نوشته‌ها

چگونه در روابط همسرداری آرامش را جایگزین استرس کنیم؟

استرس چیست؟

تعریف استرس آسان نیست، زیرا هر کس در مورد استرس به نوعی می اندیشد و آنرا به شکلی تعریف می کند:

استرس را می توان آثار منفی فشارها و حوادث زندگی دانست.

استرس فرسودگی بدنی یا عاطفی است که بر اثر مسائل و مشکلات واقعی یا ذهنی پدید می آید.

استرس به مجموعه واکنشهای عمومی انسان نسبت به عوامل ناسازگار و پیش بینی نشده داخلی و خارجی اطلاق می گردد؛ بدین گونه که هرگاه تعادل داخلی یا خارجی از میان برود، استرس پدید می آید.

استرس همان احساس ناخوشایندی است که در نتیجه کنترل نداشتن بر شرایط در ما ایجاد می‌شود.

 اگر مدیریت نشود می‌تواند مشکلاتی جدی برای سلامتی و شغل ما به همراه داشته باشد.

استرس یکی از مهم‌ترین علل بروز اختلالات جسمی و روانی است؛

بررسی‌های گوناگون نشان دهنده این است که 70 تا 90 درصد بیماری‌ها با استرس ارتباط دارند؛

فهرست بیماری‌های ناشی از استرس، سرطان، بیماری قلبی، آسم و میگرن را در برمی‌گیرد.

بسیاری از ما استرس را در زندگی خود تجربه می‌کنیم؛

چه استرس‌های مقطعی مرتبط به یک پروژه و چه استرس مربوط به فشار کاری زیاد.

استرس نه‌تنها باعث ایجاد احساس ناخوشایند در ما می‌شود، بلکه روی سلامتی و عملکرد ما نیز تأثیر می‌گذارد؛ اما اگر از ابزار و تکنیک‌های مناسب استفاده کنیم می‌توان استرس را کنترل کرد.

ما زمانی استرس را تجربه می‌کنیم که باور کنیم زمان، منابع یا دانش کمی برای مدیریت کردن شرایط داریم؛

در واقع استرس زمانی در ما ایجاد می‌شود که احساس کنیم کنترل امور از دستمان خارج است.

انسان‌های متفاوت استرس را به شیوه‌های مختلف مدیریت می‌کنند.

اما به طور کلی هرچقدر اطمینان در مورد توانایی‌های فردی بیشتر باشد و فرد احساس کند که کمک و حمایت مورد نیاز برای انجام کاری را دارد، بهتر می‌تواند استرس را کنترل کند.

شدت استرسی که تجربه می‌کنیم وابسته به این است که احساس کنیم شرایط تا چه حد از کنترل ما خارج است و اینکه تا چه مقدار با منابعی که در اختیار داریم می‌توانیم با تهدیدها مواجه شویم.

استرس روی عملکرد ما تأثیر می‌گذارد و اجازه نمی‌دهد که بهره‌وری خوبی در کارمان داشته باشیم.

همچنین روی نحوه کار کردن و یا رفتار ما با همسرمان اثر می‌گذارد و می‌تواند تأثیر جدی بر شغل، سلامتی و ارتباطات ما داشته باشد.

باورهای غیرمنطقی و ناسازگارانه از مهم‌ترین عوامل استرس زا محسوب می‌شود؛
مقابله با استرس و تغییر سبک زندگی نقش مهمی دارند.

گر ادراک عوامل استرس زا منفی‌نگرانه و یا دفاعی باشد و مانع حل مشکل توسط شخص شود، باید مجدداً مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد.

صمیمیت در روابط می تواند از بسیاری استرس ها جلوگیری کند.

ارزیابی مجدد شرایط یعنی ایجاد دیدگاه و باور جدید در ذهن، که مناسب‌تر و سازگارانه‌تر باشد.

باید به‌خاطر داشته باشیم که ارزیابی مجدد یک فرایند، به معنی سرکوب هیجانات یا دلیل‌تراشی نیست.

بلکه تشخیص صحیح این نکته است که بر چه عواملی در زندگی کنترل داریم و چه عواملی خارج از کنترل ما هستند. 

 باید بدانیم که مغز انسان بهترین داروها را می‏سازد و بهترین درمان ها را در خودش گنجانده است.

فقط راه استفاده از آنها را باید یافت و آن هم نیاز به کمی تمرین و ممارست دارد.

اگر شدت استرس زیاد باشد و ادامه دار باشد، می تواند سبب به وجود آمدن مشکلات روحی و روانی در فرد گردد.

برنامه ریزی روزانه داشته باشید:

اگر نشانه های استرس را در خود دیدیم باید برای کنترل و مدیریت استرس اقدام نماییم.

اولین گام برای کنترل استرس، پیدا کردن عامل به وجود آورنده ی آن است.

بعد از یافتن عوامل به وجود آورنده استرس باید نحوه برخورد و مدیریت این عوامل را بیاموزیم تا از این وضعیت خارج شویم. 
از همسرتان بخواهید تا شما را در استرس خود شریک کند.

دانشمندان عقیده دارند که تنها راه خلاصی از دست تنش ها و فشارهای روحی این است که در مورد آنها صحبت کنیم.

او به زوج ها توصیه می کند که هرگاه همسرشان را مغموم یا عصبی دیدند، با او صحبت کنند تا بفهمند که چه چیز باعث آزار او می شود.

یک روز هم که شده همه ی نگرانیها و مشکلات خود را به باد فراموشی بسپارید و به تنها چیزی که فکر می کنید لذت بردن در کنار همسر و خانواده باشد.

همسرتان را برای گردش بیرون ببرید و کاری کنید تا هر دوی شما از کنار هم بودن لذت ببرید. با اینکار استرستان نیز فروکش خواهد کرد.

 نکته مهم: اجازه ندادن به استرس که جزء عادات زندگی ما شوند!

اینکه مدت کوتاهی به طور موقتی گرفتار مشکلی باشید و فشار و استرس روحی داشته باشید.

مسئله ای کاملاً طبیعی و عادی است. اما اگر این فشارها و استرس ها جزئی از برنامه ی روزانه ی شما در زندگی شد، دیگر امری طبیعی نیست.

البته به جرات می توان گفت که در اکثر افراد وضع به این صورت درآمده است.

از اینرو بهتر است همانطور که در بالا توصیه شد، مشکلات و فشارهای روحی خود را با همسرتان درمیان بگذارید تا به کمک یکدیگر به دنبال راه حلی برای آنها باشید.

تا می توانید اجازه ندهی تا این استرس بر رابطه ی شما با همسرتان تاثیر منفی بگذارد.

  به مسائل و مشکلات زندگی با دیدی خوشبینانه نگاه کنید تا با انرژی بیشتری درصدد رفع آنها بر آیید.

استرس در همه جا وجود دارد و به همه طریق می تواند بر سلامتی شما تاثیر گذاشته و آن را خراب کند.

اما با اینکه استرس همه جا وجود دارد، اما همیشه هم بد نیست و همه ی ما به یک طریق به آن واکنش نمی دهیم.

دقیقتر بگویم، مردها و زن ها، هرکدام به صورتی متفاوت در مقابل استرس واکنش می دهند.

چگونگی برخورد با استرس، به مسائل مختلفی بستگی دارد؛ طریقه ی واکنش شما به آن، و اینکه زن هستید یا مرد، دراین زمینه بسیار مهم است.

استرس برای ادامه ی زندگی لازم است.

استرس به میزان مناسب باعث جذب انسانها به دنیا خواهد شد.

اگر میزان استرس در زندگی کم باشد، افراد دچار بی حوصلگی و کسالت خواهند شد.

اما استرس زیاد نیز ممکن است منجر به آسیب های فیزیکی و احساسی شود.

نباید از همه ی انواع استرس دوری کرد، بلکه باید آنها را شناخت و به طریقی مناسب واکنش داد.

اگر نوع استرس تهاجمی است، باید یا از خود دفاع کنید و یا فرار کنید.

اما اگر استرس به خاطر مشکلات کاری باشد یا اینکه همسرتان سعی دارد شمار را از حالت تعادل خارج کند، می تواند استرسی خوب و مفید باشد.

در زندگی روزمره رشد فردی بدون ایجاد ناراحتی میسر نخواهد شد.

و به خاطر داشته باشید، بیش از یک راه برای مقابله با استرس پیش رویتان است.

بسیار زیاد است و به همین دلایل، استرس های فراوانی به زن و مرد وارد می شود.

اینجاست که نقشِ همسرانِ با محبت، در آرام سازی و آرامش همسر، پررنگ می شود.

قدم اول در راه تنش زدایی و دادن آرامش به همسر، یعنی در انتهای روز به همدیگر بپیوندید.

اینکه به همدیگر بگویید آن روز چگونه گذشت است، موثرترین عامل برای کم کردن استرس است.

کاری که این جمله کوتاه:

روزت چگونه سپری شد عزیزم؟

انجام می دهد، آن است که به شما کمک کند تا استرسی را که حاصل زندگی زناشویی شما نیست، از زندگی خود دور کنید.

 آموختن این مهارت برای سلامت درازمدت ازدواج شما اهمیتی حیاتی دارد.

اگر فرد بتواند با همسر خود، استرس هایی را که خارج از روابط زناشویی است تخلیه کند، می تواند از پس این مدل تنش ها بربیاید و ازدواج خود را نجات دهد.

صحبت کردن در مورد بحث دلخواه همسرتان شما را بیشتر محبوب خواهد کرد.

اولین قدم در آرامش دادن به همسر، شیوه صحبت کردن با اوست.
راه هاي موثر کاهش و مدیریت استرس :

روشهای کاهش استرس و آرامش دادن به همسر:

.دست همسرتان را بگیرید: اگر با احساس دست همسرتان را بگیرید، آرامش زیادی به او منتقل می کنید.

  • حامی احساسی او باشید:خودتان را جای همسرتان بگذارید و سعی کنید با او همراهی و همدلی کنید.

  • رابطه جنسی داشته باشید:ارتباط جنسی هدایت شده و پرنوازش، می تواند به کاهش استرس کمک کند.

  • از او بخواهیددوش بگیرد و کمی ریلکس کند: ریلکس کردن می تواند آرامش عمیقی ایجاد کند.

  • با آرامش از او بخواهید کمیآب بخورد و سپس کمی استراحت کند یا بخوابد.

  • مشکلات همسرتان را کوچک نشمارید:به او نگویید: “پس اگر جای من بودی، چه می کردی؟!”

  • گفتگو کنید:با دقت و صمیمیت بسیار زیاد به او صحبت کنید و به حرفهای او گوش دهید.

از آنجا که یکی از مهمترین اهداف ازدواج، آرامش گری است.

زوجین باید تمام تلاش خود را برای آموختن روش های مناسب گفتگو کردن  بیاموزند تا در مواقع لزوم بتوانند به داد همسر خود برسند و باعث آرامش او شوند.

درروابط همسرداری چراغ قرمزی هم وجود دارد.

 

 

شاید بتوان مهمترین روش کم کردن استرس و آرامش دادن به همسر را گفتگوهای ملایم و تسکین دهنده دانست!

شاید هم اصلی ترین مسئله ای که می تواند قبل از ازدواج به آن توجه داشت، یا مهمترین عامل جدایی و طلاق همسران باشد.

از آنجا که افزایش فشار خون رابطه مستقیمی با تحمل استرس دارد.

می توان نتیجه گرفت که با صحبت کردن می توان این روند را برعکس کرد.

یعنی اگر زوجین بتوانند روش های گفتگوهای ملایمت آمیز را بیاموزند، می توانند باعث کاهش استرس و آرامش دادن به همسرشان شوند.

اکنون وقت آن نیست که در مورد اختلاف نظرهای زناشویی بحث کنید.

بلکه باید یکدیگر را از لحاظ عاطفی و فقط در زمینه سایر نواحی زندگی تان پشتیبانی کنید.

این تمرین نیاز به شنود فعالانه دارد.

شنود فعالانه یعنی؛ به مسایل از دریچه چشم همسرتان با همدلی و بدون قضاوت در مورد او، بنگرید.

برای آرامش دادن به همسر، باید بتوانید درست بشنوید.

بهترین روش آن است که در مواقع پرتنش و اضطراب، به هم بگویید که چه توقعی از هم دارید. 

از تکنیک‌هایی مانند مدیتیشن و ریلکس کردن برای حفظ آرامش خود استفاده کنید.

از حمایت اطرافیان مانند دوستان، افراد خانواده و همکاران بهره‌مند شوید.

به اندازه کافی ورزش کنید و بخوابید تا بتوانید بعد از اتفاقات استرس‌آور خودتان را آرام کنید.

یاد بگیرید که با تغییرات کنار بیایید و انعطاف‌پذیر باشید تا بتوانید بر مشکلات غلبه کنید

چطور همسر خود را در جلوی جمع بزرگ کنیم؟

چطوررفتار کنم که همسرم مرا با دیگران مقایسه نکند؟

اکثر ما می‌فهمیم که چقدر مقایسه کردن خودمان با دیگران کاری احمقانه است.

همه ما می‌دانیم که اینکار هیچ سودی برایمان نخواهد داشت.

اما ما این نوع مقایسه‌ها را انجام می‌دهیم، چه مقایسه کردن اندازه خانه‌مان باشد، چه درآمدمان، چه ویژگی‌های ظاهری‌مان یا هر چیز قابل‌شمارش (یا غیرقابل‌شمارش) دیگر.

بااینکه می‌دانیم این کار مشکلات زیادی دارد، ولی ما معمولاً بدترین‌های خودمان را با بهترین‌های دیگران مقایسه می‌کنیم.

مقایسه کردن زندگی‌تان با دیگران همیشه نشانه بازنده بودن است چون همیشه کسانی هستند که بهتر از شما «به نظر می‌رسند» و به نظر زندگی بهتری نسبت به شما دارند.

از اینها گذشته، ما معمولاً بدترین چیزهایی که درمورد خودمان می‌دانیم را با بهترین ویژگی‌های زندگی دیگران مقایسه می‌کنیم.

ولی مطمئن باشید زندگی آنها به آن ایدآلی که در ذهن شماست، نیست.

بازی مقایسه انتها ندارد.

مقایسه کردن دسته‌بندی نامحدود و بی‌نهایت دارد ولی تعداد کسانی که می‌توانید خودتان را با آنها مقایسه کنید محدود است.

وقتی وارد این راه شدید، هیچوقت انتهای آن را پیدا نخواهید کرد.

مقایسه تمرکز شما را روی فرد اشتباهی می‌اندازد.

شما فقط قادر به کنترل یک زندگی هستید: زندگی خودتان.

وقتی مداوماً خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید، انرژی باارزشتان را برای تمرکز روی زندگی دیگران و نه زندگی خودتان هدر می‌دهید.

مقایسه لذت زندگی را از شما می‌گیرد. مقایسه کردن خودتان با دیگران همیشه حسرت چیزهایی که نیستید

و چیزهایی که ندارید را برایتان به ارمغان می‌آورد و نه‌تنها هیچ لذتی به زندگی‌تان اضافه نخواهد کرد

بلکه تمام لذت زندگی‌تان را هم خواهد گرفت.

مقایسه کردن زندگی‌تان با دیگران همیشه نشانه بازنده بودن است‎.

مقایسه خود با دیگران؛ خصلتی که می تواند مشکل آفرین شود،

یکی از معضلات شخصیتی که می تواند برای زندگی فرد در خانواده و جامعه مشکل ایجاد کند مقایسه کردن خود با دیگران است.

بدون شک “قیاس خود با دیگران” نشانگر آن است که به خویشتن اعتماد نداریم و دچار نوعی کم خودبینی هستیم.

در حقیقت افرادی که دچار حقارت نفس هستند و خود را حقیر و زبون می پندارند،

تنها از راه مقایسه خود با دیگران مسیر زندگی خویش را تعیین می کنند.

برای جلوگیری ازسقوط در دام مقایسه ضرورت دارد که ضمن تقویت اعتماد به نفس از تدابیری که آموزش می بینیم شخصیت خودمان را متجلی کنیم.

به هر حال مقایسه خود با دیگران بازی خطرناکی است و به طور قطع به قربانی شدن می انجامد.

زمانی که به این آگاهی برسید که “بدون اینکه بهترین باشید هم می‌توانید خوب باشید” شانس موفقیت شما افزایش می‌یابد.

 توانایی و استعداد خود را بشناسید!

چیزهایی که واقعا ارزشمند هستند، زیربنای زندگی و روابط می سازند.

اگر نتوانید توانایی‌های خود را تشخیص دهید،‌ هرگز نمی‌توانید در راه خواسته‌های خود ثابت قدم و محکم باشید.

اگر میخواهید در زندگی زناشویی خود همیشه موفق باشید به شریک زندگی خود و کسی که انتخاب کرده اید احترام بگذارید.

او را با همه خوبی و بدی هایش بپذیرید و دوست داشته باشید،

زیرا هیچ کس خوب مطلق نمی باشد و هرکس خطاهایی دارد پس لزومی ندارد که باطن زندگی خود را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه کنید.

زیرا همه افراد سعی میکنند بهترین شخصیت خود را در معرض نمایش دیگران قرار دهند.

پس برای اینکه هیچگاه احساس خوشایند زندگی باهم بودنتان تغییر نکند از خیره شدن به زندگی دیگران ومقایسه کردن همسرتان پرهیز کنید .

 

تفاوت های بدیهی!

هر چیزی در این دنیا باهم متفاوت است همانند رنگ گلها و یا طعم مواد غذایی ؛ به انگشتان خود دقت کنید.

در این دنیا هیچ کسی پیدا نمیشود که خطوط سر انگشتش با شما همانند باشد،

پس نباید انتظار داشته باشید همسر شما با همسر دوستتان یکی باشد.

هر انسانی از نظر علایق و راه و روش زندگی با دیگری متفاوت است،

همین تفاوت ها میان انسانهاست که زندگی را از حالت تکرار خارج نموده و دنیارا قشنگتر میکند.

مثلا اگر همسر دوست شما اهل سفر و خوش گذرانی است دلیلی ندارد همسر شما هم اینگونه باشد ؛

علایق و راه و روش زندگی همسر شما با آدم های اطرافش متفاوت است و این به معنی بد بودن همسر شما نیست .


و یا مثلا هنگامی که همسرتان با یک کیسه میوه به خانه می آید و در کیسه میوه ی خراب نیز وجود دارد شما میتوانید.

او را سرزنش کنید چرا که جنس خوب و مرغوب نخریده اما حق ندارید او را باشخص دیگری مقایسه کنید و مثلا بگویید برادرت همیشه بهترین میوه ها را میخرد .

زندگی کردن با معیارهای دیگران که اسمش زندگی نیست.

این جور زندگی کردن هر چه زودتر متوقف شود بهتر است.

قدر چیزی که هستید را بدانید.

زندگی شما نقاط فوق‌العاده زیادی دارد. چه هنرمند باشید، چه تاجر، چه یک مادر، یک شنونده خوب یا یک انسان سخاوتمند.

مطمئناً ویژگی‌های فوق‌العاده‌ای برای قدرشناسی دارید.

هرگونه مقایسه بین شما و یک فرد دیگر مثل مقایسه کردن سیب با پرتقال است.

نه آنها در جای شما زندگی می‌کنند و نه شما جای آنها، درنتیجه نتیجه کار هم باید کاملاً متفاوت باشد.

با قصد و منظور زندگی کنید. خیلی از افراد بدون داشتن هیچ هدف و مقصودی زندگی می‌کنند.

آنها به ندرت وقت می‌گذارند و در اتاقی ساکت می‌نشینند تا به خودشان و زندگی‌شان فکر کنند، اینکه که هستند و از زندگی چه می‌خواهند.

درنتیجه بعنوان واکنشی به اتفاقاتی که اطرافشان می‌افتد، زندگی می‌کنند.

ولی وقتی با قصد و هدف زندگی کنید، بازی مقایسه برایتان جذابیت کمتری پیدا می‌کند.

مقایسه کردن خودمان با دیگران جزوی از ذات ما انسان‌هاست.

ولی اینکار هیچ سودی برایمان نخواهد داشت.

پس دست از مقایسه کردن خودمان با دیگران برداریم.

ما به دنیا نیامده‌ایم که زندگی بقیه را زندگی کنیم.

احمقانه است که زندگی‌مان را با حسادت به زندگی دیگران تلف کنیم.

درعوض، شروع به زندگی کردن زندگی خودتان کنید و سعی کنید از همین امروز این کار را به نحو احسن انجام دهید!
اگر می خواهید شریک زندگیتان کنار شما احساس آرامش و امنیت کند و خانه تان مانند بهشت پر از آرامش شود.

این سخن امام علی را همواره به خاطر داشته باشید ” آنچه برای خود میپسندی برای دیگران هم بپسند

و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نخواه با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتارشود”

تنها کسی که تمام لحظات عمر همراه شما خواهد بود شریک زندگیتان است پس عزیزترین آدم زندگیتان را مورد قیاس با بقیه ی افراد قرار ندهید .

ای انسان بکوش تا “منحصر به فرد بودنت” را ببینی نه چیز دیگر. خودت باش و با هیچ چیز روی زمین خود را مقایسه نکن!