.

اما مطرح ساختن آن ها موجب می شود که همسرتان توضیحاتی در مورد رفتاری که موجب سوءتفاهم شما گردیده بدهند و بدین گونه سوءتفاهم رفع شود.

در اینجا روشهایی برای رفع سوء تفاهم از طریق گفتگو وجود دارد مانند:

از ته قلب تان گوش کنید:

گوش دادن به نارضایتی های همسرتان که از رفتارهای شما دچار سوءتفاهم گردیده بسیار سخت است.

اما می توانید با گوش دادن به صحبت های اواشتباه کار خود را دریابید و بدانید چه چیزی او را دچار سوءتفاهم ساخته است وتلاش کنید آن را رفع نمایید.

حق را به خودتان ندهید :
اگر بیشتر به فکر ثابت نمودن خود هستید تا اینکه موقعیت تاثیرگذار بر همسرتان را درک کنید ، نتیجه چیزی جز آسیب دیدن هر دو نخواهد بود .

شما باید حق را به خود ندهید و همسرتان را درک کنید تا او دریابد که چقدر برایش ارزش قائلید.

روی احساسات تان متمرکز شوید:

بسیاری از زوجین هنگام مشاجره و بحث احساساتشان را نادیده می گیرند و بیشتر بر افکارشان متمرکز می شوند .

اگر می خواهید رفتارتان در مشاجرات خانوادگی ایجاد سوءتفاهم نکند لازم است قبل از شروع بحث، سکوت کنید و نفسی عمیق بکشید

و ببینید چه حسی دارید و بعد احساساتتان را با همسرتان در میان بگذارید.

همسرتان را دوستتان بدانید:

برخی از زوجین هنگام روبرو شدن با یک مسئله همسر خود را دشمنشان تصور می کنند.

اما باید بدانید که همسر شما دوستتان است .

همین تغییر دیدگاه سبب می شود شما بتوانید مسائلتان را با همسر خود حل و فصل کنید و سوءتفاهم های پیش آمده را رفع کنید.

مشاوره را جدی بگیرید:

ازدواج دو فرد با شخصیت و خانواده های متفاوت ممکن است سبب بروز اختلاف و سوءتفاهم گردد.

زوج های موفق می توانند با صداقت کامل دلخوری های خود از یکدیگر را بیان کنند.

با صمیمیت کنار یکدیگر باشند و حرف های هم را گوش دهند تا اختلافات را پشت سر بگذارند و سوءتفاهمات را رفع کنند .

اگر زوجی نتواند اختلافات و سوءتفاهم های پیش آمده در زندگی مشترک را برطرف سازد لازم است نزد مشاور برود تا مشاورکمک کند الگوی ارتباطی آنان از نو ساخته شود.

بسیاری از مشکلات و عدم تفاهم ها، در اصل سوءتفاهم هستند.

چطور با همسر خود بهترین رفتار رو داشته باشم سؤالی هست که همیشه باید از خود بپرسیم.

رابطه ی دو شخص هر چه نزدیک تر باشد، در معرض سوءتفاهم بیش تری قرار می گیرد چرا که زندگیِ زناشویی بیش از هر رابطه ی صمیمانه ی دیگری در معرض سوءتفاهم قرار دارد.

خارج از مناسبات زناشویی، زن و مرد راحت تر با این فرآیند های ذهنی رو به رو می شوند و آن را زیاد جدی نمی گیرند.

اما در مناسبات زناشویی این سوءتفاهم ها می توانند سبب بروز مشکل شوند

چگونه از علف های هرز در روابط خود بهتر استفاده کنیم؟

 

 

اکثر ما در محیط منزل خود یا اطرافیان باغچه هایی را دیده ایم.

بیشتر این باغچه ها هم، علف های هرز را در خود پرورش می دهند.

معمولاً بسیاری از ما از پیشروی و رشد بیش از حد این علف ها شاکی هستیم.

این علف ها راه رشد خود را یافته اند و خیلی به ندرت ما می توانیم از رشد آنها جلوگیری کنیم.

اگر وقت بگذاریم و بخواهیم آنها را وجین کنیم، می شود در یک روز جمع کرد.

ولی با کمال تعجب دو یا سه روز بعد می بینید که رشد کرده اند.

این علوف راه رشد خود را می دانند.

هنگامی که از رشد آنها عاصی می شویم، برای مدتی رهایشان می کنیم.

اما باز هم میبینیم که دسترنج ما را دارند از بین می برند.

دنبال راه حل های بهتری می گردیم تا شاید از رشد آنها جلوگیری شود.

شباهت افکار مزاحم به علف های هرز باغچه.

درست هنگامی که از خواب بلند می شویم یک سری افکار به ذهن ما خطر می کنند.

بسیاری از ما متوجه خوبی یا بدی این افکار می شویم.

 

اما چند سؤال پیش می آید.

آیا ما می توانیم از وجود آمدن این افکار جلوگیری کنیم؟

می توانیم خود را در برابر این افکار قرار دهیم؟

می شود فقط افکار خوب را در ذهن پرورش داد؟

چه قدر این افکار در زندگی ما تاثیر می گذارند؟

تا چه اندازه در رشد فردی ما تاثیرپذیر هستند؟

با کمی دقت می توانیم تشخیص دهیم که این افکار همیشه وجود دارند.

ولی آیا ما تا به حال فکری برای مقابله با آنها انجام داده ایم.

این افکار مانند علف های هرز همیشه وجود دارند.

اگر از یک باغبان بپرسید که راه مبارزه با آن چیست؟

آیا می دانید تنها جوابی که می دهند، چه خواهد بود؟

سرشت هر آدمی هم مانند خاک هست که این علوف و افکار را در خود پرورش می دهد.

ولی ما به عنوان یک انسان خلاق می توانیم خلق معجزه کنیم.

تاثیر این افکار در روابط ما

همان طور که همه ما در زندگی خود نیازمند روابط خوب هستیم.

افکارمزاحمی هم هستند که در این روابط تاثیر گذار خواهند بود.

این افکار مزاحم مانند علف های هرز عمل می کنند و هر چه ما در باغبانی متبحر باشیم بهتر می توانیم افکار  خوب خود را رشد دهیم.

معمولاً با هر فردی بخواهیم رابطه ای برقرار کنیم، یک سری افکار در ذهن ما رشد می کند.

حالا این افکار تا چه اندازه می توانند در بهبود روابط به کمک ما بیایند، بسته به چگونگی رشد آنها دارد.

ما در این صورت دو راه حل داریم، یا آنها را کنترل کنیم یا اینکه از به وجود آمدن آنها جلوگیری نماییم.

برای جلوگیری از به وجود آمدن این افکار به بالا بردن تبحر خود نیازداریم.

و برای کنترل آنها نیز بسته به این دارد که از چه راههایی می توانیم بهترین سود را بریم.

ابتدا این را در نظر بگیریم که هیچ فرد بدی در این دنیا وجود ندارد، مگر اینکه ما خود آن را در روابط بسازیم.

و ساختن این روابط هم بسته به عملکرد ما در کنترل ذهن و زندگی ما دارد.

ما خواهان چه روابطی و چه مسیری را می خواهیم طی کنیم؟

روابط و مسیر رسیدن به هدف، مستقیماً به افکار و باورهایی ربط دارند که ما چگونه پرورش شان می دهیم.

بنابراین افکار ما راهی را طی می کنند که مسیر ما برای رسیدن به هدف طی خواهد کرد.

و هر چه بهتر بتوانیم این افکار را کنترل کنیم، راه ما را در بهبود روابط  هموارتر خواهند کرد.

چگونه باغبانی می خواهیم باشیم؟

مطمئنن در هرکاری که می خواهید تبحر پیدا کنید، نیازمند به تکرار و تمرین دارد.

هر باغبانی که بخواهد بهترین گل و گیاه را پرورش دهد، نیازمند به تجربه کافی در این زمینه دارد.

حالا ما چه اندازه در کنترل باغچه خود مهارت داریم؟

باالطبع همه ما می خواهیم که بهترین روابط و شیرین ترین زندگی را داشته باشیم.

هر اندازه در بهبود روابط خود آموزش ببینم و مطالعه کنیم، روابط ما نیز خوشایندتر ساخته خواهد شد.

در اجتماعی زندگی کردن ما هم روابط بهینه، سازنده و کارسازتر می باشند.

انتخاب اینکه ما چگونه روابطی را می خواهیم به شخصیت ما و نتایجی که می خواهیم بدست آوریم، ربط مستقیمی دارد.

و شخصیت ما نیز روابط ما را خواهد ساخت.

بنابراین شما چگونه شخصیتی را انتخاب می کنید، اینکه در حال رشد ارزش خود باشید یا ….

پس باغبانی را انتخاب خواهیم کرد که به رشد گل و گیاه ما بیشتر کمک کند.

و این باغبان با کنترل علف های هرز، باغچه ای زیبا خواهد ساخت.

ما نیز می توانیم با کنترل و هدایت این افکار، شخصیت والای انسانی و معنوی خود را بسازیم.

راه کنترل این علف های هرز و افکار

من با بسیاری از باغبان ها رابطه داشته و دوست بوده ام.

و بیشتر آنها قبل از اینکه به از بین بردن علف ها توصیه کنند،

هدایت آنها را به سمتی دیگر پیشنهاد می کردند.

اینکار هم باغچه ها را قشنگ تر می کند و هم دیگر مبارزه ای در کار نخواهد بود.

من چندین باغچه را به چشم خود تماشا کردم،

که واقعاً نشان از تبحر آنها در کنترل علف های هرز داشت.

این کار در ابتدا زمان زیادی خواهد برد، ولی در نهایت زیباترین صحنه ها را خواهد ساخت.

ما نیز در کنترل  افکار می توانیم آنها را به سویی هدایت کنیم که ذهن درگیری نداشته باشیم.

چگونه؟

توجه و تمرکز خود را به سوی دیگری که همان گل وگیاه باغچه هست هدایت کنیم.

افکار بگذار بیایند، مبارزه نکنیم، فقط به محض اینکه دیدید دارد در رشد شما تزلزلی ایجاد می کند،

 

مسیر افکار و تمرکز خود را عوض کنید.

توجه داشته باشیم برای باغبانی با تجربه بودن، نیاز به تمرین و ممارست بسیار دارد.

در کنترل افکار هم نیازمند تمرین و ممارست های بسیار زیادی می باشد.

بنابراین با تمرین زیاد، تمرکز و توجه خود را بیشتر به سوی خوبی های طرف مقابل سوق دهیم نه بُعد منفی وی.

راهکاری که من انجام می دهم و نتیجه اش عالی بوده.

زمانی که ما خواهان برقراری رابطه ای هستیم، مسلماً افکار نامحدودی در ذهن خطور خواهد کرد.

در این زمان بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم، پرسیدن سؤال از خود هست.

آیا برقراری رابطه با این شخص، ارزش شخصیتی من و یکی از نیازهای روابطی من را برطرف خواهد کرد؟

همین موقع هست که من بهترین کاری را که از نظر خودم خوب است،انجام می دهم.

آن هم در یکی از دفترهایی که مخصوص این کار قرار داده ام، می نویسم چه کمکی به رشد روابط و شخصیت من خواهد کرد.

معایب و محاسن این رابطه، و یا ادامه آن را یادداشت می کنم.

نتیجه ای که بدست می آورم، توجیح پذیر خواهد بود.

با این کار سعی می کنم دیگر افکار مزاحمی که در مورد فرد مورد نظر هست، کنترل شده باشد.

بسیاری از همسران با اجازه دادن به رشد همین علف های هرز، باعث خشکیدن عوامل اصلی روابط می شوند.

خشکیدن آنها نیز باعث به وجود آمدن فاصله و در نهایت احتمال  از بین رفتن تمام باغچه یا به معنایی دقیق تر جدایی همسران و طلاق زوجین شود.

شما خواننده عزیز؛ می توانید از تجربه این باغبان استفاده کنید و برای برقراری تمام روابط خود این کار را انجام داده و ببینید تا چه اندازه تاثیر زیادی در روابط شما خواهد داشت.

در پایان از اینکه وقت گذاشته و این مقاله را مطالعه فرمودید، سپاسگزارم.

منتظر دیدگاه ارزشمند شما هستیم